مصرف پس مانده

هشدار: خواندن این مقاله قبل و حین صرف غذا  توصیه نمی شود.

 

 

درآغاز ریدیم

 

verneuil از طرف می خواهد که بریند ، سپس گه را می خورد و خودش می ریند و از طرف هم می خواهد آنرا بخورد، طرف گه را می خورد اما  آنرا استفراغ می کند ، بعد verneuil با ولع  استفراغ را می بلعد.” 

( مارکی دو ساد )

 

verneuil می تواند دوباره بریند و  این حلقه همچنان ادامه خواهد یافت. حلقه ای که روند  خطی تولید و مصرف را با “مصرف ِ پس مانده” به صورت چرخشی در می آورد. “مصرف پس مانده ” منطق درونی فرهنگ و روبنای جامعه طبقاتی است :

پرولتاریا تولید می کند ، بورژوازی مصرف می کند ،(اما داستان فقط این نیست تازه از اینجا به بعد چرخه شروع می شود) سپس بورژوازی مصرف خود را به صورت یک محصول تولیدی در می آورد ( تمامی کالاهای نمایشی از آلبوم های موسیقی گرفته تا سینما که به بازنمایی زندگی و مصرف بورژوازی می پردازد) و از پرولتاریا می خواهد که آنرا مصرف کند ، پرولتاریا آنرا مصرف می کند  اما به صورت یک  ایده آل شکست  خورده  و آرزوهای برباد رفته در زندگی آنرا بالا می آورد و بورژوازی دوباره با ولع تمام این سرنوشت تراژیک را مصرف می کند ( از الیورتویست گرفته تا انسان دوستی و فیلم های مستند درباره فقر و محرومیت).

هنر ریدن است. مخاطب هنری ، مصرف کننده ی مصرف ِ بورژوازی است. در واقع او مصرف کننده ی پس مانده هاست. منطق مصرف پس مانده را می توان در نظام آموزشی نیز پی گرفت :

معلم اطلاعات را می ریند ، دانش آموز اطلاعات را می خورد تا در سر امتحان قی کند ، سپس معلم با ولع تمام استفراغ های برگه ها را می بلعد و تصحیح می کند.

معلم آنچه را که خود داده باز پس می گیرد . در واقع دانشجو دانشی دریافت نمی کند( همانطور که پرولتاریا چیزی مصرف نمی کند) اما معلم با این بازخورد ، از وجود و حیثیت خود دفاع می کند. اگر او همان چیزی را که داده عینا بازپس گیرد ، این آموزش محسوب می شود. دانش مصرف پس مانده های استاد است . آموزش ریدن است.

این  حلقه ی نفرت انگیز ِ ” مصرف پس مانده های مصرف ” یا “مصرف نمایش مصرف” ، ماشین هرزی است که بشر در طی تکامل خود اختراع کرده است . می توان آنرا مرحله مقعدی و لذات مقعدی سیر به سوی تمدن دانست که در خود ِ تمدن هم درونی شده است. این همان مرحله ی تاریخی است که  در آن هویت بنده ی جامعه طبقاتی شکل گرفت . ژولیا کریستوا ریدن را یکی از شروط ضروری شکل گیری هویت کودک می داند. کودک با پس زدن ، بیرون دادن ، متوجه دوگانگی من و دیگری می شود. دفع کردن آنچه نفرت انگیز است بیشترین فاصله فضایی را هم در بدن ( میان دهان و مقعد) و هم با محیط میان دهان  و مقعد شما و چاهک دستشویی ایجاد می کند . بیرون دادن ، و به موقع بیرون دادن و اموزش آن شرط ضروری شکل گیری یک هویت اجتماعی  است ، اما  خودداری از  دفع  پس مانده ها نوعی مقاومت  و در واقع نوعی لذت جنسی هم وجود دارد. فروید در “سه رساله درباره ی میل جنسی” از لذات جنسی سخن می راند که کودکان با نگاه داشتن مدفوع خود کسب می کنند. والدین که اغلب متوجه این موضوع می شوند از کودک می خواهند که به موقع  دستشویی بروند و یا آنرا به موقع اطلاع بدهند. والدین با تعریف دستگاه زمانی و مکانی ( به موقع دفع کردن و در دستشویی دفع کردن)  هویت مدفوع کننده ی سالم را به کودک آموزش می دهند . هنرمندانی که سرشان به تنشان می ارزد از نیمه کاره رها کردن و یا دست نگاه داشتن اثر هنری خود  نوعی لذت حاصل می کنند. نقاشی ها و رساله های ناتمام هنرمندان و نویسندگان نیز نشانی از همین تامل در دفع کردن دارد. این تفاوت نوابغ و توده هاست. توده ها از شاشیدن لذت می برند ( همه ی ما شاشیدن توده ها را در خیابان دیده ایم . این نوعی نمایش است. من می شاشم پس هویت دارم ، شاشیدن اثبات لیاقت توده ها برای گرفتن جای پدرشان است ، شاشیدن تقلید نمادین از پدر است)، آنها عجله دارند که کارها را تمام کنند و همیشه هم به موقع دانشگاه می روند ،سربازی می روند ، به موقع ازدواج می کنند ، به موقع بچه دار می شوند و به موقع هم می میرند . آنها هویت ها را یکی پس از دیگری با شجاعتی وصف ناشدنی می پذیرند. نوابغ که در مرحله ی مقعدی دچار تثبیت شده اند ، از هویت ها فرار می کنند. آنها از تامل درونی و همسانی غریب امر نفرت انگیز ( و البته گرم ) لذت جنسی می برند.

منطق خیالی ِ مصرف پس مانده ها ، درجه صفر ارزش مصرف است. حلقه خیالی خوردن و دفع کردن از نظر ساد با حلقه واقعی مصرف و” مصرف ِ نمایش مصرف” در سرمایه داری نوعی آرزوی بازگشت به مرحله پیشا ارزش مصرف است. این حلقه یاد آوری حلقه خیالی آدم خواری است. پدر و مادر کودکی را به دنیا می آورند می خورند و بنابراین می توانند کودکان دیگری به دنیا بیاورند. جامعه در آرزوی بازگشت به حلقه های خیالی مصرف همیشگی و طبیعی می سوزد.

 اما آنچه لذت بخش است ریدن نیست بلکه نریدن است. در جهت مقابل نوعی لذت خاص هم در استفراغ کردن دیده می شود.اما خود تهوع هرگز لذت بخش نیست . نوعی مقاومت اسطوره ای در مقابل دفع کردن امر نفرت انگیز در همه ی ما وجود دارد. کودک از اینکه دستشویی خود را به تعویق بیاندازد لذت می برد. به تعویق انداختن زندگی هم لذت بخش است. کودک همیشگی ماندن ، نه گفتن دانشجویان دهه شصت به سبک زندگی پیش پا افتاده و اهلی پدران ، همان مقاومت  و نگاه داشتن خود در مقابل دستشویی است. هرچند دانشجویان دهه شصت هم  آخر سر ریدند. 

از این‌جا:http://bafandeh.blogfa.com/post-۱۳۷.aspx

نوشته‌های همسو:

  • هیچی

۲ پاسخ درباره‌ی: مصرف پس مانده




  1. ناشناس فکر می‌کنه که: سلام گفته های فروید رو خوب نقل نکردی خوشم نیامد



  2. مزدک عقیده داره که: سلام راستش من فقط از این آدرس http://bafandeh.blogfa.com/post-۱۳۷.aspx که آخر متن هم گذاشتم نقل قول کردم و البته از مطلبی که نوشته بود خوشم اومد که این کار رو کردم اما نوشته‌ی من نیست

چیزی بنویسید

-j ^)^ -@ ,)) [-X b-( -# $-) -L *-) ~O) @},- %-( -?? -w ^o @-) -SS #-o -? (| [-( -$ -G 8-| ~X( -c -B O) /) | )) (( #-S -S B-) X( -O -* P x -/ ,,) D ,-) -( -)

تخته کلید فارسی ندارم!

توجه: This post is over 2 years old. You may want to check later in this blog to see if there is new information relevant to your comment.

بهتر است پاسخ را همسو با موضوع بنویسیم.


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!