گذار به دموکراسی

من همیشه نسبت به دموکراسی بدبین بوده‌ام م آن را بدترین شیوه‌ی اداره‌ی حکومت می‌دانم و از طرفی دروغی بزرگ به بشریت و هدر دادن انرژی و نیوری انسانی اما با این حال -۳ تا کتاب از این و اون گرفته‌ام که درباره‌ی نظریه‌های دموکراسی و چیستی ان، خواستگاهش و چگونگی گذار به دموکراسی مطالبی بخوانم که بهتر بتوان حرف بزنم یا شاید ذهنم را تغییر هم داد حتی.

با ای حال خطری که من احساس می‌کنم خطر جدی و بزرگی است ما در ایران یا دست کم من به همراه دوستانم هرکز نشده است که درباره‌ی دموکراسی یا هر چیز دیگری به نقطه‌ی یکسانی اشاره کنیم، منظروم دقیا این است که یک واژه را به کار می‌بریم اما مفهومی که آن واژه به آن اشاره دارد کاملا فرق دارد، به قول خودمان ادبیات مشترکی نداریم و این بسیار بد و خطرناک است

این یعنی همان اتفاقی که در مورد رای آری به جمهوری اسلامی افتاد معلوم نیست چند نفر به جمهوری و چند نفر به اسلامی رای دادند، مردم به چیزی رای دادند که نمی‌دانستند به چیزی که تنها کلمه‌ی شاه در آن نبود، کسی نیامد و کسی هم نخواست که بیشتر توضیح داده شود.

من نگرانم از این‌که ما حتی تعریف مشترکی درباره‌ی دموکراسی نداشته باشیم و یک واژه‌ی آرمانی برای خود ساخته باشیم که به محض اشاره کردنش آن مفاهیم که در ذهن من یک چیز است و در ذهن دیگری چیز دیگر هیچگاه با هم یکی نباشند

نوشته‌های همسو:

  • هیچی

چیزی بنویسید

-j ^)^ -@ ,)) [-X b-( -# $-) -L *-) ~O) @},- %-( -?? -w ^o @-) -SS #-o -? (| [-( -$ -G 8-| ~X( -c -B O) /) | )) (( #-S -S B-) X( -O -* P x -/ ,,) D ,-) -( -)

تخته کلید فارسی ندارم!

توجه: This post is over a year old. You may want to check later in this blog to see if there is new information relevant to your comment.

بهتر است پاسخ را همسو با موضوع بنویسیم.


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!