بایگانی برای دسته‌ی ‘دموکراسی

گذار به دموکراسی

یکشنبه،۱۴/مرداد/۱۳۸۶

من همیشه نسبت به دموکراسی بدبین بوده‌ام م آن را بدترین شیوه‌ی اداره‌ی حکومت می‌دانم و از طرفی دروغی بزرگ به بشریت و هدر دادن انرژی و نیوری انسانی اما با این حال -۳ تا کتاب از این و اون گرفته‌ام که درباره‌ی نظریه‌های دموکراسی و چیستی ان، خواستگاهش و چگونگی گذار به دموکراسی مطالبی بخوانم که بهتر بتوان حرف بزنم یا شاید ذهنم را تغییر هم داد حتی.

با ای حال خطری که من احساس می‌کنم خطر جدی و بزرگی است ما در ایران یا دست کم من به همراه دوستانم هرکز نشده است که درباره‌ی دموکراسی یا هر چیز دیگری به نقطه‌ی یکسانی اشاره کنیم، منظروم دقیا این است که یک واژه را به کار می‌بریم اما مفهومی که آن واژه به آن اشاره دارد کاملا فرق دارد، به قول خودمان ادبیات مشترکی نداریم و این بسیار بد و خطرناک است

این یعنی همان اتفاقی که در مورد رای آری به جمهوری اسلامی افتاد معلوم نیست چند نفر به جمهوری و چند نفر به اسلامی رای دادند، مردم به چیزی رای دادند که نمی‌دانستند به چیزی که تنها کلمه‌ی شاه در آن نبود، کسی نیامد و کسی هم نخواست که بیشتر توضیح داده شود.

من نگرانم از این‌که ما حتی تعریف مشترکی درباره‌ی دموکراسی نداشته باشیم و یک واژه‌ی آرمانی برای خود ساخته باشیم که به محض اشاره کردنش آن مفاهیم که در ذهن من یک چیز است و در ذهن دیگری چیز دیگر هیچگاه با هم یکی نباشند

نوشته شده درباره‌ی ، ، ،

در انتخابات شرکت نمی‌کنم

شنبه،۱۳/مرداد/۱۳۸۶

من دیگه تصمیم رو گرفتم یک بار برای همیشه و تو انتخابات دیگر از این به بعد شرکت نمی‌کنم گو این که تا الان ردیف همه رو شرکت کرده بودم

چند تا دلیل دارم اولش این که به آزادگی من داشت ضربه می‌زد شکرت در انتخابات

دوم این که با بقیه‌ی روش که در پیش گرفته بودم برای آلوده نشدن در سیستم تضاد داشت

سوم این که بعید می‌دونم من و همفکران من کاندیدای مناسبی براشون پیدا بشه

چهار هم این‌که من با دموکراسی از ریشه مشکل دارم چه برسه وقتی که جریان ازاد اطلاعات و حزب و حقوق بشر ه نباشه بعد بخواهی رای هم بدهی چه کوفتی می‌شود خدا می‌داند

من عطای اثرگذاری و اثربخشی و حقوق شهروندی رو به لقایش بخشیدم

قبلا واقعا احساس می‌کردم که رای من اثری داره و کار می‌کنه تو جریان دوم خرداد حتی من با این که سنم کم بود برای خاتمی تبیلغ می‌کردم اما سر جریان ۱۸ تیر وقتی اسطوره‌ی من دانشجوهایی رو که برای حمایت از اون برخواسته بودند به نظام جمهوری اسلامی فروخت دیگه دلیلی برای من وجود نداشت که بخواهم در جریانات سیاسی باشم و یا از حقوق شهرونی‌ام برای ساخت سرنوشتم استفاده کنم

اصلا دارم سعی می‌کنم که کشور ایران موضوع ذهنی من نباشه بس هستش توی این ۸ سال هر چی بهش فکر کردم و غمگین شدم و عصبی شدم

وقتی ۱۷ ملیون خوک رو دیدم که به یک ابله رای دادند حجت برای من یک تموم شد که خلایق هر چی لایق

تو همین گه بمونن و بپوسند و عادت کنند و هیچ کاری نکنند و احساس خوشبختی کنند گو اینکه کسی مشکلی نداره و اگر هم داره به قدری نیست که جاییش رو بسوزنه پس من می‌مونم و یک ۴ ملیون آدم دیگه که نخاله‌ایم و باید کاسه و کزهمون رو مع کنیم و بریم.

من بعد از مشکل پول بزرگ‌ترین مشکلم وابستگی‌ةای عاطفی بود که این‌جا داشتم که روشون کار می‌کنم و اگر تونستم خودم رو نجات می‌دهم.

من هیچ وقت سعی نکردم خودم رو گول بزنم و از آدم‌ةایی که خودشون رو گول می‌زنند یا جوری رفتار می‌کنند انگار که همه چیز خوب و درست متنفرم از کسانی که شرایطی رو که توش هستند توجیه می‌کنند

انسان هر کاری می‌تونه بکنه، حتی اگر اون کار گول زدن خودش باشه و یادش رفته باشه که چه چیزهایی رو دوست داشته و از چه چیزهایی بدش می‌اومده.

می‌تونه خودش رو حل کنه تو هر جریانی و با این جمله که من مجبورم کارش رو توجیه کنه یا با این جمله که من مامورم و معذور یا این‌که بگه اگر من نکنم کس دیگه‌ای می‌کنه پس چه فرقی داره کار انجام می‌ّه چرا خودم رو محروم کنم؟ و ….

بله

میتوان باصورتک ها رخنهء دیوار را پوشاند
میتوان با نقشهای پوچ تر آمیخت

میتوان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
میتوان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لابلای تور و پولک خفت
میتوان با هر فشار هرزهء دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
” آه ، من بسیار خوشبختم

نوشته شده درباره‌ی ، ، ،

وضعیت آچمز برای ایران

چهارشنبه،۱/فروردین/۱۳۸۶

اون زمانی که خیر سرم یک مقدار کارهای مدیریتی می‌کردم و کتاب هم به نسبت در این‌باره زیاد می‌خوندم، یه جمله‌ای رو دیدم که خیلی توی ذهنم ماندگار شد؛
«ازسنگ‌هایی که به سمتت پرتاب می‌شود خانه‌ای بساز»
حالا چی شد که یادم افتاد و این رو گفتم؛ مربوط می‌شه به همون نوشته‌ی قبلی من، باز یک مقداری بیشتر فکر کردم و تقریبا مطمئن شدم که حرکت‌هایی داره اتفاق می‌افته که اصلا هم توهم توطئه نیست و اون تخریب ایران به هر شکل ممکن هستش یا تخریب اسلام.

من هر چی فکر می‌کنم می‌بینم که یه همچین فیلمی با همچین پرداختی اون هم وقتی اوضاع دیپلماسی ایران خرابه، تصادفی درست شدنش یکمی باورش سخته. - یادم اومد زمانی‌که سر کاریکاتورهای محمد جنجال شد یکی از این جانبازها جلوی سفارت دانمارک روی یک پارچه‌ی بزرگ عکس خوبی از مریم مقدس رو کشید. من خیلی خوشم اومد از این شیوه‌ی اعتراض یا از این واکنش. -

حرف حسابم اینه که من با تخریب شخصیت، با دروغ‌گویی، پنهان کردن بخشی از حقیقت و … خیلی مشکل دارم، برام، مثل این می‌مونه که تو خیابون راه داری می‌ری، یکی بیاد الکی بهت بد و بیراه بگه. دقیقا این کارها ، من رو یاد کاریکاتورهای محمد و فیلم ۳۰۰ می‌ندازه، خیلی برام پست و حقیره. دارم فکر می‌کنم که برای نفت و خاورمیانه چه کارهایی که دارن نمی‌کنن؛ هنر رو هم به گند کشیدن، اگه چند تا چیز باحال داشت این دموکراسی و آزادی بیان دقیقا دارن ازش سواستفاده می‌کنند، دارن یه قومی رو علیه یکی دیگه می‌شورانند، هی سیخ می‌کنند. در حالی که خواست‌گاه دموکراسی تلاش برای بقای بیشترین افراد در جامعه‌ی بشری و احترام متقابله!

از همه‌ی این‌ها که بگذریم به نظرم می‌شد با بی‌اعتنایی هم یک‌جور مبارزه کرد و یک کمیته‌ای تشکیل می‌شد از ایرانی‌هایی که واقعا به این قضیه معترضند و توی جهان هم که خدا رو شکر سرمایه‌دار ایرانی کم نداریم یه پولی رو اختصاص می‌دادند و چند تا فیلم و بازی کامپیوتری و … توپ درست می‌کردند و اعتراض واقعی رو این‌جوری نشون می‌دادند. الان به قول بعضی از بچه‌ها که نوشتند عملا تبلیغ شده برای فیلم، واقعیت اینه که من با این‌که دستان کثیف امپریالیسمی رو توی این کار می‌بینم P اما فکر نمی‌کنم که می‌تونست این فیلم اثر عجیبی توی ذهن مردم آمریکا و یا جهان بگذاره و ما ایرانی‌ها خودمون بزرگش کردیم قضیه رو.

من فکر می‌کنم عرصه و میدان خالیه از واقعیتی که وجود داشته در مورد ایران. ما حتی یه کارتون خوب درباره‌ی شاهنامه نداریم یک فیلم خوب در مورد سلسله‌های پیش از اسلام نداریم. خوب توی یه همچین فضایی کسی که اولین حرکت رو می‌کنه برنده است.

یه چیز دیگه که می‌خواستم بگم اینه که الان جهان یه جوری شده: ایران توی یک بازی افتاده که قواعدش رو نمی‌تونه تعیین کنه و هر حرکتی که انجام بده، پهن منفی می‌گیره، ایران و گشورهای جهان سوم تو وضعیت آچمز قرار دارند:

اگه اعتراض نکنن به چیزی، سوارش می‌شوند.
اگه اعتراض کنن اصول دموکراسی (قدیس قرن ۲۰ بشریت!) رو زیر پا گذاشته.
اگه چیزی رو در واکنش و مقابله به مثل زیر سوال ببرند محکوم می‌شوند به بی‌ادبی و واکنش‌های عجیب! و جهان سومی و زیر سوال بردن آزادی بیان!!
کلا هیچ کاری نمی‌تونه یه ایرانی انجام بده چون با کسایی که قواعد بازی رو طراحی می‌کنند سر سازگاری نداشته

خیلی نمونه هست: همین الان ۲ سال هستش که توی کویت زن‌ها حق رای دارند، در عربستان سعودی زن‌ها حق رای ندارن هنوز، عربستان کشوری دیکتاتوری و پادشاهی هستش - مجلسش به درد عمه‌اش می خوره-، مجازات‌های ضد حقوق بشری وجود داره مثل قطع کردن دست دزد و … این‌ور، کنارمون تو پاکستان چند سال پیش عملا کودتا می‌شه، بی نظیر بوتو می‌ره کنار،دیکتاتوری‌ نظامی بوجود میاد، بمب اتمی هم داره پاکستان ولی نه حقوق بشر نه سازمان منع گشترش سلاح‌های هسته‌ای صداشون در نمی‌یاد، فقط ایران هستش که ایرادات اساسی داره!

این‌ور اسراییل اصلا به قانون منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نپیوسته، اندازه‌ی نصف امریکا هم کلاهک داره، جیک هیچ‌کی در نمی‌یاد. حالا ببینیم اسراییل چیه؛ خودش رو ۵۰ سال پیش زورچپون کرده تو فلسطین، تجاوز کرده قشنگ.

این دوگانگی‌ها کلا روان من رو پاکیزه می‌کنه، می‌فهمی که همه‌ی این سر و صداها نه برای حقوق بشره نه برای هیچ کس دیگه‌ای یه حقوق نفت وجود داره که باید به دست بیاد و گرنه نباید آن‌قدر دوگانه رفتار کرد که آخه!

من واقعا از آدم‌هایی که دلشون خوشه به آمریکا عصبانی می‌شم و افسوس می‌خورم :(

بررسی موردی دوگانگی آزادی بیان بارزترین نماد دموکراسی از کاریکاتورهای محمد پیامبر تا فیلم ۳۰۰

سه شنبه،۲۹/اسفند/۱۳۸۵

اول بگم که این نوشته برخلاف عنوانش خیلی عامیانه و محاوره‌ای و ساده نوشته شده مقاله تخصصی نیست! و غلط دیکته‌ای هم ممکنه داشته باشه P در ضمن من هیچ‌گونه وابستگی به جمهوری اسلامی ندارم و حقوق بگیرش هم نیستم اگه این‌جوری فکر کنی تکذیب می‌کنم از اول! فیلم ۳۰۰ رو هم هنوز ندیدم.
وقتی داستان کاریکاتورهای محمد پیش اومد من نوشتم که بر اساس بند دوم ماده‌ی بیست کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه ۲۶ دسامبر ۱۹۶۶ و لازم الاجرا بر اساس قطع‌نامه ۲۲۰۰ A مصوب ۲۳ مارس ۱۹۷۶ که می‌گوید: «هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، به موجب قانون ممنوع می باشد» عمل نشریه‌ی دانمارکی جرم محسوب می‌شود.

در همون زمان کسانی که فکر می‌کردند قدیسشون (دموکراسی و آزادی بیان) با حرف من زیر سوال داره می‌ره و من سخن بنیاد فکنی رو مطرح کردم های و هوی راه انداختن که نخیر هیچ جرمی مرتکب نشده است و … من هم دیگه حرفی نزدم من همون موقع هم داشتم این عمل رو یک جور ترور می‌دیدم، ترور شخصیتی و همش از خودم می‌پرسیدم اگه ترور خودش چیز ایراد داری هستش پس ترور شخصیتی هم یک جور جرم حساب می‌شه وقتی قضیه رو چند ماه پیش خودم بالا و پایین کردم به این نتیجه رسیدم که اگر «آزادی بیان» رو به عنوان یک قدیسی که هیچ تبصره‌ای وجود نداره بپذیریم ممکنه چیز بدی درست بشه ازش. من به کسایی که می‌گفتند که این مشکل مسلمون‌هاست که گنجایش ندارند و تو خود اروپا و یا آمریکا برای مسیح هم همین کار رو می‌کنند و هیچ مشکلی پیش نمی‌یاد می‌گفتم که به هر حال چه حساسیت اسمش رو بگذاریم و چه گنجایش نداشتن و متمدن نبودن! الان یک‌سری آدم واقعا ناراحت شدند که تعدادشون هم زیاده ولی جواب قانع کننده‌ای ازشون نمی‌شنیدم! مثلا یکی می‌گفت مشکل خودشونه.

از طرف دیگه هی شک می‌کردم که خوب اگه مسلمون‌ها حساسیت نشون نمی‌دادند هم جرم مرتکب نمی‌شد چون همون‌طور که قبلا گفتم قانون کنوانسیون نتیجه‌محور نوشته شده. ولی به هر حال قانون رو کامل و شناور دیدم و متوجه شدم که آزادی بیان بر خلاف تصور همگانی که وجود داره مرز داره، مرزش هم مطلق نیست و نسبی هستش. به هر حال من به سه دلیل این کار رو محکوم کردم پیش خودم:

اما حرف و حدیث‌ها ادامه داشت و کسایی که تریپ روشن‌فکری می‌گرفتند، هیچ مشکلی توی این قضیه نمی‌دیدند - البته من به حکمی هم که خودم داده بودم مشکوکم هنوز - اما وقتی قضیه‌ی کنفرانس هولوکاست و زیر سوال بردنش شروع شد دیدم که همین اروپایی‌ها چقدر واکنش نشون دادن چقدر بهشون برخورد چقدر اعتراض کردند خوب حالا سوال من اینه:

مسلمون‌ها متمدن نبودند و گنجایش نقد رو نداشتند و آزادی بیان رو نمی‌فهمیدند، اروپا که ادعای داشتن گنجایش و آزادی بیان رو داشت، چی شد یک دفعه‌ای؟ چرا برافروخته شد؟ چرا بیانیه صادر کرد؟ چرا فعالیت‌ةای اقتصادی اتحادیه‌ی اروپا سو گیری کرد؟ چرا همه چیز به هم ربط پیدا کرد یک هو؟ چرا از همین بچه‌هایی که نوشتدن و گفتند مسلمون‌ها و ایرانی و جهان سومی‌ها نباید اعتراض کنن، کسی برنگشت بگه که اروپا هم حق اعتراض نداره؟

حالا اصلا اگه به نظر خود نشریه‌ی دانمارکی اشتباهی نشده بود و جرمی رخ نداده بود، عذرخواهی برای چی بوده؟!

اگه هولوکاست، یک رخداد و واقعیت تاریخی هستش، محمد هم یک رخداد حقیقت تاریخی بودش
اگه تو جریان زیر سوال بردن هولوکاست کلی آدم ناراحت شدند، توی جریان کاریکاتورها هم خیلی‌ها که اعتقاد داشتند ناراحت شدند
اگه آزادی بیان مطلقا باید جاری باشه پس دیگه اعتراض اروپا معنی نداره، اگه هم نه، حدودی داره مرز داره - که من هم فکر می‌کنم این‌طوریه- پس مشکل اعتراض مسلمون‌ها چیه؟ پس جریان گنجایش نداشتن جهان سوم چیه؟!

یکسری از بچه‌ها اومدن گفتند که « نخیر خیلی‌ها داغ دیده هستند از جریان هولوکاست حق دارن ناراحت بشن چون یه رخداد تاریخی داره زیر سوال می‌ره» من هم پرسیدم که خوب آیا به همین قیاس مسلمون‌ها هم حق ندارند ناراحت بشند؟

قضیه به این‌جاها هم ختم نشد یکمی که دقیق‌تر شدم دیدم که اصلا تو اجازه نداری که تحقیقات تاریخی در این زمینه بکنی حق نداری اصلا هولوکاست رو زیر سوال ببری، ۲ ماه پیش هم یک پیش‌نویسی رو - آمریکا فکر کنم بود دقیق نمی‌دونم - نوشت و برد سازمان ملل که قانونی رو تصویب کنه در مورد این‌که هیچ کسی یا هیچ گروهی حق زیر سوال بردن یا مسخره کردن رخداد تاریخی هولوکاست رو نداره! شگفتا و غریبا این کار که خودش بنیاد فکنه از این نظر که بت «آزادی بیان» شکسته می‌شه که یعنی حواسشون نیست؟ اگه نیست من برم بگم بهشون! خیلی مهمه‌ها چون پس‌فردا هم یه چیزی باید تصویب بشه برای این‌که هیچ‌گروهی حق نداره در مورد پیامبر مسلمون‌ها صحبت کنه بعد اوضاع بی‌ریخت می‌شه از نظر صور فلکی و نجوم ستاره شناسی قمر در عقرب می‌شه‌ها حالا من گفتم نگید نگفتی.

آقا خلاصه من هیچ فرق منطقی‌ای ندیدم تو این ۲ تا جریان، به جز این‌که کنفرانس هالوکاست یه کار پژوهشی بوده و هنری نبوده مثلا کاریکاتور نبوده و فیلم هم نبوده همین. فقط یه چیزای بدی دستگیرم شد در مورد آدم‌‌هایی که داوری می‌کردند، من فهمیدم که چند دسته آدم وجود داره؛ یکسری‌هاشون کلا و انصافا غرب‌زده هستند )) یعنی در حدی که دوگانگی به این آشکاری رو نمی‌تونن ببینن و اگه هم ببینن یا انکار می‌کنن یا این‌که حنداق می‌گیرن! به نظرم این دسته کلا فاشیست‌تر هم هستند -:) شرمندم به خدا ولی نظر من اینه - چون یک‌سری مقدسات قرن ۲۱ ساختند برای خودشون یادشون رفته اصلا این قضیه از کجا اومده برای چی اومده و … مثلا چند تا بت معروفشون این‌هاست: آزادی بیان، عدم خشونت و …بعضی وقت‌ها که بت شکنی پیدا می‌شه سریع زیر دوخمش رو می‌خواهن بگیرند و به باد ای حرف‌ها می‌گیرنش که: ن‌که جهان‌سومی هستی من توی جامعه‌ی متمدن هر کسی حق داره هر حرفی رو چه درست چه نادرست بلند بلند داد بزنه و تو حق نداری که بهت بر بخوره این دسته همون بخش از آدم‌هایی می‌شه که کلا با نظام جمهوری اسلامی هم مشکلات اساسی دارند بنابراین اصلا برای این دسته کلا منطق داوری معنی نداره فرمول ذهنی برای ایم دسته این‌طوریه: «هر کاری که اروپا و آمریکا می‌کند خوب است و هر کاری که ایران می‌کند بد است» مستقل از خودِ کار!

حالا این‌هایی که گفتم کلا پیش‌گفتار بود، الان فیلم ۳۰۰ رو بورسه ولی موضوع به نظرم تکراریه من بر اساس قاعده‌ی طلایی و با همون دلایل بالا می‌گم که این فیلم ایراد داره چرا چون با توجه به ۵۰۰۰۰ امضا که اینترنتی هستش تازه و مطمئنم که خیلی بیشتر تو کوچه و خیابون.

این فیلم عملا« ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت» کرده - یه ایرادی این‌جا وارده من فکر نمی‌کنم که همه‌ی امضا کننده‌ها این فیلم رو دیده باشند ولی برای امضا یا اعتراض دلیلی نداره که تو دیده باشی فیلم رو همین کافیه که شرحش رو جایی خونده باشی یا از کسی بپرسی که دیده باشدش- حالا می‌گید نه این سوال‌ها رو از خودتون بکنید جوابش رو به من بگید:

سوال دقیق اینه که

یک: آیا من یا هر کس دیگه‌ای می‌تونه که عکس، کاریکاتور، فیلم، داستان و مقاله حتی بنویسه در مورد یک واقعه‌ی تاریخی یا چیزی که برای توده‌ای از مردم جهان مهمه و حساسیت وجود داره و این حق رو به خاطر این‌که کار یک کار هنری هست و کلا داستان تخیلی هست به خودش بده و داستان رو این‌طوری توجیه کنه یا نه؟ مثلا در مورد هولوکاست یه فیلم تخیلی می‌شه ساخت که برعکس رخ‌دادهایی که تو ذهن اروپایی‌ها وجود داره باشه؟ اگه ساخته بشه مردم اروپای حق اعتراض دارند؟ اگه دارند، به چی دقیقا اعتراض می‌کنند؟ آزدی بیان چی می‌شه آخه؟ پس فرقشون با اعتراض مسلمون‌ها و یا الان ایرانی‌ها چیه؟ و در کل این «بت آزادی بیان» به جاییش بر نمی‌خوره؟ انکار هولوکاست محاکمه داره! داستان چیه؟ آزادی بیان چی شد پس؟ در حد کمیک استریپ و هنر محدود شده؟ نمی‌شه آخه

آیا من یا هر کس دیگه‌ای اجازه داره یا می‌تونه یه فیلم یا کارتون بسازه (تخیلی البته!) یا نمایشگاه راه بندازه و ناکازاکی و هیروشیما رو و مردم ژاپن رو و اون ۲ تا بمب رو که خورد توی سر ژاپنی‌ها جور دیگه‌ای نشون بده؟ اشکالی نداره؟

در مورد نسل انگولاساکسون چطور؟ یا ملکه‌ی انگلیس؟ ایرادی نداره شبیه ماده گراز کشیده بشه توی یه کارتونی یا فیلمی؟ و نسل انگولاساکسون هم کلا شبیه آدمیزاد نباشه؟

در مورد قوم یهود چطور؟ اگه کنفرانس نباشه ولی فیلم و عکس و داستان و کارهای هنری باشه مشکلی نداره؟ من بعید می‌دونما قطعنامه رو خوندی؟

دو: اگه واقعا ساخت فیلم هدف سیاسی نداشته باشه که من مشکوکم ولی الان نمی‌‌خواهم وارد بشم و یا ثابتش کنم یه سوال دیگه می‌مونه: راه دیگه‌ای برای ساخت فیلم و یا اجرای فیلم و یا داستان فیلم نبود که هم جلوه‌های ویژه رو داشته باشه هم خشونت رو و هم جذابیت رو بدون این‌که انقدر حساسیت بر انگیز بشه؟ واقعا نمی‌شد؟ آدم مشکوک می‌شه دیگه حتی اگه نتونه ثابت کنه!

من خیلی دوست دارم که بدونم نظر شما که این چیزا رو تا الان خوندی چیه؟

در کل می‌‌خواهم بدونم که میشه یه الگوریتم منطقی پیدا کرد؟ چون من کلی تضاد و دوگانگی توی داوری آدم‌ها می‌بینم در صورتی‌که موقعیت‌ها مشابه و واکنش‌ها هم مشابه بوده. در صورتی‌که با توجه همون چیزی که کنوانسیون سازمان ملل می‌گه الان ساخت این فیلم جرم محسوب می‌شه. اگر هم نظرتون چیز دیگه‌ایه باشه، خیلی دوست دارم که یه فیلم کمیک استریپ ببینم درباره‌ی آلمان نازی و یهودی‌ها و هولوکاست که توش یهودی‌ها شبیه آدم نیستند و آلمان‌ها تر و تمیز و درست حسابی و بعد ببینم که واکنش‌ها چیه، تقریبا مطمئنم که دادگاه برای سازنده‌ی فیلم تشکیل می‌دهند. باور نمی‌کنی؟ بورش سخته نه؟ دادگاه رو تشکیل دادن قبلا؟ قطع‌نامه هم صادر کردند، بگردم بازم بیشتر می‌تونم پیدا کنم. می‌بینی چیزا از هم جدا نیست فقط بعضی وقت‌ها جدا می‌شه از هم

البته نباید از ساختن یه فیلم خوب درباره‌ی تاریخ ایران و چیزی که بوده هم غافل شد. بهترین کار همینه گو این‌که می‌دونم کار سختیه و این فیلمی که من می‌گم ساخته نخواهد شد ولی کلا اگه یه فیلم باحال هنری و جذاب و خوب برای ایران ساخته می‌شد بهترین کار بودش پس ۲ تا فیلم باید ساخت!
به هر حال الان لوگوماهی و چند نفر دیگه پروژه‌ی اعتراض هنری راه‌اندازی کردن که در نوع خودش موفق بوده به نظرم خیلی ها هم نوشتن یه چیزایی درباره‌ی این فیلم که پیدا کردم زیر این نوشته می‌گذارم.
دقت کنید من موضوعم اصلا خود فیلم نیست. من دنبال یه الگوریتم منطقی برای فهم نوع داوری و نشون دادن رفتارهای دوگانه هستم در مورد آزادی بیان به عنوان بارزترین نماد تمدن کنونی غرب و دموکراسی

همون‌طور که گفتم دیگران هم زودتر از من و البته درباره‌ی خود فیلم نوشتند:

مخالفان:

موافقان:

همسو با: