کد
سه شنبه،۳۰/مرداد/۱۳۸۶def my_ruby_snippet blog_post.should(be_highlighted) end
def my_ruby_snippet blog_post.should(be_highlighted) end
من دیشب بعد از جلسهی وردپرسی با میثم رفتم و SDR-H۲۵۰ رو گرفتم، اما چی شد که به نتیجه رسیدم که MiniDV نگیرم چند تا دلیل داشت من فهمیدم که برای کپچر کردن minidv باید یک کارت کپچر خوب داشت که قیمتش بالای ۵۰۰ تومان هستش و با خود دوربین بالای یک ملیون در میاد از طرف دیگه باید برای کپچر کردن کاکمپیوتر خوبی داشت که با کامپیوتر ناجور من جور در نمیادش از طرف دیگه کپچر کردن کار زمانبری هستش و همهی اینةا باعث شد که من دو منظوره بودن خرید دوربین رو یک منظوره کنم و فقظ دوربین را با هدف گرفتن فیلمهای یادگاری و خانوادگی و … بخرم و اگر تصمیم جدی گرفتم برای ساخت فیلم کوتاه دوربین و وسایل رو جدا کرایه کنم که که هم حرفهای تر باشه و هم هزینهاش کمتر دربیاد چیزی که سه نفر از دوستانی که تو این کار بودند پیشنهاد کرده بودند به من هم همین بود.
این که چرا بین هارد و dvd، هارد رو انتخاب کردم دلیلش این بود
به هر حال چند نکتهی آخر اینکه
خوب امروز با یک قیمت گرفتن کوچیک ۴ تا گزینه رو هم حذف کردم و شد این ۴ تا:
gs۳۲۰ که حدودا ۶۱۵ تومان هستش - MINI DV
vdr-d۳۱۰ که ۶۸۰ تومان هستش - MINI DVD
dcr-dvd۹۰۸ که ۷۷۴ تومان هستش - MIN DVD
sdr-h۲۵۰ که ۷۱۰ تومان هستش - HDD
من کلا به این نتیجه رسیدم که سونی واقعا الکی گرونه هم لپتاپش گرونه هم دوربینش، الان از این ۴ تا ۳ تاش پاناسونیک و یکیش سونی هست فقط هم به خاطر قیمت سونیها حذف شدند من دوست دارم کهفردا یک مقایسهای روی این ۲ تا MINI DVD انجام بدهم و یکجوری سونی رو حذف کنم :p
من دیروز رفتم جمهوری که دوربینهای بیشتری دارد و کلا هم بورس دوربینهای خانگی فکر کنم آنجا باشد. ولی اگر جای دیگری است و من نمیدانم به من بگویید.
جمهوری خیلی بد مسیر است من با ماشین رفتم و شانسی یک جای پارک یدا کردم که دقیقا روبهروی پاناسونیک بود. کلا چیز زیادی دستگیرم نشد، جو جمهوری و برخورد فروشندگان زمین تا آسمان با پایتخت فرق دارد؛ اینجا اصلا جواب تو را نمیدهند، و انگار حوصلهی تو را ندارند کلا هیچ توضیحی در مورد چیزی که میخواهی نمیدهند و فقط قیمت را به تو میگویند، هیچگونه کاتالوگ یا بروشوری به تو نمیدهند و قیمتها را روی کاغذی پرینت شده به تو نمیدهند، خیلی از دوربینها اتیکت ندارد و تو باید دانه دانه آنها را از فروشندهای که یا در حال تلفن زدن است و یا در حال جواب دادن هم زمان به چند مشتری بپرسی، جمعیت در هر مغازهای موج میزند کلا خیلی احساس بدی داری.
وقتی آمدم بیرون یک برگ جریمهی ۱۳ تومانی هم چاشنی کار بود که کلی مرا کلافه کند ولی این باعث شد که من یک کار باحالی بکنم:
من آمدم خانه و کل دوربینهایی را که بررسی کرده بودم دوباره بررسی کردم و از بین آنها ۸ تا دوربین را انتخاب کردم که در کلاسهای مختلفی هم هستند یعنی هم dv و هم dvd و هم هارد و هم حافظهای و جلویش رو خالی گذاشتم و به تعداد زیادی آنها را پرینت گرفتم یعنی ۴۰ تا که فکر میکنم کافی است این بار با اتوبوس میروم و به هر فروشندهای یکی از اینها میدهم و میگویم قیمتت را بنویس اینجوری میتوانم انتخاب کنم و نیازی به یادداشت کردن من نیست و از یادم هم نمیرود اصولا هم از نظر روانشناسی اگ ر کسی چیزی بنویسد منصفانهتر قیمت مینویسد تا اینکه یک چیزی بپراند
چیزی که درست کردم این شکلی است و توصیه میکنم به شما که هر چیزی خواستید بخرید این مراحل را بروید:
|
نوع |
مدل |
قیمت (تومان) |
|
|
Mini DV |
GS-۳۲۰ |
||
|
Mini DVD |
VDR-D۳۱۰ |
||
|
|
HDC-DX۱ | ||
|
|
DCR-DVD۹۰۸ | ||
|
|
DC۵۰ | ||
|
HDD |
SDR-H۲۵۰ |
||
|
|
DCR-SR۳۰۰ | ||
|
Memory |
HDC-SD۱ |
||
۱) رفتن به سایتهای محصول و گرفتن بروشور و کاتالوگ آنها
۲) یافتن جنسهای موجود با نشان دادن کاتالوگ یا بروشور به فروشنده ودرخواست تیک زدن و یک قیمت حدودی گرفتن
۳) آمدن به خانه و بررسی مدلها و درست کردن جدول قیمت و رفتن به بازارو درخواست از فروشنده برای نوشتن قیمتها
۴) خریدن
من خودم این بخش یک رو درست انجام ندادم چون فکر میکردم که حتما کاتالوگ و بروشور وجود دارد که باعث شد یک بار اضافی بروم به اینجا ها
در مورد انتخابم هم اگر dv باشد شک ندارم که gs-۳۲۰ را میگیرم در مورد بقیه خیلی بستگی به قیمت دارد زیر ۸۰۰ میخواهم باشه اما ترجیحم بعد از dv به هارد هستش و بعدش به dvd و بعدش هم به memory کیفیت HD هم برایم اصلا مهم نیست و تاثیری توی انتخابم نمیگذاره
معیارهای کاندیدا شدن این مدلها، داشتن ISO و ۳ccd بودن بودش
در ضمن مدلهای کانن به صورت تکی را از اینجا ببینید، اضافه کنم که کسی که مدلةای کانن را وارد کرده است مدلهای بخش آسیا را وارد کرده است و نه بخش خاورمیانه! من اول اشتباهی رفته بودم مدلهای بخش خاورمیانه رو بررسی کرده بودم که دیدم اصلا در ایران وجود ندارند
بررسی مدلهای پاناسونیک هم به صورت تکی هم از اینجا و بررسی مدلهای سونی هم از اینجا
البته بگم که سایت آمریکایی سونی که قبلا گفتم خیلی کار انتخاب رو راحت میکنه ولی توی اون مدلهای dvd cam هایی که توی آسیا وارد شده نیستش
نتیجه گیریهای کلی
بین پاناسونیک و کانن و سونی واقعا زیر قیمت ۹۰۰ تومان و در ردهی dvd cam کانن حرفی برای گفتن نداره فقط یک مدل DC۵۰ هستش که خیلی خوبه تازه صدای دالبیاش هم ۲ کاناله هستش نه ۵ کاناله، باز به نسبت قیمت که باید فردا مطمئن بشوم پاناسونیک HDC-DX۱ داره که با کیفیت HD میزنه و قیمتش پایننتر از مدل سونی HDR-UX۷ هم مرتبهاش هست.
توی hdd cam ها کانن که اصلا محصولی نداره میمونه سونی و پاناسونیک که از هر کدوم یک مدل انتخاب کردم، بقیهی مدلها گرون بودند
توی mini dv پناسونیک در راس هستش بهترین و رو داره و بقیه سوتند
من امیدوارم که قیمت یکسری از این ۸ تا دوربین بالای ۸۰۰ باشه که من بتونم راحت انتخاب کنم، به هر حال فکر نمیکنم برای کسی که اولین بارش باشه که دوربین فیلمبرداری بخواهد بخرد بد عمل کرده باشم کلا هم ۴ روز وقت گذاشتم و کلی چیزهای خوب فهمیدم و اینجا هم نوشتم که اگر کسی برای خرید دوربین مثل من صفر کیلومتر بود بدونه که از کجا شروع کند.
من کل دیروز رو روی سونی کار کردم چون کاتالوگش دستم بود و میدونستم که چه دوربینهایی در ایران هستش که من بین آنها انتخاب کنم، بعد از یک کمی بالا و پایین کردن یک معیاری بدست آوردم که خیلی کمک کرد توی حذف کردن بعضی از دوربینها و انتخاب توی خود دوربینهای سونی آسونتر شد.
لرزشگیر دست اپتیکال یا Image Stablization Optical یا به اختصارI.S.O مهمترین فاکتوری بود که من به کمکش تونستم خیلی راحت گزینههای دیگر رو حذف کنم. نهایتا با حذف کردن دوربینهایی که بالای ۱ ملیون قیمتشون بود و داشتن پورت USB و صدای دالبی ۵ کاناله کلا ۲ تا گزینه برایم ماند که یکیش در بازار موجود نبود که dvd داشت و فقط یکی ماند که روی هارد ذخیره میکند و البته با فرمت mpeg۲ یعنی همون کیفیت dvd.
این مدل اسمش DCR-SR۳۰۰ هستش که توی رتبه بندی سایت کمکوردراینفو که دیروز گفته بودم ۸ امین دوربین برتر سال ۲۰۰۷ شناخته شده
اما امروز من یک سری هم به دوبینهای پاناسونیک و کنون زدم و یکسری بررسی هم انجام دادم بر روی محصولات این دو شرکت.
من یک حس مسخرهای دارم که به من میگه که تو مدلهای پاناسونیک میشه چیز خوبی پیدا کرد در واقع این حس از اسمون نیومده و ریشه در پیدا کردن hdc-sd۱ و HDC-DX۱ دارد.
البته من امروز تونستم با camcorderinfo.com خیلی بهتر کار کنم و بتونم بر اساس ویژگیهایی دوربینها رو فیلتر کنم و حتی مقایسههایی انجام بدهم
در حقیقت کاری که من باید بکنم نهایتا فیلتر کردن دوربینها بر اساس چیزهایی که من برام مهمه هستش که با این کار گزینهها رو محدودتر کنم دقیقا کاری که برای سونی انجام دادم
برای این کار میشه علاوه بر camcorderinfo.com از cnet هم استفاده کرد ولی من همون اولی رو ترجیح میدهم یعنی بهش اطمینان بیشتری دارم
البته مثلا برای پاناسونیک میشه از اینجا استفاده کرد ولی این فقط کل دوربینها رو یکجا مقایسه میکنه و بر اساس نیازی که داری نمیٱونه فیلتر کنه محصولاتش رو
اضافه کنم که من برای اولین بار از اینکه یک سایتی توش فلش کار شده ذوق کردم و باید تبریک گفت به سونی برای داشتن چنین سایت خوبی که با گذاشتن یک فلش خوب براحتی تو میتونی حتی افلاین دوربینها رو فیلتر کنی و مقایسه کنی و نیازی نیست که هی صفحه لود بشه و خیلی سریع میتونی این کار رو انجام بدی واقعا سونی بهترین سایت رو بین پاناسونیک و کنون و جی وی سی و بقیه داشت. آفرین یعنی حتی توی طراحی سایتش هم مشتری مداری کرده…
علاوه بر این ها من کاتالوگ دوربینهای کنون و پاناسونیک رو بالاخره با زحمت تونستم از سایتهاشون پیدا کنم. در این جور مواقع هم باید دنبال بروشور گشت و هم باید دنبال کاتالوگ
یک چیز دیگری که فهمیدم DVD-RAM بود که امکان رایت به تعداد خیلی زیاد روی یکی از اینها وجود داره و یا DVD-rw خیلی فرق داره با این وصف همون خوبی ای که tape داشت با تولد این موجود به دوربینهای dvd دار اضافه شده
JVC رو هم آخر سر نگاه میکنم
پاناسونیک رو بررسی کردم ولی تنها با داشتنم I.S.O نمیشد محدود کرد گزینهها رو بنابراین بعد از در نظر گرفتن I.S.O شاخص دیگری رو هم در نظر گرفتم روی پاناسونیک که ۳CCD Camera System هستش و این مدلها خلاصهاش انتخاب شد
HDC-DX۱
SDR-H۲۵۰ هارد ولی بالای یک میلیون
VDR-D۳۱۰ که روی dvd میزنه و ۷۰۰ تومان
NV-GS۳۲۰ که ۶۰۰ تومان هست و روی نوار میزنه
PV-GS۳۲۰ که ۵۰۰ تومان هستش و روی نوار میزنه
با کمال نا باوری دیدم که حتی یک مدل از tape هم پاناسونیک داره که از فیلتر من گذشته که NV-GS۳۲۰ هستش
کیفیت HD با کیفیت HDV فرق می کند. HDV همان فرمت DV است منتها با کادر بزرگتر تصویر. هر ساعت تصویر DV به طور استاندارد در فرمت استاندارد (AVI یا DIF ) حدود ۱۲ گیگابایت می شود. هر ساعت تصویر HDV (چه ۱۰۸۰i و چه ۷۲۰p) هم در شرایط استاندارد و با فرمت استاندارد (M۲V) ۱۲ گیگابایت خواهد بود. در ضمن hdv روی نوار ضبط میکند نه روی dvd یا هارد
یک سوال خیلی مهم:
اگر بخواهیم با کیفیتHDVفیلم بگیریم هر فریم این فرمت در حالت۱۰۸۰iیک مگاپیکسل است. اگر بخواهیم کیفیت واقعی این فرمت را ببینیم لزوماً یا باید روی هارد ذخیره شود و یا HD DVD or Blue rayدر غیر این صورت مجبور به کاستن از کیفیت هستیم(فشرده سازی) پس به نظر من وجود هارد در این زمینه یک نیاز اساسی است نه یک تکنولوژی فانتزی!
از خیلی وقت پیش یک دوربین فیلمبرداری میخواستم بگیرم، دیروز رفتم یک مقداری کاتالوگ و قیمت گرفتم. چیزهایی که بررسی شون کردم:
jvc، Sony، panasonic و canon بود، خوب دقیقا من نمیدونم چی میخواهم بگیرم مثل کسی هستم که اولین بار بخواهد کامپیوتر بگیرد، میدونم که میخواهم فیلم را روی dvd یا هارد کپی ذخیره کند اما تنها با این ملاک نمیشود به انتخاب رسید.
خوب حالا ملاک بعدی هم که پولش هست، بالای ۹۰۰ نمیخواهم که برایش پول بدهم، حالا میماند چند تا چیز دیگر:
هارد خور یا DVDخور!
اول این که دقیقا نمیدانم که هارد دار بخرم بهتره یا اینکه روی دی وی دی ضبط کنه؟ با سواد خودم میدونم که هارد داشتن یک مقداری دردسر داره: ویروس، حساس به ضربه، استهلاک هد و … و اینکه بالاخره باید فیلمی که گرفتی رو خالی کنی و کپچر کردن فیلم هم دردسری هستش، ولی خوب خوبی که داره این هستش که خیالت راحت هست که در یک زمان خاص وابسته به دیویدی نیستی و درجا میتونی چیزی که نمی]واهی رو پاک کنی یا ویرایشش کنی و خیلی زیاد هم فیلم بگیری بعدش اگر خواستی رو دی وی دی یا حتی یک هارد جدا میتونی فیلمها رو داشته باشی، کلا اونهایی که هارد دارند سبکتر به نظر میرسند و جمع و جور تر. در ضمن نمیدونم که امکان سوختن دی وی دی در هنگام ضبط فیلم چقدر هستش
حالا یک جور دیگه اگر بخواهیم نگاه کنیم…
وقتی روی هارد مستقیم فیلم گرفته بشه باید حتما دی وی دی رایتر داشته باشی اگه بخواهی سریع بگذاری فیلم رو توی دی وی دی خون تا فیلم رو بتونی ببینی (البته در صورتیکه دوربین رو همون لحظه کار داشته باشی) ولی اگه دیویدی باشه سرع بدون نیاز به چیزی این کار انجام شده دیگه دلیلی نداره که دوربین رو معطل کنی برای دیدن فیلم یعنی این هم خوبی دیویدی میشه
حالا اینجا بستگی به کاری که می]واهی بکنی داره، آیا فیلمی که گرفتی راش هست و نیاز به تدوین داره؟ خوب پس هارددار بهتره فکر کنم، چون فیلم زیاد میگیری بعد میفرستی روی هاردت و اونجا تدوین و ویرایش و افکت گذاری میکنی ولی اگه دیویدی باشه باید دی وی دیها رو دونه به دونه بگذاری بریزی روی هارد بعد ویرایش کنی و دوباره رو دی وی دی ظبطش کنی
تو حالت اول یک هارد اضافه میخواهی تو حالت دوم کلا دی وی دی میخواهی
اگر به من بود که من یک چیزی میساختم که هم روی دیویدی بگیره هم روی هارد :) که الان این فنآوری که میخواهم توی بازار نیستش
دوم اینکه یک چیزی تازگی اومده به اسم کیفیت HD که همون high definition هستش تا آنجا که من فهمیدم برای نمایش با کیفیت روی تلویزیوهایی هستش که پهن هستند که زیاد برای من مهم نیست ایت قضیه، به هر حال نکتهی بعدی که نمیدونم فرق فرمت ذخیره کردن فیلم هست، مثلا اکثر دوربینهایی که HD هستند، avchd ذخیره میکنند ولی بقیه mpeg۲ حالا ماندهام که کدام را انتخاب کنم
اگر HD بخواهم باشه که فقط سونی و پاناسونیک این فنآوری رو دارند از یکی از فروشندهةا هم که پرسیدم گفت کیفیت HD خیلی بالاتر هستش در حد ۴۰٪ بهتره
سونی یک جای خوبی داره که میتونی بر اساس چیزی که میخواهی پالایش (فیلتر) کنی دوربین ها رو تا به چیز مورد نظرت برسی
یک سایت خوب فارسی هم پیدا کردم به اسم عکاسی دات کام که توش خیلی نوشتههای خوبی هم برای دوربین دیجتال عکاسی و هم برای دوربین فیلمبرداری انجام شده از توی این سایت یک سایت خوب خارجی پیدا کردم که رتبه بندی میکنه دوربینهای فیلمبرداری هندیکم رو
این رو بگم که کلا خیلی گیج شدم مثلا فهمیدم که کیفیت نوار dv اصلا قابل مقایسه با dvd یا حتی hd نیستش یعنی خیلی بالاتره! ولی این کیفیت مثلا توی تلوزیون معمولی قابل فهم نیست و اگر روی پردهی سنما یا تلوزیونةای بزرگ دیده بشه معلوم میشود
برای درک بهتر مثا این میمونه که یک هکس رو با فرمت tif یا jpg بخواهی مقایسه کنی که شاید زیاد فرقش توی مونیتور معلوم نباشه اما اگر بخواهی از ش پوستر درست کنی اون وقت میبینی که تیف کجا و jpgکجا!
این جور موقعها که میشه باید از یک فیلترینگ قوی استفاده کنی به اسم بودجه به هیچ عنوان نباید وسوه بشوی که بیشتر بخواهی پول بدهی برای همین توی همون ردیف بودجه میفهمی که نهایت کلاسی که میتونی بخری چیه
من نباید وسوسه بشم بروم روی dv چون اون موقع عمرا نمیٱونم به نتیجه برسم بعدشم این مقایسه مثل مقیسهی mp۳ و صفحهی گرامافونه که معلوم گرامافون کیفیتش بیشتره ولی کی الام گرامافون گوش میده یا کی تو خونه اش پردهی سینما داره
بعدشم من که دستگاه تدوین ندارم بنابراین اگر هم dv بگیرم باید آخر سر بکشم رو کامپیوتر که بخواهم تدوینش کنم بنابراین بی خیال اگر خواستم کارگردان بشم یا فیلم ساز بعد میروم روی dv درسته که میخواهم فیلم کوتاه بسازم و بروم کن منتها جشنوارهی کن که نمیخواهم بروم میخواهم بروم کن سولوقون!
تازه یکی فیلمساز باشه با دوربین فیلمبداری موبایل هم میتونه فیلم بگیره مهم ایده است… حال کردی توجیه رو به هر حال وقتی فرمت محدودیت داره باید بری روی محتوا یا همون کانسپت (concept) و خوب ترجیح من همیشه بین ساختار یا چارچوب و محتوا، دومی هستش
یک نکتهی خلی مهم: هيچوقت يک دوربين را بخاطر مارک آن انتخاب نکنيد . تمام شرکت ها هم محصول خوب دارند و هم بد . بايد شرايط ر در زمان خريد تحليل کنيد
فکر کنم دیگه دارم وسواسی میشوم ولی به خودم ۷ روز وقت میدهم که بهترین رو انتخاب کنم. چون این جور چیزا هی مدل به مدل میاد و بهترین هیچوقت توی یک بازهی زمانی نامحدود وجود نداره
آقا من کف کردم :(
هفته پیش دیدم این توالت فرنگی ما خیلی صدا میده رفتم تفحص کردم دیدم بله شناورش ریت میزنه
آقا تا اومدم ببینم که چرا کج شده و چرا صدا میده با یک فشار خیلی کم تلقی شکستش!
حالا تصور کن نصفه شبی اب هستش که داره فواره میزنه رفتم شیر و اب بستم خیس خالی اومدم ببینم چیه جریان و چرا شکسته چی شکسته اصلا!
دیدم که این لولهای که به شلنگ وصله بوده پلاستیکی بوده!
رفتم دنبال گرفتن یکی که لولهاش پلاستیکی نباشه بالخره پیدا کردم و خریدم، لولهاش برنجی بود که امیدوارم دیگه نشکنه واقعا افسوس میخورم که جایی زندگی کنم که اکثر چیزهاش کیفیت لازم رو نداره ولی کسی هم براش مهم نیست
آقا من مخصوصا نوشتم تیم که کسی بهش بر نخوره خیلی سریع میروم سر اصل موضوع:
ما طبق اخرین جلسهای که داشتیم قرار شد که سرور منتقل بشود
نوشتهای در انجمن زده شد که در ساعت ۱۲ شب انتقال صورت میگیرد و لطفا از این ساعت به بعد کسی کاری روی سرور انجام ندهد
در جلسه عنوان شد که کار انتقال نهایتا ۲ ساعت خواهد بود
فردای همان روز دو روز پیش من متوجه شدم که انجمن منتقل شده ما به صورت ناقص
کاشف به عمل آمده که فرایند گرفتن نسخهی پشتیبان از ساعت ۱۰ شب اغاز شده نه ساعت ۱۲ شب! و به همین دلیل کلیهی فعالیتهایی که در این ۲ ساعت انجام شده بود از بین رفته است
در ضمن دومین انجمن و سایت هنوز عوض نشده بود
من خطاهای مختلف از جمله ست کردن DNS را گزارش دادم
به جز انجمن چیز دیگری منتقل نشده بود
دیشب به صورت کاملا ناگهانی و بدون زدن اطلاعیهای و یا حتی ایمیل زنگی چیزی به من پیام رسید که روی سرور کاری نکنم چرا که از ۲ ساعت پیش نسخهی پشتیبان گرفته شده و فایلها می]واهد منتقل شود
هر چی سوال کردم که چرا از قبل خبر ندادید جواب سر بالا گرفتم
پرسیدم که مگه فایلهای انجمن روی هاست جدید منتقل نشده پس دیگر چه نیازی به گرفتن بک آپ و انتقال فایلهاست باز چیزی نشنیدم!
و به صبر کردن راهنمایی شدم!
بعد هم از ساعت حدود ۱۱ شب به بعد بود که همهی دسترسیةا چه ftpو چه http به سایت بسته شده است! و تا کنون محض رضای خدا یک خط توضیح برای هیچ کدام از اعضای گروه داده نشده است
علاوه بر آم به نامهای که برای پاسخگویی فرستاد ه شده است هم پاسخی تا کنون داده نش ده است.
من شدیدا این بی نظمی و این عدم پاسخگویی رو محکوم میکنم
بسیار غیر حرفهای و مسخره عمل شده است در این یک فقره کار
آقا ما که خر نیستیم!
میخواهی که من باور کنم به خاطر هوای پاک و هدر نرفتن سرمایهی ملی و عوض کردن فرهنگ مصرف و … بنزین رو این جوری کردید
میخواهی بگی که هیچ ربطی به دو تا تبصرهی قطعنامهی تصویبی آمریکاو انگلیس و پاشنهی اشیل ایران (همون واردات بنزین ) نداره؟
میخواهی باور کنم که شما پست فطرتهایی که مثل گرگ افتادید سر سرمایههای این ملت و کشور و تا میتونستید غارتش کردید به فکر مردم هستید اون هم نه به فکر خود مردم به فکر بچههای مردم!
بسه دیگه نمایش بازی کردن، بسه دیگه دارم بالا میارم
شمایی که من وقتی توی شهرداری مشاور جوان شهردار شده بودم و گفتم خط سبز دوچرخه بکشیم و خیابانها رو یک خط دوچرخه حتما براش بگذاریم و خندیدی و یک جوری نگاه کردی که انگار من از کرهی ماه اومدم تو، تو دلت به حال مردم میسوزه
تو به فکر آلودگی هوا هستی؟
مجلس فقط تصویب کنه که این ماشینهای اشغالی که ایران خودرو تولید کرده و میکنه جمع بشوند کلی هوای پاک اتفاق میافته
چرا یک دفعه دولتی که همهاش کارهای مردم و احمق پسند میکرد خودش رو به یک ریسک بزرگ انداخت که مردم رو متنفر کنه؟
چرا صدات در نمیاد که بگی دستور ز بالاست دیگه نمیشه خیمه شب بازی کرد؟ چرا نمیگی که آنقدر ریدیم که باید حالا ماله بکشیم؟ چرا نمیگی که یک دوست هم نداریم در جهان آخه میشه واقعا میشه؟
تو اصلا میدونی پول یعنی چی؟ میدونی که همین فقط توریسم رو ردیف کنی چه پولی در میاد؟ اکو توریسم تو سرت بخوره حالا
چرا صدات در نمیاد بگی که ۱۲ سال پیش آدمهای عوضی و حروم خور اومدن به جای ۱۰ تا پالایشگاه ۲ تا ساختند و بقیهاش رو گفتند وارد میکنیم و پورسانتمون رو میگیریم؟
هان؟
این بود استقلال و عدم وابستگی؟ این بود رشد؟ این بود آزادی و ازادگی؟ بدبخت کردید همه رو
چرا نمیگی که حسابداری فروش نفت توی سوییس هستش هنوز و همینجوری فایننس نمیدهند؟
اگه راست میگی چرا پیشنهاد ۴ سال پیش ژاپنیها که گفتند شما بنزیم به ما بدید ما کل ناوگان تاکسرانی شما رو آخرین مدل تویوتا میدهیم که مصرف بنزین بسیار پایینی دارند رد کرد؟
من دارم به خودم فکر میکنم نفت از بشکه ای ۷- ۸ دلار شده ۷۰ - ۸۰ دلار زندگی من و زندگی خانوادهی من از نظر مالی ایا توی این ۲۰ سال ۷۰ برابر رشد کرده؟
بابا ریدی دیگه، گند زدی، عدالت اجتماعی چه مزخرفی هست دارید میگید، سهام عدالت چه کوفتیه، ما میگیم دولت باید لاغر بشه، دولت نباید بنگاهدار باشه باید سیاستگذاری کنه از نظر اقتصادی تو میای سهام عدالت واگذار میکنی؟ دیوانه! اگر جنگ نبود دیگه چی رو میخواستید بهونه کنید؟ از درآمدی که همین فقط نفت داره میدونی چیکارا میشد کرد همه رو به فنا دادید
حالا هم که شنیدم میفرستی به عراق و لبنان پولها رو داری انقلاب و شیعه بودن رو صادر میکنی از افغنستان و طالبان هم یک خبرهایی میاد. من واقعا تو کفم که چجوری میشه این هم دروغ گفت و اب از اب تکون نخوره تو به من بگو من دم خروس رو باور کنم یا قسم حضرت عباس رو
من همیشه نسبت به دموکراسی بدبین بودهام م آن را بدترین شیوهی ادارهی حکومت میدانم و از طرفی دروغی بزرگ به بشریت و هدر دادن انرژی و نیوری انسانی اما با این حال -۳ تا کتاب از این و اون گرفتهام که دربارهی نظریههای دموکراسی و چیستی ان، خواستگاهش و چگونگی گذار به دموکراسی مطالبی بخوانم که بهتر بتوان حرف بزنم یا شاید ذهنم را تغییر هم داد حتی.
با ای حال خطری که من احساس میکنم خطر جدی و بزرگی است ما در ایران یا دست کم من به همراه دوستانم هرکز نشده است که دربارهی دموکراسی یا هر چیز دیگری به نقطهی یکسانی اشاره کنیم، منظروم دقیا این است که یک واژه را به کار میبریم اما مفهومی که آن واژه به آن اشاره دارد کاملا فرق دارد، به قول خودمان ادبیات مشترکی نداریم و این بسیار بد و خطرناک است
این یعنی همان اتفاقی که در مورد رای آری به جمهوری اسلامی افتاد معلوم نیست چند نفر به جمهوری و چند نفر به اسلامی رای دادند، مردم به چیزی رای دادند که نمیدانستند به چیزی که تنها کلمهی شاه در آن نبود، کسی نیامد و کسی هم نخواست که بیشتر توضیح داده شود.
من نگرانم از اینکه ما حتی تعریف مشترکی دربارهی دموکراسی نداشته باشیم و یک واژهی آرمانی برای خود ساخته باشیم که به محض اشاره کردنش آن مفاهیم که در ذهن من یک چیز است و در ذهن دیگری چیز دیگر هیچگاه با هم یکی نباشند
از چیزهایی که دوست دارم یک روزی بتونم که بسازمش یک بازی کامپیوتری هستش که از روی شاهنامه ساخته شده باشه
تا احساسی رو تجربه نکرده باشی نمیتونی لمسش کنی و بفهمیش
دندان لق را باید کشید چون هنوز هم نتوانستهاند برای دندانهای لق چارهای بیندیشند با انکه پیشرفتهای بسیاری در دندانپزشکی شده است. من هم دندان لقم را کشیدم:
شرکتی را که سه سال مدیرعامل و عضو هیئت مدیرهاش بودم و بنیانگزارش نیز هم . رسما برای انحلالش اقدام کردم، تمام آرزوهای آن زمانیام در تحقق و باروری آن نهفته بود: داشتن محیطی صمیمی و دوستامه کار خوب و با کیفیت، سیتمی تمیز بر اساس شایستگیهای افراد، ارزشهایی چون خلاقیت و نوآوری و…
درآمد خوب و کافی به انازهای که خودت را کارمند و کاگر هر پلشتستانی نکنی و با گرگها و آدمهای کثیف و چندش اور سر و کله نداشته باشی
من سه سال از بهترین روزهای زندگیام را وقفش کردم ۱۴ ساعت در روز به مدت ۳ سال به گونهای که هر لحظه از نفس کشیدنم را با مشکلی و یا کاری از آن آرزوی برباد رفته تازه میکردم
با آن انرژی و آن همه امید میتوانستم هر کار بزرگی را برای خود انجام دهم هر کوه بزرگی را جابهجا کنم، در صدر چیزی باشم که دوست داشتم، بهترین باشم.
افسوس که تنها من نبودم که باید ایمان میداشتم، تنها من نبودم که خودخواهیهای خود را باید به کناری میگذاشتم، تنها من نبودم که باید به پیمانی که بسته بودم وفادار میماندم و ۹ نفر دیگر هم باید همین کار را میکردند، که نکردند
در چه شرایط سختی و در چه فشار خانوادگیای و عدم تاییدهایی و با چه جسارتی این کار را کردم، و چه شناختی نسبت به اطرافیانم پیدا کردم؛ توجیهگر، دروغگو، از زیرکار در رو، غیر متعهد و …
برای کار دیگری آمده بودند و من برای چیز دیگری
هزینههای مالی و ضررهای روحی و اجتماعی و از دست دادن فرصتةای کاری دیگردر یک کفهی ترازو و تجربهای سنگین در کفهی دیگر است، تجربهای که خیلی خلاصه به من میگوید: روی کسی حسابی باز نکن و در ایران کاری نکن
آیا من شخصیت منفی بین و بهانهگیریام؟
آیا کسی هستم که در بهترین جای دنیا هم باشم غر میزنم؟
نمیدانم ولی یادم هست که وقتی به نظام آموزشی دانشگاه ایراد میگرفتم و هم مطالب ارایه شده را نقد میکردم و هم چگونگی بیان آنها را و هم از فضای آموزشی و امکاناتش گله داشتم و هم از روش نمره دهی و ارزشگذاری آن شاکی بودم و هم از جو خایه مالی و دختربازی دانشگاه و بسیج بازار بودن دانشگاه مینالیدم.
جایی را پیدا کرده بودم که آنچه را که میخواستم به من میداد:
درس واقعی، جو مصمم و با علاقه به یادگیری سطح بالای مطالب، استاد خوب و همه چیز خوب، میتوانست بهتر باشد ولی کفاف مرا میداد و خوشحال بودم: مدرکی که قرار بود بگیرم واقعی بود تقلبی نبود و به اجبار آن را نگرفته بودم
یعنی به خاطر این که مثلا سربازی نروم دنبالش نرفته بودم یا اینکه بخواهم برای خواستگاری آن را سند آدم با حال بودن خود بدانم یا اینکه در اجتماع جایگاهی با آن بدست آورده باشم جایگاهی سخت کاذب سخت بیگانه
این تنها تجربهای بود که من از یک چیزی که آنرا استاندارد مینامم داشتم پس این طور نیست که من هرجایی باشم دماغم آویزان است و برایم آسمان هر کجایی یک رنگ است
اساسا من به رنگ آسمان هیچگاه گیری ندادهام من به بوی گند زمینی که در آن زندگی میکنم معترض بودهام
و سعی نکردهام که آنچرا که میخواستهام از یاد ببرم، منزوی شدهام اما در جریانات زندگی کثیفی که مرا مجبور کند مجموعهای اعمالی را انجام دهم که تا پیش از مجبور بودن آنان را کثیف و بیمعنا ارزیابی میکردم، قرار نگرفتهام، چون خودم خواستهام و برایم آنچنان مسخره و خنده دار است توضیحات دیگرانی که اکنون خود آلودهی روزمرگی زندگی هستند
نیچه بود یا یکی دیگه که میگفت: کسی که چرایی زندگیاش را بداند (یک اتفاق و حال خوبی بهش دست میدهد)
ولی این چرایی یک جور بدی دست نیافتنی شده است:
ما بیچرا زندگانیم آنان به چرا مرگ خود آگاهانند
اسرار ازل را نه تو دانی و من
وین حل معما را نه تو دانی و نه من
هست در پس پرده گفت و گوی من وتو
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
شاید پرسش نادرستی باشد، پرسش نادرست، پرسشی است که دقیق نیست و سو گیرانه است مانند پرسشهایی که چند پاسخ دارند اما یا واژههایی مانند بهترین زیباترین ابلهانهترین بیان میشوند.
برای من اساسیترین نیاز همیدن است من نسبت به فهمیدن هر چیزی شهوت عجیبی دارم به چیزی که دقیق میشوم باید که آنرا بشناسم و اگر موضوع ذهنی من شود همهی ساعت روزم را برای فهمیدن و به اشراف رسیدنش خرج میکنم
زمزمها همیگش در گوش و روان من است که یک اصل بدون تغییر ار در ذهن و جان و روانم حک کرده است: تو باید بفهمی تو باید که بدانی
تمام مشکلات من از همین نیاز است از برآورده نشدن این نیاز است که چنین بیتابم و این چنین ناراضی و نگران
من کیستم؟ زندگی من چیست؟ من چر اینجایم؟
اما مساله تنها پاسخ به چنین پرسشهایی نیست اگر رفتاری را نفهمم و یا درک نکنم کلافه و سردرگمم چنان که موقعیتی وجود دارد که من ان را تجربه نکردهام
مهم نیست که خدایی وجود داشته باشه یا نه، مهم این هستش که تو یا من نمیتونیم اتفاقاتی رو که پیش میایند پیشبینی کنیم ما محیط نیستیم با جهان بلکه محاط جهانیم، اشراف به رخدادهای جهان و حتی جامعهی انسانی خود نداریم و آنچه برایمان رخ میدهد خارج از ارده و حوزهی اثر ماست.
حالا چه اهمیتی دارد که خدایی وجود داشته باشد و بگوییم حکمت خدا موجب چنین رخدادی شده است یا اینکه خیلی ساده بگوییم بدشانسی یا خوششانسی آوردهایم بدون معنادار کردن آن
برای من در این لحظات تنها چیزی که مهم است ناتوانیام در کنترل شرایط و رخدادهای پیرامون خویشتن خویش است. چه برسد به جهان خویش.
وجود خدا تنها زمانی مهم است که به دنبال مرهمی باشیم برای زخمی که خوردهایم در این مواقع از دو چیز زخمی میشویم: نخست آن چیز بدی که اتفاق افتاده است و دوم ناتوانی در درک چرایی رخدادن یک رخداد.
یعنی اینکه
هیچقت خودت گول نزنی
یادت باشه قبلا از چیا بدت میومد
تو کاری که دوست داری انجامش بدی شریکی نگیری
بجنگی و نترسی و اونقدر پست نباشی که کسی یا سیستمی یا چیزی تو رو وادار به کاری کنه
بدونی همیشه گه، گه است و تردیدی نکنی
پوستت رو اوقدر کلفت نکنی که دردی رو احساس نکنی
کبک صفت نباشی که وقتی شکارچی رو میبینه سرش رو تو زمین میکنه که فکر کنه اتفاق نیفتاده
معترض باشی
اگر چیزی که میخواهی بدست بیاریش خیلی مهمه، خوب بهاش رو باید بدی شاید حتی زندگیت رو
این جمله رو هیچوقت برای دلیل انجام کارت به خودت نگی:
همه همین کار رو میکنن خوب جه عیبی داره
این جمله رو هم هیچوقت به خودت نگی:
اگر من این کار رو بکنم یا نکنم فرقی نمیکنه یکی دیگه این کار رو میکنه یا نمیکنه
یادت نره هیچوقت که چی میخواستی به کم قانع نباشی و بهتر و بیشتر بخواهی
تلاشةای مذبوحانه نکنی وقتی میتونی و میبینی که از بیرون داری چه غلطی میکنی
کاری رو که بهش معترضی انجام ندی
به چیزی که براش تلاش نکردی اعتراضی نداشته باشی
حرفت با عملت یکی باشه یا فاصلهاش خیلی کم باشه
همیشه به این فکر کنی یکه رفتاریی که خودت دوست داری با دیگران انجام بدی دوست داری دیگران باهات انجام بدن یا نه
این جوری باشی احساس رهایی داری، سبکی و البته پوچی
پ.ن. من از آدمهایی که اینجوری نباشن خیلی بدم میاد و برام قابل تحمل نیستند.
یک کدی هست به نام geshi که دستورات برنامه نویسی رو بر اساس زبان برنامه نویسی رنگ بندی یا اصطلاحا highlight میکنه جوملا این رو به صورت یک bot داره تو خودش امروز اتفاقی دیدم که یک افزونهای برای وردپرس هم ساخته شده که geshi رو پورت کرده تو خودش حالا ازش استفاده میکنم ببینم ار میکنه یا نه
این بار خودم فایلهای اضافه رو برداشتم و بستهی به روز رسانی درست کردم برای خو دم :) که حجمش شد ۳۰۰ کیلوبایت مال وردپرس ۸۷۰ کیلوبود فرستادمش بالا و ردیفش کردم
ای بابا من همین الان کار به روزرسانی رو تموم کردم که دیدم یک نسخهی تازه منتشر شده!
من اصلا از روش به روز رسانی وردپرس خوشم نمیآید دلیلیش این هست که برای به روزرسانی از یک نسخه به نسخهی دیگه همونقدر کار باید انجام بدی که اگر می]واستی از اول نصب کنی باید انجام میدادی
منظورم این هستش که معمولا دو فایل وجود داره برای آخرین نسخه یکی رو بهش میگویند پچ و دیگری رو بهش میگویند freshh یا full. حالا فرق این دوتا اینجاست که توی پچ فقط فایلهایی که تغییر کردند وجود داره و نیازی نیست که کل فایلها رو از اول over right کنی! و نسخهی full یا fresh هم برای کسانی هست که بخواهند از اول وردپرس رو نصب کنند.
واقعا روشی که وردپرس داره برای اپگرید کردن خیلی احمقانه است
مثلا دروپال و جوملا اینجوری هستند که من گفتم تر و تمیز و درست حسابی
این جملهی به ظاهر دروغ بعضی وقتةا واقعی است الان من در وضعیتی هستم که هیچ احساسی ندارم
نه عاشقم
نه معشوق
نه نگرانم
نه خوشحال
نه خوبم و نه بد
کلا روی هوا هستم به هیچ چیز تعلقی ندارم
من دیگه تصمیم رو گرفتم یک بار برای همیشه و تو انتخابات دیگر از این به بعد شرکت نمیکنم گو این که تا الان ردیف همه رو شرکت کرده بودم
چند تا دلیل دارم اولش این که به آزادگی من داشت ضربه میزد شکرت در انتخابات
دوم این که با بقیهی روش که در پیش گرفته بودم برای آلوده نشدن در سیستم تضاد داشت
سوم این که بعید میدونم من و همفکران من کاندیدای مناسبی براشون پیدا بشه
چهار هم اینکه من با دموکراسی از ریشه مشکل دارم چه برسه وقتی که جریان ازاد اطلاعات و حزب و حقوق بشر ه نباشه بعد بخواهی رای هم بدهی چه کوفتی میشود خدا میداند
من عطای اثرگذاری و اثربخشی و حقوق شهروندی رو به لقایش بخشیدم
قبلا واقعا احساس میکردم که رای من اثری داره و کار میکنه تو جریان دوم خرداد حتی من با این که سنم کم بود برای خاتمی تبیلغ میکردم اما سر جریان ۱۸ تیر وقتی اسطورهی من دانشجوهایی رو که برای حمایت از اون برخواسته بودند به نظام جمهوری اسلامی فروخت دیگه دلیلی برای من وجود نداشت که بخواهم در جریانات سیاسی باشم و یا از حقوق شهرونیام برای ساخت سرنوشتم استفاده کنم
اصلا دارم سعی میکنم که کشور ایران موضوع ذهنی من نباشه بس هستش توی این ۸ سال هر چی بهش فکر کردم و غمگین شدم و عصبی شدم
وقتی ۱۷ ملیون خوک رو دیدم که به یک ابله رای دادند حجت برای من یک تموم شد که خلایق هر چی لایق
تو همین گه بمونن و بپوسند و عادت کنند و هیچ کاری نکنند و احساس خوشبختی کنند گو اینکه کسی مشکلی نداره و اگر هم داره به قدری نیست که جاییش رو بسوزنه پس من میمونم و یک ۴ ملیون آدم دیگه که نخالهایم و باید کاسه و کزهمون رو مع کنیم و بریم.
من بعد از مشکل پول بزرگترین مشکلم وابستگیةای عاطفی بود که اینجا داشتم که روشون کار میکنم و اگر تونستم خودم رو نجات میدهم.
من هیچ وقت سعی نکردم خودم رو گول بزنم و از آدمةایی که خودشون رو گول میزنند یا جوری رفتار میکنند انگار که همه چیز خوب و درست متنفرم از کسانی که شرایطی رو که توش هستند توجیه میکنند
انسان هر کاری میتونه بکنه، حتی اگر اون کار گول زدن خودش باشه و یادش رفته باشه که چه چیزهایی رو دوست داشته و از چه چیزهایی بدش میاومده.
میتونه خودش رو حل کنه تو هر جریانی و با این جمله که من مجبورم کارش رو توجیه کنه یا با این جمله که من مامورم و معذور یا اینکه بگه اگر من نکنم کس دیگهای میکنه پس چه فرقی داره کار انجام میّه چرا خودم رو محروم کنم؟ و ….
بله
میتوان باصورتک ها رخنهء دیوار را پوشاند
میتوان با نقشهای پوچ تر آمیخت
میتوان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
میتوان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لابلای تور و پولک خفت
میتوان با هر فشار هرزهء دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
” آه ، من بسیار خوشبختم
این چند وقت یکمی به گروه وردپرس فارسی کمک کردم
بیشتر انجمنش رو دست گرفتم تا گروه به یک انسجامی برسه و حرکت کنه دیگه فکر میکنم وقتش باشه که کم کم اصله بگیرم ازش تا بقیه کارشون رو دنبال کنند و من هم بروم سر وقت زندگیم
یکی از دلیلهایی که فینگلیش نوشته بودم این بود که کیبوردم برچسب فارسی نداشت من هم حفظ نیستم جای کلمهها رو و کلی کند میشوم موقع نوشتن. الان ولی دیگه درست هستش و مشکلی نیست
جریان این کیبورد هم این بودش که من رفتم کیبوردم رو عوض کردم که دکمههاش موقع تیپ اصلا صدا نده کل بازار ایران رو گشتم تا یکی بالاخره پیدا کردم دیگه انقدر تمرکز کرده بودم روی صدا ندادن کلیدها که متوجه نشدم کیبورد فارسی نداره و از طرفی آلمانی هم هست یعنی جای خیلی از کلیدهاش فرق داره!
البته مطمئنم هرکی هم بود توجهی به این بدیهیات نمیکرد! مخصوصا وقتی روی جعبهاش عکس کیبورد انگلیسی وجود داشته باش. ولی اینج چون ایران هستش همه چیز امکان داره بنابراین خواستم بروم و پس بدهم کیب.رد رو که دیگه دو سه روز گذشت و دیگه بیخیال شدم تا اینکه کیبورد برچسبدار شدش و ما خلاص شدیم از این مصیبت تا اومدیم دو کلمه چی بنویسیم که پهنای باند تموم شد
قیر و قیف جریانش این هستش خلاصه یه وقت قیر هست قیف نیست یه وقت قیف هست قیر نیست!
من نمیدونم به چه دلیل پهنای باندم تمام شده بود و برای همین ۱۰ روز سایتم در دسترس نبود حدس میزنم به خاطر فیلتر شکنی هستش که گذاشته بودم روی سایت و ادرسش رو به چند نفر داده بودم به هر حال آدرس رو عوض کردم که دیگه پهنای باند به این دلیل دست کم تمام نشود ولی اگر باز هم پهنای باند کم آمد واقعا نمیدانم که دلیلش چیست