بایگانی برای جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

آپارتاید

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

آپارتايد،این واژه انگلیسی یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می کند و در اصل عبارتست از سیاست تبعیض که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می کنند. از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن ها به اقامت در محلات و استان های خاص، محروم کردن آن ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نیست. بر اثر مبارزه مردم و همچنین اقدامات دول سوسیالیستی و دول کشورهای آسیایی و آفریقایی، رسماً آپارتاید غیر قانونی شناخته شده و سازمان ملل متحد قطعنامه های چندی علیه آن تصویب کرده و آپارتاید را نقض صریح و خشن حقوق بشر دانسته است ولی بر اثر سیاست دول امپریالیستی که خود ریشه و سرچشمه نژادپرستی و استثمار و نو استثمار هستند همچنان این شیوه ضد انسانی و خشن تبعیض نژادی حکمفرماست.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

سوسیال‌دموکراسی

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

سوسیال‌دموکراسی یا مردم‌سالاری اجتماعی یک ایدئولوژی سیاسی است که در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایلسدهٔ ۲۰ (میلادی) از سوی هواداران مارکسیسم ارائه شد.

ابتدا سوسیال دموکراسی شامل انواع گرایشات مارکسیستی از گرایشات انقلابی همچون رزا لوکزامبورگ و ولادیمیر لنین تا گرایشات مختلفی همچون کائوتسکی و برنشتاین را شامل بود, اما بخصوص پس از جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر در روسیه سوسیال دموکراسی بیشتر و بیشتر به گرایشی غیرانقلابی بدل شد.

تا آن جا که گرایش رویزیونیستی که برنشتاین نمایندگی می‌‌کرد, مبنی بر اینکه سوسیالیسم نه از طریق انقلاب که از طریق اصلاحات تدریجی به دست می‌‌آید تقریباً بر کل سوسیال دموکراسی حاکم گشت. شعار بعضی سوسیال دموکرات‌ها “نه به انقلاب,آری به اصلاح” بوده است.(این شعار در زبان انگلیسی وزن خاصی دارد)

در میانه‌های سده بیستم سوسیال‌دموکرات‌ها از اِعمال قوانین جدیتر کار، ملی کردن صنایع اصلی و ایجاد دولت رفاهی هواداری می‌کردند.

امروزه سازمان “انترناسیونال سوسیالیستی” مهم‌ترین سازمانی است که در سطح جهانی احزاب سوسیال دموکرات را (در کنار احزاب سوسیالیست دموکراتیک) دربر می‌‌گیرد.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

نازیسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

نازیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی، نوعی نظام حکومتی دیکتاتوری سرمایه داری است. فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه مالی بزرگ است، (که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن کارگران در جامعه حاکم می‌شود)، برعلیه سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران. این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد. نازیسم نوعی از اندیشه فاشیسم و دیکتاتوری سرمایه مالی می‌‌باشد.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

سوسیالیسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

سوسیالیسم اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که هدف آن لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد،‌مانند مالکیت و اداره صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیر مستقیم باشد، از طریق مالکیت و اداره دولتی صنایع.

ادوارد برنشتاین, متفکر سوسیال‌دموکرات و از رهبران بزرگ سوسیال دموکراسی در آلمان: “سوسیالیسم چیزی نیست جز اِعمال اصل دموکراسی در اقتصاد“.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

امپریالیسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

اَمپـِریالیسم طرفداری از حکومت امپراتوری. سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است.[۱] رژیمی که بر اثر از میان رفتن خرده‌سرمایه‌داری داخلی و پدید آمدن تراست‌ها و کارتل‌ها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای بدست آوردن مستعمره و بازار به دیگران تجاوز کند.

مپریالیسم عالی ترین و آخرین مرحله سرمایه داری ست. این مرحله از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن حاضر آغاز می شود. تدوین تئوری مربوط به امپریالیسم و تجزیه و تحلیل پنج وجه مشخصه اساسی آن میگوید:

  • ۱ ـ تمركز و تراكم تولید و سرمایه موجب ایجاد انحصارها (مونوپول ها) شد. انحصارها دراین مرحله نقش قاطع را در حیات اقتصادی بازی می كنند.
  • ۳ ـ صدور سرمایه به جای صدور كالا اهمیت ویژه ای كسب می كند.
  • ۴ ـ ایجاد اتحادیه ها و كنسول های انحصاری سرمایه داران، این اتحادیه ها به صورت كارتل ها، تراست ها و كنسرسیوم ها جهان را از نظر اقتصادی بین خود تقسیم می كنند.
  • ۵ ـ پایان تقسیم منطقه ای سرزمین های جهان بین بزرگ ترین و ثروتمندترین دول سرمایه داری و آغاز تجدید تقسیم آن ها.
نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

مردم‌سالاری

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

دموکراسی یا مردم‌سالاری، نخستین بار در یونان مطرح شد.دموکراسی نظامی سیاسی است که در آن مردم،نه شاهان و اشراف،حکومت می‌کنند.

افلاطون و ارسطو از منتقدان حکومت دموکراتیک بوده‌اند و آن را بدترین نوع حکومت دانسته‌اند. از نظر منتقدین حکومت دموکراتیک؛ اکثر مردم شایستگی لازم برای تصمیم‌گیری در مسائل سیاسی را ندارند. از نظر ایشان، دموکراسی مانعی برای برنامه‌ریزی متمرکز و تصمیم‌گیری قاطع است و مسیر توسعه را دشوار می‌سازد. طرفداران حکومت دموکراتیک اعتقاد دارند که این نوع حکومت بهترین راه برای مبارزه با تراکم قدرت است و باعث کنترل سیاسی بهتر برای پیشرفت و توسعه می‌شود.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

سکولاریسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

سکولاریسم به صورت عمومی به مفهوم ممانعت از دخالت دین در امور عمومی جامعه‌ است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هایی مانند جدایی دین از سیاست ( جدایی کلیسا و حکومت) در آمریکا و لائیسیته در فرانسه بر سکولاریسم بنا شده‌است.

سکولاریسم اگرچه در ایران بیش‌تر بار سیاسی دارد و به جای دشنام سیاسی به کار می‌رود اما در پایه، معنایی معرفت‌شناسانه دارد. از این رو، در نوشته‌های سخته‌تر از آن به عرف‌گرایی ترجمه و تعبیر می‌شد که اکنون واژه ی گیتی‌گرایی به جای اش نشسته که برابرنهاده ی درخوری است اگر به پارسی سره علاقه‌مند باشیم و معنای درست گیتی را-به ویژه آن گاه که رویاروی مینو می‌نشیند- بدانیم.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

لابی‌گری

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

در علوم سیاسی، لابی‌گری یک مشغله و حرفه ویژه است که منظور آن تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه و نقطه نظر مشخص در دستگاه حکومتی یک کشور یا در افکار عمومی است.

در برخی از کشورها دفترهای ویژه‌ای به نام «دفاتر لابی‌گری» وجود دارند که در ازای دریافت پول به تلاش برای پیشبرد حمایت از یک دیدگاه خاص به‌وسیله نفوذ در دولت و افکار عمومی می‌پردازند.

لابی‌گرها با کمک و بکارگیری روش‌های حقوقی و مدیریت مفید روابط اجتماعی کوشش در رسیدن به اهداف خود دارند.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

لائیسیته

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

لائیسیته در زبان فرانسه، ترکی و ایتالیایی همان معنای متداول سکولاریسم به معنای دخالت نکردن دو نهاد دین و دولت در امور یکدیگر را دارا است. لائیسیته تنها به همین معنی به کار می‌رود اما سکولاریسم جدا از این معنی به طور خلاصه به مفهوم فروکاسته شدن ایمان دینی در مواجهه با زندگی روزمره و درک زمینی و این جهانی از مفوم دین است.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

پرولتاریا

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

پرولتاریا، یا طبقه کارگر که از جمله واژگان مارکسیسم و کمونیسم به شمار می آید، طبقه ای است که پس از انقلاب صنعتی شکل گرفته و پیش از آن سابقه تاریخی نداشته است.پرولتاریا طبقه ایست که “مولد ارزش” به شمار می رود اما سهمی از “ارزش” و “سود” نمی برد. مارکسیسم تقابل این طبقه با بورژوازی را طبیعت تاریخ برمی شمرد.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

کاست

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

کاست به معنی نژاد؛ نوعی نظام اجتماعی است. در این نظام؛ مزایای اجتماعی بر اساس نقش‌های انتسابی توزیع می‌شود.در نظام کاست؛ افراد عضو در رتبه‌های مختلف،حق گذر به رتبه‌های دیگر را ندارند و باید شرایط ویژه‌ای را در رفتار و اعمال خود و رابطه با اعضای رتبه‌های دیگر رعایت کنند.نخستین نظام کاست در بین نژاد آریایی هند وجود داشته است.برهما(روحانیون مذهبی)،کشاتریا(جنگ‌آوران)، ویس‌ها(پیشه‌وران)،شودراها(اسیران و بردگان)و پاری‌ها(نجس‌ها یا دراویدی‌ها)رتبه‌های این نظام کاست بودند.نظام کاست هم‌چنین در آفریقا،خاورمیانه و خاوردور وجود داشته است.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

تکنوکراسی

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

تكنوكراسي از واژه يوناني Tekhne به مفهوم فن و شيوه و Kratos به معني حكومت، قدرت و فرمانروايي تركيب يافته است. تكنوكراسي در اصطلاح به حكومت تكنيك اطلاق شده است كه در آن نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي بايد بوسيله ي صاحبان فن اداره شود. به ديگر سخن تكنوكراسي به مفهوم هواداري از رهبري ارباب فن است كه بر ماشينيسم و دانش فني و مهارت‌هاي تكنولوژيك تكيه دارد و همان‌ها يعني مهندسان، دانشمندان و تكنوكرات ها بايد فعاليت‌هاي اقتصادي و سياسي را رهبري كنند. نهضتي بنام تكنوكراسي در سال ۱۹۳۲ در آمريكا بوجود آمد كه مركز آن دانشگاه كلمبيا بود. در بحبوحه‌ي بحران بزرگ اقتصادي آمريكا كه اقتصاددانان و سياستمداران از غلبه‌ي بر آن عاجز بودند گمان مي‌رفت كه شايد مهندسان و تكنوكرات‌ها قادر به مهار آن باشند. در واقع اين نهضت واكنش بحران ۱۹۳۳-۱۹۲۹ بود. از آن پس حكومت ارباب فن هوادار جنداني نيافت و اين عقيده رايج شد كه مغزها و دست‌هاي تكنوكرات‌ها هر اندازه كه خوب چرخ‌هاي تكنولوژي جديد را بچرخاند دليل آن نيست كه بتواند چرخ‌هاي حكومت را هم به خوبي به گردش در آورند. به ويژه كه در عصر ما تكنولوژي خود به سبب داشتن عارضه‌هاي منفي مورد انتقاد و نكوهش برخي از متفكران اجتماعي قرار گرفته است.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

انسداد اجتماعی

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

انسداد اجتماعی، در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی به معنی مسدود بودن راه ارتقا و تحرک صعودی است. علت انسداد اجتماعی توزیع مزیت‌های اجتماعی چون قدرت،ثروت و احترام بر اساس ویژگی‌های انتسابی است. در جامعه‌ای که سابقه اسنداد دارد؛ وراثت راه ارتقا به مناصب سیاسی و اجتماعی است.جوامع برده‌داری در روم قدیم و آمریکای قرن هجدهم؛ با انسداد روبه رو بودند. در هند نیز نظام کاست باعث ایستایی تحرک اجتماعی شده بود.در جوامع طبقاتی،مانند ایران دوره ساسانیان نیز تحرک صعودی به سختی ممکن بود.در این گونه جوامع تحرک اجتماعی مسدود و نظام قشربندی بسته محسوب می‌شد.این در حالی است که در جوامع صنعتی و پیشرفته معیارهای اکتسابی مورد توجه قرار می‌گیرند و افراد بر اساس فعالیت،استعداد و کار ارتقا می یابند.البته در جوامع صنعتی نیز سابقه انسداد،جدایی‌گزینی مکانی یا ویژگی‌های روانی و ذهنی می‌توانند انسداد اجتماعی ایجاد کنند.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

توتالیتاریسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

تمامیت‌خواهی یا توتالیتاریسم اصطلاحی در علوم سیاسی‌است که برای توصیف حکومت‌هایی می‌رود که در آن‌ها جهان‌بینی کل‌گرایی ارائه مى‌شود و مردم می‌بایست به اصول عقاید سیاسی حکومت اعتقاد داشته باشند.حکومت‌های تمامیت‌خواه اغلب یک‌حزبی هستند یا تمام احزاب به یک ایدئولوژی متعهد هستند. در حکومت تمامیت‌خواه، یک فرد دیکتاتور رهبری احزاب را بر عهده دارد، و افرادی که دشمن نظام سیاسی دانسته می‌شوند، مجازات می‌گردند. از دیگر ویژگی‌های حکومت تمامیت‌خواه،کنترل انحصاری سازمان‌های اقتصادی،رسانه‌های همگانی و ارتش است.در حکومت‌های توتالیتر،تمرکز و تراکم قدرت باعث ایجاد انسداد اجتماعی می‌شود و افراد ممکن است به خاطر عقایدشان کشته یا زندانی شوند. در این‌گونه حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.به تعریف سیاست‌دانان برجسته، یک دولت تمامیت‌خواه، می‌کوشد تا همه جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند؛ از جمله فعالیت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئیدنشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف؛ تحمل نمی‌شوند.تمامیت‌خواهی مفهوم عامی است که مفاهیمی چون نازیسم،فاشیسم،مائوئیسم،لنینیسم و کمونیسم را نیز در برمی‌گیرد.افلاطون در جمهوری، حکومت توتالیتر را از بهترین انواع حکومت دانسته است.استالین واژه تمامیت‌خواه را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی،هیتلر در آلمان،پولپوت در کامبوج،موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

انترناسیونالیسم پرولتری

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

انترناسیونالیسم پرولتری مفهومی مارکسیستی است. این مفهوم به طور کلی به این اشاره دارد که کارگران باید در همبستگی با کارگران همهٔ جهان به جای دنبال کردن منافع ملی خود گام بردارند. می‌توان گفت که این مفهوم در خط آخر مانیفست کمونیست و شعار معروف “کارگران تمام کشورها، متحد شوید!” خلاصه شده است.

برداشت‌ها از این مفهوم بین گروه‌های مختلف بسیار متفاوت بوده‌است.

متضاد انترناسیونالیسم پرولتری، را می‌توان ناسیونالیسم بورژوایی دانست.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

ارتجاع

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

ارتجاع، در مفهوم سیاسی به معنای مخالفت با پیشرفت اجتماعی به معنای مبارزه طبقات و اقشار در حال نابودی و زوال علیه جامعه است. سیر جبری تاریخ و مبارزه توده ها جوامع بشری را به سوی رشد و ترقی می‌برد و اقشار و طبقاتی را که صاحب امتیازات مربوطه هستند و با سیر آنی جامعه مخالفند ومایلند وضع موجود را حفظ کنند به نابودی حتمی محکوم می کند. چنین است نابودی برده داران و سپس فئودال ها و سپس سرمایه داران هر یک در دوران تاریخی معین خود مطابق با سطح رشد نیروهای تولیدی. اما این طبقات برای حفظ منافع استثمار گرانه خود، برای حفظ امتیازات و موجودیت خود، با ترقی جامعه در تضاد واقع می شوند و با پیشرفت اجتماعی مخالفت می‌ورزند. مظهر آن مناسبات تولیدی فرسوده ای می شوند که به سدی در راه تکامل جامعه بدل شده است. بنابر این ارتجاع یعنی دفاع از نظام فرسوده و محکوم به نابودی، یعنی مخالفت با ترقی و پیشرفت. ارتجاع گاه به شکل جبر و اختناق خونین و ترور جمعی توده مردم جلوه گر می‌شود. گاه در سیمای افکار و عقاید پوسیده و کهنه با تکیه بر عادات و عقب ماندگی های فرهنگی علیه اندیشه های ترقی خواهانه مبارزه می کند. ارتجاع به شکل تشدید ستم بر توده های زحمتکش از نظر اقتصادی و سیاسی و بر ملت هایی که از حقوق خود محروم شده اند و یا به شکل سرکوب نهضت انقلابی که جامعه را به جلومی راند تظاهر می کند. در عصر امپریالیسم در کشورهای جلو افتاده از نظر صنعتی، فاشیسم و میلیتاریسم جلوه های ارتجاع هستند. مرتجع به کسی می گویند که روش خصمانه ای با هر چه مترقی، نو، بالنده و پیشرو است داشته باشد و برای حفظ یا احیاء مجدد نظام فرسوده و پوسیده یا افکار کهنه و عقب مانده کوشش نماید.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

اتحاد مقدس

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

یک اصطلاح رایج در مباحث اجتماعی و سیاسی است و مقصود آن دسته بندی و ساخت و پاخت گروهی برای اجرای سیاست در جهت خلاف مصالح ملی و ترقی خواهانه است . مثلا می گوییم امپریالیست های آمریکایی و انگلیسی و جانبداران آن ها در این ناحیه می خواهند اتحاد مقدس درخلیج فارس علیه نهضت های آزادیبخش ملی خاورمیانه و نزدیک ایجاد کنند یا می گوییم کودتای ۲۸ مرداد را اتحاد مقدس ارتجاع داخلی کشور ما و امپریالیست های آمریکایی و انگلیسی و سازمان های جاسوسی آن ها براه انداخت. از این مثال ها معلوم می شود که در اینجا کلمه «مقدس» دارای آن مفهوم مقدس و پاک نیست بلکه بر عکس ناپاکی زد و بند و ارتجاعی بودن دسته بندی را می رساند. علت رواج این اصطلاح را در تاریخ اوایل قرن گذشته باید جستجو کرد. در حقیقت عبارت «اتحاد مقدس» نام سازمانی بود که پس از سقوط ناپلئون توسط امپراطوران و سلاطین آن وقت اروپا ایجاد شد وهدفش سرکوب نهضت های انقلابی و آزادی در اروپا بود. سازمان موسوم به «اتحاد مقدس» ماه سپتامبر سال ۱۸۱۵ در پاریس رسماً تشکیل شد و در آن تزار روسیه امپراطور اتریش و پادشاه پروس شرکت جستند. سپس تقریباً کلیه سلاطین و تاجداران اروپا که حافظ نظام اشرافی و مخالف هر گونه تحول دموکراتیک واستقلال طلبانه بودند به این اتحاد مقدس پیوستند. حتی انگلستان هم اگر چه رسماً به این سازمان نپیوست ولی اصول آن را تایید می کرد و علناً از سیاست آن طرفداری می کرد. مبتکر و رهبر عملی این سازمان ارتجاعی و به هم پیوسته سیاه ترین نیروی های مجرد زمان تاریخ صدر اعظم اتریش و الکساندر اول تزار روسیه بودند. اتحاد مقدس هر چند سالي یک بار کنگره تشکیل می داد وتدابیر لازم برای سرکوب خلق ها و نهضت های انقلابی اتخاذ می کرد. هزاران تن اسپانیایی، ایتالیایی، یونانی و غیر یونانی قرباني روش های خونین وارتجاعی اتحاد مقدس شدند. سرکوب نهضت های انقلابی را همواره با عبارت جلوگیری از اشاعه ائتلاف توجیه می کردند که بالاخره در نتیجه تضادهای داخلی بین سلاطین و امپراطوران عضو سازمان و بین منابع طبقات حاکمه آن ها از قدرت اتحاد مقدس کاسته شد. انقلاب سال ۱۸۳۰ در فرانسه و سپس موج انقلابات عظیم و پی در پی سال های ۱۸۴۶- ۱۸۴۸ در اغلب کشورهای اروپایی برای همیشه دیوارهای اتحاد مقدس را از هم گسیخت و آن را نابود کرد.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

آپولیتیسم

جمعه،۶/مهر/۱۳۸۶

روش لاقیدانه نسبت به سیاست و خودداری از شرکت در جریان سیاسی، از داشتن مشی صریح سیاسی. این واژه از ریشه پولیتیک به معنای سیاست و پیشوند «آ» با مفهوم نفی ترکیب شده است. لاقیدی و بی اعتنایی نسبت به حیات سیاسی و احتزار از آن عمداً در رژیم های سرمایه داری بین توده های مردم رواج داده می شود. عدم شرکت در امور سیاسی و عدم توجه به حیات اجتماعی و سیاسی ناشی از آنست که زمامداران کشورهای سرمایه داری سعی می کنند با همه وسائل توده ها را از عقب ماندگی ایدئولوژیک نگاهدارند و توجه آن ها را از مسائل میهن و اجتماع خود به مطالب به کلی فرعی و زندگی روزمره و مسائل شخصی منحرف سازند. یک علت دیگر آپولیتیسم یعنی روش لاقیدانه نسبت به سیاست همچنین سرخوردگی برخی اقشار از سیاست دول و احزاب و وعده های توخالی آن ها و سپس عمل نکردن آن هاست. این روش همچنین از طریق اعمال فشار به شکل ممنوع کردن شرکت در سیاست برای اقشار خاص اجتماعی به زور اجرا می شود. لاقیدی نسبت به سیاست و مسائل میهنی و طبقاتی و اجتماعی کاملا به سود محافل زمامدار مرتجع ضد خلقی است. زیرا زحمتکشان را از نبرد به خاطر خواست های خود، از مبارزه طبقاتی از شرکت در تعیین سرنوشت خود دور می کند.

نوشته شده درباره‌ی
Comments Off

Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!