بایگانی برای دسته‌ی ‘وب

به روز رسانی وردپرس از ۲.۱.۲ به ۲.۲.۱

یکشنبه،۱۴/مرداد/۱۳۸۶

ای بابا من همین الان کار به روزرسانی رو تموم کردم که دیدم یک نسخه‌ی تازه منتشر شده!

من اصلا از روش به روز رسانی وردپرس خوشم نمی‌آید دلیلیش این هست که برای به روزرسانی از یک نسخه به نسخه‌ی دیگه همون‌قدر کار باید انجام بدی که اگر می‌]واستی از اول نصب کنی باید انجام می‌دادی

منظورم این هستش که معمولا دو فایل وجود داره برای آخرین نسخه یکی رو بهش می‌گویند پچ و دیگری رو بهش می‌گویند freshh یا full. حالا فرق این دوتا اینجاست که توی پچ فقط فایل‌هایی که تغییر کردند وجود داره و نیازی نیست که کل فایل‌ها رو از اول over right‌ کنی! و نسخه‌ی full یا fresh هم برای کسانی هست که بخواهند از اول وردپرس رو نصب کنند.

واقعا روشی که وردپرس داره برای اپگرید کردن خیلی احمقانه است

مثلا دروپال و جوملا این‌جوری هستند که من گفتم تر و تمیز و درست حسابی

نوشته شده درباره‌ی ، ،

پهنای باندم تمام شده بود

شنبه،۱۳/مرداد/۱۳۸۶

من نمی‌دونم به چه دلیل پهنای باندم تمام شده بود و برای همین ۱۰ روز سایتم در دسترس نبود حدس می‌زنم به خاطر فیلتر شکنی هستش که گذاشته بودم روی سایت و ادرسش رو به چند نفر داده بودم به هر حال آدرس رو عوض کردم که دیگه پهنای باند به این دلیل دست کم تمام نشود ولی اگر باز هم پهنای باند کم آمد واقعا نمی‌دانم که دلیلش چیست

نوشته شده درباره‌ی ،

طراحی دوباره creativity.ir

پنجشنبه،۷/تیر/۱۳۸۶

برای creativity.ir به درخواست کارفرمایانش دوباره یک طرح دیگه زدم. مهم‌ترین دلیل طراحی دوباره این بود که چشم کاربر در دراز مدت خسته می‌شد.

بگذریم که اون اول من این طرح تیره رو به توافق رسیده بودم باهاشون و از نظر اصولی و حرفه‌ای هم وقتی تایید رو گرفتی نباید برگردی و اگر برگردی هزینه‌اش رو باید بگیری ولی چون خودم هم دوست داشتم که طرح بهتری برای سایت درست کنم امروز نشستم و درستش کردم و از اول دوباره همه چیز رو درست کردم.

الان احساس بهتری دارم نسبت به طرح قبلی

نوشته شده درباره‌ی ، ،

Creativity.ir

سه شنبه،۲۹/خرداد/۱۳۸۶

از وقتی خودم رو شناختم و از وقتی که بقیه من رو شناختند هم خودم و هم دیگران بر این باور بودند که آدم افراطی و تفریطی هستم و از تعادل برخوردار نیستم یک دفعه به یک چیزی گیر می‌دهم و تا تموم نشه ولش نمی‌کنم یا اینکه از یک چیزی یکهو خوشم می‌آید ولی بعد از مدتی ازش دل زده می‌شوم.

به هر حال creativity.ir زودتر از چیزی که قرار بود انجام بشه تموم شد البته یکمی خورده کاری داره اما ۹۹٪ از نظر من تموم هستش و اون یک درصد هم برای رفع اشکالاتی گذاشتم که از دید من پنهان مونده در کل من راضی‌ام از کاری که انجام داده‌ام چون چند تا چیز خوب یاد گرفتم توش اگر چه این‌ها سواد به حساب نمی‌آید و بیشتر آگاهی از چگونگی انجام کار است و فن رو بلد بودن اما باز کمی دل آدم خوش می‌شه که تونسته ذهنیتش رو اجرا کنه و به خاطر کم سوادیش دچار محدودیت اجرا نشده و راه‌ةای خلاقانه زده

وجود یک همچین سایتی چند سال پیش دغدغه‌ی من هم بود برای همین قبولش کردم. در مورد چیزهای فنی‌اش باید بگم که هسته‌ی اصلی جوملا هستش ولی چند تا تغییر بارور کرده سایت رو:

  • امکان نمایش هر تعادا نوشته از هر دسته یا هر بخش توی صفحه‌ی اول یا هر صفحه‌ی دیگه‌ای؛ این کار با یک ماژول انجام شده که چندید بار کپی گرفته شده ازش و این اولین بار بود که من از یک ماژولی کپی می‌کنم و بارها استفاده می‌کنم و تا حالا این کار رو نکرده بودم چیزی که می‌خواستم بشه که روش کار نکردم البته این بود که به ازای هر بخش یا هر دسته خروجی آراس اس تولید بشه کلا جوملا چون قدیمی هستش تقریبا مثل وردپرس روی این چیز خوب کار نکرده متاسفانه
  •  مطلب بعدی فرستادن هر فایلی با media Manger جوملا بود من خودم چون همیشه با FTP کار می‌کنم هیچوقت نیازی احساس نکرده بودم که با Media manager کار کنم برای همین توجه نکرده بودم که با media manger نمی‌شود هر فایل رو فرستاد بالا مثلا به صورت پیش‌فرض .mp۳ یا .mpeg رو نمی‌شود آپلود کرد، برای این کار توی بخش com_media فایلش رو پیدا کردم و این ۲ تا فرمت رو تعریف کردم که ایرادی نگیره و این باعث شد که مدیران سایت دیگه نیازی به یاد گرفتن و کار کردن با FTP‌نداشته باشند.
  • سومین چیزنمایش منوهای هر بخش فقط توی بخش مربوطه بود، این ایده‌ای بود که من برای سایت خودم داشتم یعنی توی هر بخش که می‌ری منویی وجود داشته باشه که بر اساسبخشی که هستی محتویاتش عوض بشه من خیلی این مدل نمایش رو دوست دارم وفکر می‌کنم که خلی کاربر پسنده، مخصوصا برای سایت‌ةایی که خودشون شلوغند و کلی بخش دارند این کار مفیده
  • نکته‌ی بعدی درست کردن یک چیزی بود که کاربران عادی سایت بتونندتوی یک بخش خاص یا یک دسته‌ی خاص مطالبشون رو بنویسند و بفرستند و پس از تایید مدیران نمایش پیدا کند. من اول خواستم با خود امکانات پیش‌فرض جوملا این کار را انجام بدهم مشکلی که اول وجود داشت این بود که کاربری که نام‌نویسی می‌کرد نوع کاربری و دسترسی‌اش طوری بود که امکان فرستادن نوشته نداشت و باید نوع کاربری‌اش دستی عوض می‌شد به دسترسی بالاتر که من یک کاری کردم که وقتی کاربر نام‌نویسی می‌کند خودش خودکار دسترسی‌ای پیش‌فرضش اجازه‌ی فرستادن مطلب رو داشته باشه و این مشکل حل شد
  • اما یک مشکل دیگه‌ای بود که گزینه‌های خیلی زیادی رو در احتیار کاربر می‌گذاشت که برخی از آن‌ها غیر ضروری بود برای کاری که ما می‌]واستیم بنابر این به کل راه حل رو عوض کردم و یک کامپوننتی پیدا کردم که خیلی نزدیک بود به کاری که می‌خواستیم انجام بشود و و با چند تا دست‌کاری آن را بهینه کردم برای نیاز خودمون و مشکل حل شد
  • یک چیز دیگه که رسما پدرم رو درآورد مخصوصا به خار این‌که اینترنتم روزی که داشتم درستش می‌کردم خیلی کند بود، درست کردن فرم سوابق کارافرینان و حامیان بود که هم به خاطر المان‌های زیادش هم به خاطر این‌که تا حالا با جوملا فرم دستی درست نکرده بودم ۹ ساعت وقت گرفت اما درستش کردم بالاخر، با اینکه فرم المان‌ةاش زیاده اما چون توی ۱۲ صفحه ارایه می‌شود کاربر رو خسته نمی‌کند برای بخش‌هایی هم که نیاز به توضیح بود راهنمای کوچک گذاشته شده است. این کار را هم با یک کامپوننت خیای خوب انجام دادم واقعا کامپوننت بی‌نظیری هست بدون داشتن سواد برنامه نویسی با یکمی سر و کله زدن می‌تونید هر فرم دلخواهی رو درست کنید که کار هم بکنه!
  • یک کاری که می‌خواستم انجام بدهم ولی نشد این بود که منوی افقی هر آیتمش یک رنگی داشته باشد که از بخش مدیریت قابل تعریف باشد یا توی CSS اما نتونستم خیلی هم ور رفتم ولی نشد
  • درباره‌ی شکل ظاهری من با هدر شلوغی که الان هستش اصلا موافق نبودم اما مدیران سایت خواستند که این‌گونه باشد من فقط آرم سایت رو طراحی کردم و خیلی هدر ساده و شیکی بودش ارو سمت راست بود و جمله‌ةای قصار کنار ارم می‌آمد به صورت اتفاقی اما نپسندیدند آن طرح را
  • در مورد آرم از نامیه کمک گرفتم و حرف V رو به معنای پیروزی قرمز و بزرگ‌تر کردم که چند تا معنی داشت این کار اول این‌که یکی از حروف غیر تکراری واژه‌ی craetivity.ir بود و اشاره داره به فرد خلاقی که با بقیه فرق داره و تکراری نیست کارهاش و یا اندیشه‌اش معنی پیروزی رو هم گفتم، علاوه بر اون حرف هفتم از اسم سایت بود که خودش معنی تعادل و قدرت را می‌دهد و همچنین چون عبارت creativity.ir از ۱۳ کاراکتر تشکیل شده دقیقا حرف وسط v بود که کومپوزوسیون هم رعایت شده توش. کلا آرم می‌گوید که کسی که خلاق هست موفق هست و با ارزش‌تر برای بخش آینه‌ایش هم بابک زحمتش رو کشید، یعنی من یک ایده‌ی اینه‌ای رو بهش گفتم اون هم با کمی تغییر اجراش کرد و خیلی خوب شد به نظرم. انصافا این ارم رو بدون آن شمع و گل و پروانه! توی زمینه‌ی سیاه ببینید تایید می‌کنید که آرم خوبی هستش در ضمن فونتش رو هم اسمش یادم نیست اما از بین ۲۶ تا اتودی گه زدم انتخاب شدش
  • چیز دیگه اینکه کسانی که با جوملا یا مامبو کار می‌کنند حتما می دونند که اگر از دستور ,mosimg استفاده کنند امکان تغییر اندازه‌ی عکس برشون وجود ندارد. من یک چیزی پیدا کردم که این کار را با اختصاص دادن پارمترهای عرض و ارتفاع، انجام می‌دهد
  • نکته‌ي با حال بعدی این بود که برای نوشتن متون انگلیسی فقط یک استایل توی CSS تعریف کردم وبا ادیتور پیش‌فرض جوملا کافی هست وقتی که نوشته‌ی انگلیسی می‌نویسی استایل نوشته رو انتخاب کنی تا خودش هم تراز رو از چب به راست بکند و هم این‌که خط (فونت) نوشته را تغییر دهد- البته یک اشکال کوچکی دارد که باید رفعش کنم

ولی واقعا کار خسته کننده‌ای بود چون خیلی بخش داشت من شمردم حدود ۶۰ تا بخش مختلف داشت این سات و تنظیم کردن هر کدومشون هم وقت گیر بود

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ، ، ، ،

چرا باید هاست و دومین را از شرکت‌های ایرانی نگرفت؟

جمعه،۱۱/خرداد/۱۳۸۶

احساس خوبی نیست اگر از جایی که هاست گرفته‌ای محدودیت‌های از توع ازادی بیان به خاطر شرایط ایران و قانون‌هایش داشته باشی من این محدودیت را تازگی‌ها احساس می‌کنم الان هم درست حسابی نمی توانم بنویسم شاید مفصل‌تر نوشتم که درباره‌ی چه چیزی دارم صحبت می‌کنم

نوشته شده درباره‌ی ، ، ،

یادداشتی برای خودم درباره‌ی بالاترین

یکشنبه،۲۳/اردیبهشت/۱۳۸۶

خیلی آسان است البته که آدم بیرون گود بنشیند و هی ایراد بگیرد و بگوید این‌گونه باید باشد و این‌گونه نباید باشد … اما به هر حال کاری که من می‌توانم انجام دهم همین است که خودم را بگذارم جای تصمیم گیرنده‌ها در بالاترین و از خودم بپرسم که اگر من بودم چه کار می‌کردم یا دوست داشتم چگونه رفتار کنم. این یادداشت‌ها زمانی به من کمک خواهند کرد البته اگر بخواهم سایت مشابهی مانند بالاترین درست کنم یا چیزی که به نوعی در آن مشارکت دیگران هست و الان هم به بالاترین کمک می‌کند:

من اگر جای بالاترین بودم کسی را برای همیشه اخراج نمی‌کردم و همانطور که گفتم اولا قبل از اینکه قانونی را اجرا کنم، آن‌را مستند کرده و شفاف بیان می‌کردم، سپس اجرا شدنش را بسیار شفاف می‌کردم که کسی ادعا نکند که یک حساب کاربری داشته -h۰der و hossein- و بگوید بالاترین مرا به بهانه‌ی الکی حذف کرده و من را هم به شک بیندازد و همچنین با اتکا به قوانین و نشان دادن شواهد و مستندات برای همه، اقدام به برخورد قانونی می‌کردمع اگر این دو حساب برای یک نفر بوده چرا این همه مدت باز بوده و درست سر این جریان بسته شده؟! این همان آفت ایرانی بازی است که من از ان نگرانم

من اگر جای بالاترین بودم، واکنشی برخورد نمی‌کردم و مسایل را با هم قاطی نمی‌کردم، جامعه‌ی صبحانه را در برابر جامعه‌ی بالاترین قرار نمی‌دادم و تنها دلایلی می‌آوردم مستند که به این دلیل و ان دلیل گفته‌ی درخشان را تکذیب می‌کنیم

و باز اگر جای بالاترین بودم کسی را هرگز اعدام نمی‌کردم، اعدام در جامعه‌ی مجازی همان حذف کردن یا شدن از آن جامعه است، اول تذکر می‌دادم، بعد یک هفته تنبیه می‌کردم، اعتبارش را کم می‌کردم یا برایش تاریخچه‌ی رفتار درست می‌کردم بعد دوباره همین روش را ادامه می‌دادم یعنی هرگز راه برگشت را نمی‌بستم، هرگز و البته این طرز فکر ار مدیون بحث‌های خوب دو دوست خوبم هستم که در چند وقت پیش بر سرحکم کستن آدم‌ها یا فریز کردنشان و یا تبعیدشان یا محرومیتشان و یا کم اعتباریشان در جامعه و کنترل خود جامعه بر آن‌ها مفصل صحبت کردیم.

من اگر جای بالاترین بودم هرگز برخورد شخصی انجام نمی‌دادم اگر چه خود را محق می‌دانستم، هرگز وکیل‌الرعایا نمی‌شدم و دلایلی از این دست نمی‌آوردم که چون درخشان کاربران مخالف خود را تهدید کرده است…

من اگر جای بالاترین بودم با همه یک‌جور برخورد می‌کردم تا بهانه دست کسی ندهم مثلاع همه‌ی حساب‌های مشکوک یا مسلم به تقلب را مسدود می‌کردم -اما قدیمی‌ترینشان را برای دوره‌ی موقتی مثلا ۱ روز مسدود می‌کردم- و دلایل این کار را واضح می‌نوشتم، اصلا یک بخشی درست می‌کردم برای حساب‌های مسدود شده با ذکر دلایلشان

خلاصه کنم که کار پیچیده و سختی است و بسیار حساس

من از هر چیز غیر شفافی می‌ترسم و نگرانم و برای هر سه طرف دعوا بالاترین و مهدی و حسین درخشان و کمانگیر افسوس می‌خورم که بسیار غیر حرفه‌ای عمل کرده‌اند:

پیوندی که کمانگیر فرستاده رای می‌آورد اما پیوند نوشته‌ی درخشان رای منفی به هر دلیلی می‌آورد و حذف می‌شود و امکان دیده شدن آن توسط دیگران فراهم نمی‌شود. همان دلایلی که پیشتر نوشته بودم دست همه را باز می‌گذارد که سلیقه‌ای رفتار کنند و سرکوب کنند.

فرهنگ حذفی، فرهنگ بدی است یک نوع فاشیسم غیر قابل برگشت است، بیماری است که ۱۰۰ سال است گریبان‌گیر آن هستیم

بوکسور حرفه‌ای را هم بخونید که البته نظر شخصی من موافق با مزیدی نیست اما به هر حال من عادت ندارم وارد موضوعی اگر می‌شودم ناقص عنوانش کنم

شگقتی‌های وب

پنجشنبه،۲۰/اردیبهشت/۱۳۸۶

واقعا آدم از وب دیگر چه می‌خواهد وقتی پروتوپیج وجود دارد؟! به نظر من که بی نظیر است. استارت هم همینطور یا مثلا نت ویبز ما هم باید برویم کشکمان را بسابیم که خیلی از قافله عقبیم

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ، ، ،

سوال‌های بی‌ربط یک پروژه

پنجشنبه،۲۰/اردیبهشت/۱۳۸۶

من همیشه از سوال‌های بی‌ربط بدم میاد مخصوصا این‌که سوالی درباره‌ی میزان داشتن مدارک تحصیلی من باشه، به بهونه‌ی آشنایی. حالا خوبه من از سیر تا پیاز زندگی‌ام رو توی سایت و وب‌نامه‌ام گذاشتم خوب برای آشنایی اون‌هار و باید خوند دیگه! چون که باید قصه‌ی حسین کرد شبستری رو از اول تعریف کنم دوباره تا طرف بفهمد که برای چی من دوست ندارم دانشگاه بروم و اون کاغذ پاره‌ها رو بگیرم، دوست دارم که سوال‌ها درباره‌ی خودِ کار باشه، نه چیز دیگه‌ای، یک نکته‌ای که دیروز خیلی با حال بود این سوال بود که چطوری می‌توانید به ما اطمینان بدهید که کار رو انجام می‌دهید چون شما شخص حقیقی هستید و قراردادهای اشخاص حقیقی خیلی اعتبار ندارد. خواستم قصه‌ی پروژه‌ی ناتمام ۵ ملیونی ۲ سال پیش رو بگم که چطور یک سازمان عریض و طویلی مثل سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران ما رو دودر کرد و یک قرون پول هم به ما نداد در صورتیکه ما فاز یک و فاز دو پروژه رو کمال و تمام تحویل داده بودیم و اصلا هم به روی مبارکشون نیاوردند! که گفتم ولش کن و جواب دادم توی ایران قراردادهای حقوقی‌اش هم اعتبار ندارد و به خود طرفین ربط داره. بنابراین کسی که باید این سوال رو بکنه من هستم نه طرف من.

چیز دیگه‌ای که مطرح بود پشتیبانی سایت بود که من به خاطر وضعیت پا درهوایی که دارم دور از انصاف دیدم قول الکی بدهم و یکراست با اینکه خیلی به سودم بود گفتم نه که خیال خودم رو راحت کرده باشم و همچنین فرقم با بقیه‌ی این آدم‌ها مشخص بشود. قیمت رو هم که دوباره کف بازار دادم و مطمئنم با ۲ برابر همون قیمتی که من گفتم هم کسی حاضر نشود که همچون چیزی رو طراحی کند.

یک مطلب دیگه این که من با این‌که برایم کاملا روشن هست که سایت‌هایی که بعد از فرا و بخوان طراحی کردم روشون چند برابر بهتره اما نمی‌دونم چه جوری هستش که این قضیه توی ظاهر خودش رو نشون نمی‌ده، شاید به خاطر این هستش که به هر حال پنل مدیریتی این سایت‌ها در نگاه اول که دیده نمی‌شود و نباید هم انتظار داشت از کسی که بفهمه.

به هر حال درخواست وب ۲ دارند که من زیاد تسلط روش ندارم و درثانی زیاد هم خوشم نمیاد همه‌ی سایت اژاکس باشه چون محدودیت‌هایی داره کلا به هر حال قرار شد که قیمت نهایی رو بعد از بررسی به همراه هاست و اینکه می‌تونم آژاکس کار کنم بدهم. البته اگر ببینم پروژه قبلی تا یکی دو روز دیگه خوب می‌رود جلو این کار را می‌کنم چون این قبلی‌ها خیلی خوش‌حساب بودند تا این‌جای کار و دوست دارم که من هم خوش‌حساب باشم.

در ضمن من بر اساس تجربه‌ی بالا دودر شدن قرارداد، به هیچ عنوان بدون پیش‌پرداخت قبول نمی‌کنم کاری رو حتی اگر از گرسنگی داشتم می‌مردم و شرایط رو هم خودم تعیین می‌کنم، نمی‌]واهم وسط کار اعصابم بریزه به هم یا این‌که خودم رو دگیر چیزهای الکی کنم، بیشترین دلیل اعصاب خوردی من هم توی این جور حالت‌ها اصلا سر پولش نیست، سر این هست که ملت  با این همه کبکبه و دبدبه مثلا سر ۵ ملیون حاضرند دروغ بگویند، من خیلی از دروغ بدم می‌آید. اصلا ساختار عصبی‌ام رو می‌ریزه به هم، اگر از تووی بانک هم استعفا دادم دلیل اصلیش این بود که ۲ تا از نزدیک‌ترین آدم‌هایی که باهاشون کار می‌کردم دروغگو و کاسه لیس بودند و نمی‌ٱونستی روشون حسابی باز کنی.

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ، ،

راه‌اندازی بخش طراحی

پنجشنبه،۲۰/اردیبهشت/۱۳۸۶

پریروز برای پروژه‌ی طراحی و راه‌اندازی یک وب‌سایت با من تماس گرفتند، و در خواست نمونه‌ی کار کردند از من، من هم که از قبل می‌خواستم یک بخش طراحی سایت درست کنم ولی تنبلی می‌کردم، همون شب سریع یک چیزایی درست کردم و سرهم کردم و design.mazdakam.com درست شد. از چیزی که خودم انتظار داشتم برای اولین بار! بهتر شد خیلی هم سریع درستش کردم و خوشم اومد.

نوشته شده درباره‌ی ، ،

تغییرات

دوشنبه،۱۷/اردیبهشت/۱۳۸۶

من دارم روی چند تا تغییر اساسی فکر می‌کنم برای وب‌سایتم، البته این فرایند فکری تازگی نداره، همونطور که ما بزرگ می‌شویم  و نیازهای ما متفاوت می‌شود، اسباب بازی‌های ما نیز باید عوض بشوند، مشکل اصلی فکر من این هستش که تمامیت خواه هستم و به این خاطر علاقه‌های گسترده‌ای دارم همین باعث می‌شود که کار خیلی سخت بشه به هر حال تصمیم گرفتم که شاختار صفحه‌ی اول رو تغییر بدهم به این نتیجه رسیدم که اگر سیستم‌ها جدا باشند بهتره کارایشون

پادکستینگ (باید کار بشه روش)
خبرخوان (باید کار بشه روش)
انجمن (دارمش)
مقاله‌ها (ویکی)
وب‌نامه (دارمش)

نوشته شده درباره‌ی ، ،

WhiteComedy

دوشنبه،۱۷/اردیبهشت/۱۳۸۶

بالاخره این پروژه‌ی whitecomedy هم تموم شد، تجربه‌ی تازه‌ای برایم نداشت تنها یافتن یک فلش پلیر بهتر و پیدا کردن چند آلبوم عکس بود، تنها چیزی که فهمیدم حساس بودن فلش پلیر به ایجاد کننده‌‌ی فایل بود، اگر فایل را به جز FTP یا Cpanel بفرستی، موسیقی اجرا نمی‌شود. به نظر خودم خوب شده، اگر ایرادهای بنی اسراییلی نگیرند تمام است. وب‌سایت متعلق است به یک گروه موسیقی راک ایرانی ۳ نفره که هر کدامشان یک جا هستند!

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ،

رای منفی یا گزارش تخلف

پنجشنبه،۱۳/اردیبهشت/۱۳۸۶

وقتی داشتم نوشته‌ی نشان دادن رای منفی و کمک کنید تا قوانین را بهتر کنیم در بالاترین را می‌خواندم، به نظرم رسید که چقدر این فکری که خودم همیشه داشتم می‌تواند درست عمل کند؛ من همیشه معتقد بودم که شفاف‌سازی بهترین روش برای مدیریت است، الان در بالاترین رای‌های منفی نشان داده می‌شود، آن‌قدر برای من مسلم بود که باید این کار شود که چون بدیهی بود نمی‌توانستم دلایل خود را مدون بیان کنم.

نوشته‌ی زیر هم با این پیش‌فرض نوشته شده که همه‌ی کاربران با روش پیشنهادی من در تدوین و تصویب قوانین نقش مستقیم داشته‌اند…

دو نظریه وجود دارد: رای منفی با کارکرد گزارش تخلف، رای منفی با کارکرد مخالفت با نوشته

الف) رای منفی با کارکرد گزارش تخلف

اما چیزی که باعث شده است نشان دادن رای‌های منفی خود مشکل‌ساز باشد همان دلیل است که موجب اعتراض من به تازگی در بالاترین شده است، یعنی درگیر نبودن افراد به صورت مستقیم در فرآیند تدوین و تصویب قوانین و شفاف نبودن قوانین موجود که باعث می‌شود هر کسی برداشت خاص خود را از قانون داشته باشد. برای نمونه:

اگر از لینکی خوشتان آمد به آن رای مثبت بدهید. اگر لینکی برخلاف قوانین بالاترین پست شده(مثلا تجاری است) یا لینک چرندی است به آن رای منفی بدهید.
اما اگر با نظر ارایه شده در مطلب لینک مخالفید بهتر است رای ندهید.

همانطور که می‌بینید«چرند» بودن می‌تواند به گونه‌های مختلف تعبیر شود. فکر می‌کنید آیا بجای کلمه «چرند» تعبیرهای روشنتری می‌شود گذاشت

و این باعث می‌شود که رضا چنین استدلال کند:

من چون از نزدیک سیستم کار کردن ابطحی و مدل مدیریت دوستان و فامیل اش رو دیدم که با تهدید و ارعاب با مخالفین اش برخورد می کنه و به هر نحوی که بتوانند رانت می خورند (برای نمونه از دولت وام می گرفتند برای خرید و کشاورزی زمینهای کشاورزی اطراف بهشت زهرا. سپس انها را رو تغییر کاربری می دادند برای ساختمان سازی) در نتیجه هر جا ببینیم پستی از ابطحی طرفداری کرده باشه منفی میدم. این کار من هم خلاف قوانین بالاترین نیست

مورد دیگر روزنه داشتن قانون کنونی است به طور مثال دلایلی که یک کاربر می‌تواند به یک پیوند رای منفی بدهد، زمینه‌ساز تعابیر متفاوت و باز گذاشتن میدان برای اعمال سلیقه‌ی کاربران و احیانا برخوردهای شخصی با یکدیگر باشد

خوب به این لینک و کاربرانی که رای منفی داده‌اند و دلایلشان نگاه کنید!: ثبت نام در «صبحانه» باز شده است

گزینه‌هایی که در حال حاضر برای دادن رای منفی مجاز است به صورت زیر است:

  • وقت تلف کنی: این گزینه خوشبختانه حذف شده است اما یکی از گزینه‌هایی بود که سلیقه‌ی کاربر را به جای اعمال قانون درگیر می‌کرد
  • خبر غیر واقعی: این گزینه‌ی خوبی است اگر باز تعریفش مشخص شود که گویا کاربران توجیه نشده‌اند هنوز به همان دلیل ضعفی که گفته‌ام:
  • این پیوند را ببینید و به رای‌های منفی و دلایلش نگاه کنید که چگونگی برداشت کاربران را از خبر واقعی بهتر بدانید!:

تناقض کلیدی در افکار اکبر گنجی

  • ممکن است یک خبر با تحلیل‌های متفاوتی از چند خبرگزاری عنوان شود و همچنین چندین وب‌نامه (وب‌لاگ) درباره‌اش چیزی بنویسند، حتی در حد یک جمله و در چنین موردی پیوند تکراری مصداق ندارد.
    • اگر هم منظور لینک تکراری است که خود سیستم آن‌را تشخیص می‌دهد
    • تعدد لینک خودش چیز مهمی است و نشان‌دهنده‌ی این است که این موضوع در این بازه‌ی زمانی برای بسیاری در فضای سایبر مهم و مورد توجه است
    • اگر موضوع حساس بر انگیز باشد ممکن است بسیاری از منابع اصلی در همان لحظه یا بعدها فیلتر شوند و در این صورت حتی کپی عین عبارات در دراز مدت بسیار مفید است

بنابراین این گزینه، خوب نیست چرا که اگر موضوعی برای کاربرانی تکراری باشد تنها با ندادن رای، می‌توانند از اهمیتش کم کنند

این دو پیوند را نگاه کنید:

آگهی‌های ضدایرانی، ایران خطرناک است، آن را بیشتر تحریم کنید: آگهی ضد ایران شورای روابط خارجی آمریکا آگهی‌های ضدایرانی

در پیوند اول به سایت دیگری ویدئو را فرستاده شده که فیلتر است و پیوند دوم به سایتی دیگر که آن هم فیلتر است، این ویدئو rare resource قلمداد می‌شود اما پیوند دوم به دلایل گفته شده حذف شده است

  • توهین آمیز: این هم از همان گزینه‌ةایی است که بسیار قابل برداشت و قابل تعبیر است و خیلی شخصی است؛ توهین به چه کسی منظور است؟ توهین به من کاربر؟ یا به شخص سومی دیگر؟ یا این‌که محتوای نوشته حکایت از کاری می‌کند که کار توهین آمیزی است؟

مثلا برخورد نیروی انتظامی با بدحجابان به نظر من کاری توهین آمیز است اما آیا باید به پیوندی که حاوی چنین خبری است منفی بدهم؟ با مثبت؟ با این تعریف باید منفی بدهم اگر منفی داده شد خبر و نوشته شانسش برای در معرض دید قرار گرفتن کاربران دیگر کم می‌شود، اگر هم مثبت دهم که توهین آمیز داستانش چه می‌شود

اگر توهین به شخص سومی است، بسیار خوب نباید به آن نوشته رای داد و با نوشتن نظر خود نویسنده و فرستنده‌ی پیوند را آگاه کرد.

اگر هم توهین مستقیم به من کاربر است که دوباره نباید به آن رای داد و با نوشتن نظر آن‌را توهین آمیز قلمداد کرد

  • تیتر یا توضیح نامناسب: این هم شفاف نیست و سلیقه‌ایست و میدان می‌دهد برای نشان دادن دشمنی و بسیاری از این کاربران با استناد به این‌که این نوشته توضیحش نا مناسب است به آن رای منفی می‌دهند در صورتی‌که دلیل اصلیشان دشمنی دیرینه‌ایست که با نویسنده‌ی مطلب دارند! در صورتیکه اگر با آن نوشته موافق نیستید خوب رای ندهید و زیرش هم نظر بنویسید. گاهی هم پیش آمده که شخصی مطلبی را عینا نقل قول کرده اما به آن رای منفی داده‌اند در صورتیکه از مسئولیتی متوجه نقل قول کننده‌ی مطلب نیست و این قانون خواستگاهش این بوده که با نوشتن عنوان و توضیح نامناسب جذابیت الکی برای پیوند درست نشود که می‌بینید با چه برداشت‌هایی این قانون اشتباه شده و از آن سواستفاده می‌شود.
  • نقض کپی رایت: این گزینه‌ی خوبی است به شرطی که همه بدانند کپی رایت چیست که نمی‌دانند، به طور مثال وب‌نامه‌ای یا وب‌سایتی که خود تولید کننده‌ی خبر و محتواست بازنشر الکترونیکی نوشته‌اش را مجاز اعلام کرده و مشکلی با این کار ندارد، شخصی در وب‌نامه یا وب‌سایتش آن نوشته را بازنشر می‌دهد و پیوند نوشته‌ی خود را در بالاترین می‌فرستد که از نظر قانونی هیچ مشکلی ندارد اما کاربران به آن رای منفی می‌دهند چرا که کپی رایت را رعایت نکرده است! اصلا نوشته کپی رایت نداشته که بخواهد نقض شود اما…

بنابراین من رای منفی را به ۴ گزینه محدود می‌کنم: خبر غیر واقعی، تیتر نامناسب (با توضیحات شفاف و مصداق‌های روشن)، نقض کپی‌رایت (به معنای واقعی آن نه تغییر کارکردش برای مطالب اصطلاحا زرد!)، پیوند پورنو (اگر قانونش تصویب شود)
بنابراین به صورت خلاصه ۳ دلیل زیر باعث شده است که رای منفی در بالاترین کارکردهای متفاوتی پیدا کند:

۱) شفاف نبودن قانون‌های موجود برای دادن رای (منفی، مثبت، خنثی)
۲) عدم مشارکت مستقیم کاربران در تدوین و تصویب قوانین
۳) عدم وجود قانونی برای نظارت و کنترل و تنبیه کاربرانی که دلایلشان برای دادن رای منفی، کافی نبوده و غیر قانونی عمل کرد‌ه‌اند

وجود رای منفی یک نعمت است اگر:

۱) شفاف نبودن قانون‌های موجود برای دادن رای (منفی، مثبت، خنثی)

همه بدانند که رای منفی برای چیست؟ رای منفی در واقع تفویض اختیار به همه‌ی کاربران در کنترل پیوندهایی است که خلاف قوانین مصوب در بالاترین است. چرا که واضح است، یک تیم نمی‌تواند نظارت و کنترل کافی بر همه‌ی پیوندها داشته باشد و باید به کاربران این کار تفویض شود، روشن‌تر بگویم دادن رای منفی نباید سلیقه‌ای باشد چرا که رای منفی دادن گزارش تخلف یک پیوند از سوی کاربر به مدیر سایت است. برای همین هم هست که دادن رای منفی دلیل می‌خواهد. به صورت خلاصه روش به کارگیری رای‌ها به صورت زیر است:

رای مثبت: اگر از مطلب پیوندی خوشم آمد رای مثبت می‌دهم
رای خنثی: اگر از مطلبی خوشم نیامد رای نمی‌دهم
رای منفی: تنها در صورتی‌که پیوند مورد نظر بر خلاف قوانین مصوب بود، آن‌را با دادن رای منفی به مدیران گزارش می‌دهم.

۲) عدم مشارکت کاربران باعث می‌شود که اولا قانون موجود پخته نباشد و دوم آن‌که کاربران قدیمی در نتوانند قوانین موجود را به کاربران تازه وارد عملا منتقل کنند و سوم آن‌که چون قانون موجود بر اساس نظر اکثریت تصویب یا تدوین نشده از ضمانت اجرایی کامل نیز برخوردار نخواهد بود

۳) با تعریف بالا از رای‌های مثبت منفی و خنثی، باید ترتیبی اتخاذ شود که رای دهند مسئول رای منفی (گزارش تخلف) خود باشند و در صورتیکه رای منفی بی دلیل و غیر قابل قبول بر اساس قوانین مصوب داده شده باشد باید با کاربر خاطی برخورد شود، برخورد باید درجات مختلفی داشته باشد، هر کاربر باید پرونده‌ای از عملیات داشته باشد که تاریخچه‌ی تخلفاتش در آن ثبت شود و به سادگی در دسترس باشد. درجات مختلف برخورد می‌تواند تذکر همراه با بازگرداندن رای منفی وی به پیوند، بازداشت موقت به مدت ۲۴ ساعت که در آن حق رای دادن نداشته باشد، بازداشت ۴۸ ساعته و محروم بودن از فرستادن پیوند و دادن رای، بازداشت ۷۲ ساعته و محروم شدن از فرستادن پیوند، رای دادن و نظر دادن باشد رویه‌ی مجازات نباید منجر به سرخوردگی یا ایجاد انگیزه برای خراب‌کاری بیشتر کاربر خاطی باشد. که در این‌صورت نتایج معکوسی به دنبال خواهد داشت

ب) رای منفی با کارکرد مخالفت با نوشته

که بعدا می‌نویسم

خبرخوان برای خودم

یکشنبه،۹/اردیبهشت/۱۳۸۶

باید یک خبرخوان برای خودم درست کنم با امکانات موجود و سلیقه‌ی خودم، یادم باشد که سریع این کار را انجام دهم

نوشته شده درباره‌ی ، ، ،

چند کلمه حرف حساب

شنبه،۸/اردیبهشت/۱۳۸۶

کی می‌گه که حرف حساب جواب نداره؟ این همه حرف حساب رو یک‌جا پخته و تر و تمیز نوشتن و با لحن مناسب ارایه دادن یک هنره من به شخصه از این نوشته‌ی خردمندانه لذت بردم و این‌ها تعارف نیست چون من اهل تعارف نیستم از چیزی خوشم بیاید می‌گویم و بدم بیاید نقدش می‌کنم :) پیشنهادهای تو عمق نظرات من را نشانه گرفته و به اصل موضوع پرداخته حرف حساب گرامی من چون براساس تصمیمی که گرفته‌ام نمی‌توانم در موضوعات و بحث‌ها از این پس شرکت کنم و هم به دلایل منطقی، دیگر نمی‌توانم در بالاترین باشم چون قوانینش برایم روشن نیست و با برخی از آن‌ها مشکل دارم و نباید از بالاترین به عنوان یک کاربر استفاده کنم بنابراین چیزی که می‌خواستم انجام دهم پاسخ نوشته‌هایت در مورد من بود:

مورد جالب دیگه اینکه اگه دقت کرده باشی مزدک که پیشنهاد های مختلفش رو تمام جاها می شد دید و بقول تو در وبلاگش ننوشت ناراضی بود. فکر می کنی چرا؟

من هم توی بخش پیشنهادهای بالاترین و هم توی وب‌نامه‌ام پیشنهادهایم رو نوشتم: چند پیشنهاد برای بهتر شدن بالاترین و دعوت بالاترین به تعاملی شدن بیشتر در بخش پیشنهادها و پاسخ به دیدگاه‌های آن و چند دفعه هم اتفاقی توی کامنت‌ها همون‌جا چیزی به ذهنم رسید که نوشتم، اما چیزی که ناراضی‌ام کرد در مورد این بخش کافی نبودن امکانات نرم‌افزاری بود که اتفاقا همین هم جز پیشنهاداتم بود مثلا اینکه امکان رای دادن به هر پیشنهاد باشه که هم از پیشنهادهای تکراری جلوگیری بشه هم این‌که ۵ تا پیشنهاد برتر که توسط خود کاربران برگزیده شده، مستقیم در دستور کار تیم گسترش بالاترین قرار بگیره بدون حرف و حدیث و تایید. همجنین امکان بحث کردن و نظر دادن به صورت مفصل برای هر پیشنهاد باشد.
شما خودت چه چیزی باعث شد که توی بخش پیشنهادات ننویسی این مطلب رو؟ من یقین می‌دونم به این دلیل که می‌خواستی روی نظراتت بحث بشه و رای بقیه رو هم بدونی خوب، حالا توی بخش پیشنهادات بالاترین چی نوشته؟
به دیگران جواب ندهید و بحث نکنید (دست به سینه بنشینید تا آقا معلم بیاد :) ) من مثال هم زدم و مثال موفقی هم زدم مقایسه کردم وردپرس رو با جوملا در صورتیکه چیزی که الان برای سیستم بالاترین هست فقط یک‌جور باگ ریپورتر هست گزارش خطا نه دادن پیشنهاد.

اون موقع من فکر کردم که خوب سرشون شلوغه و زیاد گیر ندم و راهی که به ذهنم رسید کاری بود که الان شما کردید، توی وب‌نامه‌ام نظرات رو می‌نوشتم و توی بخش پیشنهادات هم کپی می کردم و هم لینک نوشته رو! که هم بقیه پیشنهادها رو ببینند و هم اگر بحثی خواست بشه بیایند تو وب‌نامه‌ی من، که قانون بالاترین رعایت بشه، حالا چرا از وب‌نامه خودم لینک نفرستادم یا کم فرستادم به بالاترین، چون‌که اگر چه قانون صریحی وجود نداره ولی روح حاکم بر بالاترین این طوریه که هرکی از وب‌نامه یا وب‌سایت خودش لینکی داد درپیته و داره برای خودش تبلیغ می‌کنه!

بالاترین جای تبلیغ شما نیست.

بنابراین برای خودم هرباری که من یک مطلبی از وب‌نامه یا سایت خودم می‌فرستادم، زهرمار می‌شد و معذب بودم.

همونطور که گفتم فکر می‌کردم که اون موقع نباید گیر داد و به مرور درست می‌شه هرچند چون خودم تو کار develop هستم با خودم فکر می‌کردم که بابا این که کار عجیبی نیست کافیه که عین اسکریپت فرستادن لینک رو با کمی دست‌کاری برای اون قسمت گذاشت و انرژی خاصی نمی‌بره خاصه ان‌که مهدی و عزیز و تیم بالاترین از من با سوادتر هم هستند. و اگر هم نه این همه فوروم و سیستم voting هستش. اما جریان پریشب و جوابی که گرفتم از مهدی یکدفعه دلیل کم توجهی به گسترش بخش پیشنهادها و … رو برام معنی‌دار کرد یک جای دیگه توی همون شب بتا از ناظران منصوب شده‌ی بالاترین نوشته بود بالاترین جای بحث نیست، لینک بگذارید و رای بدهید. جای دیگری در همان شب در اولین نظرها پرهام یکی از کسانی که اعتبارش خیلی زیاده به نقدی که شده بود صریح نوشت لوس بازی بسه! و هی پشت سرهم منفی دادند و اگر من همون لحظه به اون لینک مثبت نداده بودم همون‌جا در نطفه خفه می‌شد لینک! من یکدفعه یک زنگ خطر احساس کردم با خودم گفتم پادشاه خوب بسیار خوب است اما اگر همه‌ی اختیارات را نهایتا پادشاه داشته باشد، و از قضای روزگار پادشاهی بد نصیب جامعه شود، فتحه‌ی آن کشور را باید خواند کشوری (جامعه‌ای) که مردمش آن‌را ساخته‌اند و حق حاکمیت برای همه‌ی ان‌ها محفوظ است.

احساس تعلقم شکست و نا امید شدم به خصوص که من در جامعه‌ای زندگی می‌کنم که در آن ترس از واگذاری و سپردن تصمیم‌گیری به مردم یک تابوست و من آن‌را در بالاترین با تمام تلاشی که می‌کردم که نادیده‌اش بگیرم آن‌شب احساس کردم. اما بر اساس تجاربم خواستم که یک تنه به قاضی نرفته باشم و به خودم گفتم که ممکن است تصمیمی هیجانی گرفته باشم بهتر است که نظرات دیگران را هم بشنوی چرا که همه چیز را همگان دانند و چنین کردم و خلاصه‌ای از مطالب را سریع جمع کرده و در وب‌نامه با عنوان حدانگهدار بالاترین نوشتم و در بالاترین فرستادم.

روز بعد دوباره نوشته‌هایم را مرور کردم و ردپایی از حرکت احساسی و تصمیمی هیجانی و واکنشی از خودم ندیدم، اما دیدم که در پاسخ نقد من نوشته‌هایی واکنشی ایجاد شد:

به نظرم دارید بی خودی انرژی خودتون رو تلف می‌کنید و گرد و خاک به پا می‌کنید. روی سخنم با دوستانم امیر و مزدک و آشپرباشی است بیشتر.

و بنده به مغلطه کردن متهم شدم در صورتی‌که با آن‌که فضا، توان و بهانه‌ی حتی اتهام به بالاترین را داشتم چنین کاری نکردم اما:

کی گفته قوانین بالاترین تغییر ناپذیره؟ کی گفته کاربرها در تعیین قوانین نقشی ندارند؟ چرا مغلطه می‌کنید.

تنها نگاهی به نوشته‌ی مهدی در همان شب کافی است که عزیز گرامی پاسخ دو سوال خود را گرفته باشد:

این تصور انتزاعی که بعضی ها دارند که دموکراسی یعنی فقط رای دادن غلط است. دموکراسی به چهارچوب و ضوابط نیاز دارد. بالاترین در این حد دموکراسی است که لینکها براساس رای شما به صفحه اول می روند.

اینجا بگویم بالاترین یک کشور دموکراتیک نیست(یعنی مقایسه اش با یک کشور اشتباه است). در یک کشور همه افراد حق مالکیت بر آن کشور دارند و برای قوانین آن و برای انتخاب حاکمان رای می دهند. در بالاترین قوانین بوسیله تیم بالاترین تعیین می شوند

و وعده‌ای بدون زمان داده می‌شود:

شاید یک روزی برسد که آنقدر از نظر فنی نیرو و وقت داشته باشیم که مکانیزم برای برای گذاشته شدن قوانین بالاترین را نیز درست کنیم. ولی تا زمانی که آنروز برسد بالاترین تنها در حد رای دادن به لینکها دموکراتیک است و لینکها هم باید مطابق با قوانین بالاترین باشند.

مزدک جان؛ بالاترین یک کشور نیست. دموکراتیک هست تنها به معنی بالا. قیاس با کشور اشتباه است

همانطور که گفتم بالاترین را با کشور نمی توانید مقایسه کنید. بالاترین کشور نیست. بالاترین یک وبسایت است.

حالا نوبت من است که از عزیز بپرسم که چه کسی مغلطه می‌کند؟ کدام یک از سخنان صادقانه‌ی مهدی شفاف نیست و قابل تعبیر است؟

و در واقع علاوه بر این سخنان سوگیری و عملکرد بالاترین نیز آن‌را تایید می‌کند واگر چیزی جز این نیست می توان در مواضع بالاترین نسبت به درنظرگرفتن تغییرات پیشنهادی کاربران از جمله پیشنهادهای زیر، نمود واقعی دموکراسی حداکثری و پایان بخشیدن به بدفهمی (سو تفاهم) احتمالی را شاهد بود

۱) انتخاب مدیران بالاترین بر اساس رای متناسب کاربران و به صورت دوره‌ای و نه پادشاهی! صورت بپذیرد
۲) بخش پیشنهادات از حالت تک‌سویی به حالت تعاملی تبدیل شود و در آن ?میزان رای ملت باشد!? نه اینکه شما بنویسید ما می‌خوانیم و اگر موافق بودیم اجرایش می‌کنیم و اگر هم مخالف بودیم اجرایش نمی‌کنیم و مهم نیست که نظر چند نفر و در خواست چنیدن نفر چه باشد (شورای نگهبان برایم تداعی می‌شود این چند روزه)
۳) فرآیند تدوین و تصویب قوانین از نخستین بند تا بند پایانی آن باید با رای‌گیری و نظر کاربران (اعضای جامعه‌ی مجازی) باشد بدون واسطه و مستقیم و بر اساس خرد جمعی، همچنین قوانین باید بر اساس مدل برد - برد (Win - Ein) طراحی شود که هر دو سر ماجرا، کاربر و بنیانگذارو گرداننده احساس باخت نکنند. و بر اساس مکانیزم گفته شده پیاده سازی شود. این گفته که
به نظر شما هر کجای قوانین ایراد دارد در قسمت پیشنهاد ها یا با ایمیل مطرح کنید تا بهش رسیدگی بشه. اگر چه بسیار مثبت است اما به هیچ عنوان کافی نیست! چرا که غیر مستقیم به ما می‌گوید قوانین را ما تایید می‌کنیم حتی اگر نظر اکثریت این نباشد. استدلال من بر روی دموکراتیک بودن و در معنی بهتری آریستوکراسیک بودن فرایند تصویب قوانین نقش آشکار کاربران در اعتبار چنین سایتی است پیش از این هم گفته بودم که اگر این سایت یک موتور جست‌وجو بود اگر خدمات دهنده‌ی ایمیل بود اگر هر چیزی بود که در آن کمترین نقش را کاربران برای مطرح شدن سایت داشتند و زحمت اکثریت کاربران به اندازه‌ی ۵۰٪ تلاش‌های بنیان‌گذاران سایت نبود چنین چیزی را مطره نکرده و عنوان کردنش را نیز غیر منطقی می‌دانستم.
بنابراین فرآیند تصویب با صورت کاملا مشخص بدون حق وتو و به صورت دموکراتیک باید باشد واز طرفی باید امکان بازبینی همیشگی با ظوابطی خاص در همان قانون نیز گنجانده شود (در گفت‌وگو ونقد همیشه باز است، قوانین وحی منزل نیست، ایه‌ی خدا نیست قران نیست و هیچ‌کس نیز پیامبر نیست) و اگر چنین شود اجرایی شدن قانون و هزینه‌ی اجرای قانون مصوب اکثریت در این جامعه تضمی می‌شود و همه ناظر یکدیگر می‌شوند و نیاز به صرف انرژی عجیبی برای کنترل نیست. مشارکت همه در بالاترین سطه ممکنه بوده و حس تعلق روز به روز بیشتر خواهد شد.
تبصره: تمامی حقوق مادی برای همیشه برای بنیانگذاران بالاترین بدون قید و شرط به عنوان سپاسگزاری همیشگی محفوط خواهد بود و کاربران تنها قوانینی که این مورد را زیر سوال نبرد تدوین و تصویب می‌کنند
مورد سه باید به وضوح به صورت نرم‌افزاری اجرا و پیاده‌سازی شود.
۴) قوانین پس از تصویب، بسیار واضح و روشن با بیان مصداق‌ها و آوردن مثال‌های آشکار باید همواره در دسترس کاربران باشد و به عنوان سند داوری به کار گرفته شود، قوانین به گونه‌ای باید باشند که کمترین برداشت ممکن از ان صورت گیرد، شفاف و دقیق
۵) انتقاد و دادن پیشنهاد به عنوان کاری ارزشمند در روح و کالبد جامعه‌ی بالاترین دمیده شود به صراحت می‌گویم که سپاسگزاری و تمجید، کم‌ترین کار و سوال برانگیزترین رفتار یک عضو جامعه‌ی مردم سالار است و نقد سخت‌ترین و چالش براگیزترین آن‌. جامعه‌ای که در ان تعداد چاپلوسانش بیشتر از دلسوزانش باشد، محیطی که در آن نقد پر هزینه باشد و فرهنگ حاکم بر آن بر پایه‌ی خفه کردن صدای مخالف باشد و سر آخر جایی که حساس بودن و سخت‌گیر بودن و نکته سنج بودن ارزشش ناچیز و کم اهمیت باشد و در برابر، بی‌خیالی، سخت نگرفتن، عدم پذیرش مسئولیت، تلاش برای خاتمه دادن بحث اگر چه حتی به جایی نرسیده باشد!، ارزشمند جلوه داده شود، محکوم به فناست، و من از چنین فرهنگی، همچون میهنی که در آن زندگی می‌کنم از آن گریزان و نگرانم.
انجام شدن موارد فوق پاسخ این پرسش را می‌دهد که آیا واقعا بالاترین جامعه‌ای دموکرات است؟ یا کاربران بالاترین حکم کارمندانی را دارند که در سود معنوی و (نه مادی) آن جایگاهی ندارند و شهروند درجه‌ی دو حساب می‌شوند. آیا در بالاترین برخی از برخی دیگر بالاترند؟ چرا در بالاترین نقدی منصفانه واکنش‌های تندی با زدن برچسب‌هایی همچون: اتهام به مغلطه، لوس بازی، به پا کردن گرد و خاک، وقت تلف کردن، مسخره‌بازی، عدم تحمل، قدر نشناسی، براندازی، توطئه، آشوب، نق زدن، شلوغ‌بازی ، جنجال آفرینی ، جوسازی و … را در بر دارد؟ آیا این رفتار، نشنیدن صدای یک منتقد نیست؟ و دموکراسی حداکثری با چنین فضایی چگونه تعبیر می‌شود؟ و پیش‌نیازهای پایداری مردم‌سالاری چیست؟

بازتاب رخداد بالا در بالاترین:

خدانگهدار بالاترین

پنجشنبه،۶/اردیبهشت/۱۳۸۶

خوب من به دلایلی که دیشب پیش اومد توی بالاترین و توضیحات شفاف مدیران بالاترین تصمیم به عدم مشارکت در بالاترین گرفتم. قضیه به طور خلاصه این بود که یک قانون عجیبی هست توی بالاترین مبنی بر حذف لینک که من خیلی مخالف این قانون بودم و هستم و دیشب وقعیتی پیش آمد که این قانون رو عملا به چالش بکشیم، تصور کنید در حال بحث روی یک مطلبی هستید که حدود ۳۲ تا نظر توش هست و یک دفعه کل لینک و نظرات حذف بشه به دلیل رعایت نکردن قوانین بالاترین، قوانینی که کاربران اون رو تعیین نکردند و تدوینش نکردند.

گزیده‌ای از نظرات من و مخالفین این حذف به شرح زیر است:

امیر: ببين عزيز من لينكي كه در مورد اون داره بحث ميشه خيلي زشت هست كه حذف بشه…قبول نداري؟ من قصد نوشتن هم چين مطلبي نداشتم ولي وقتي ديدم لينك حذف شده واقعآ حس بدي نسبت به بالاترين پيدا كردم…يه جورايي از خودم هم بدم اومد. من واقعآ احساس كردم تحقير شدم در اون لحظه. بحث اين هست كه همه بياد حق مساوي در راي دادن داشته باشند. اگه يه لينك مشكل داره چرا نبايد اجازه داده بشه كاربرها اون قدر راي منفي بدن تا حذف بشه؟ ببينيد ما مشغول بحث كردن روي لينك بوديم…داشتيم حرف مي زديم…اين غير از گفتن “خفه شو نيست…باور كنيد…گه ما توي يك فضاي مجازي نتونيم دموكراسي رو برقرار كنيم واي به حالمون…پس با كشورمون چه جور مي خوايم رفتار كنيم؟

مزدکم: کجای خبر غیر واقعی بوده که منفی غیر واقعی خورده!! عجیبه‌ها به حای این‌که این نقدها رو جدی بگیریرد و کاری کنید که روش بحث بشه در نطفه خفه‌اش می‌کنید که چه بشود؟!

من موافق این گفته نیستم جو سازی چیه؟ جو سازی مال موقعیه که اتفاقی نیفتاده باشه، چرا به خود انتقاد توجه نمی‌کنید:
داره می‌گه این خیلی بده که داری درباره‌ی چیزی صحبت یا بحث می‌کنی و دیگه نتونی حالا چرا چون منفی گرفته! آقا جان منفی گرفته باشه چرا حذف بشه بگذارید اصلا منفی‌ها هم باشند شاید ۳ ماه دیگه سه ساله دیگه نظرها عوض شد اصلا من علاقه دارم بدونم که چه لینک‌هایی منفی گرفته‌اند هر کی هم حال نکرد خوب منفی‌ةا رو نمی‌بینه همین منفی گرفتن کافیه که کاربری رو نکشونه دنبال خود لینک حذف کردنش اضافیه
ممکنه که توی اون ۳۲ تا نظر چیزهای مفیدی بوده باشه چرا باید نظرها حذف می‌شدند؟

اول انقلاب هم ول کردند خیلی‌ها که بویش داره همه‌ی ما رو اذیت می‌کنه در مورد همه چیز باید حساس بود!

آیا منفی گرفتن یک لینک یا امتیاز نیاوردنش برای داغ نبودن لینک کافی نیست؟ چرا باید یک لینکی اصلا حذف بشه؟ یا امتیاز نیاورده یا منفی گرفته به هر حال تو صفحه‌ی موضوعات داغ نمی‌ره، با حذف نشدن این جور لینک‌ها در گفت‌وگو همیشه باز می‌مونه شاید یک روزی نظر کاربران دیگه تغییر کنه، اصلا هدف از حذف چیه؟ من نمی‌فهمم (من با این نوشته عملا قانون بالاترین رو به چالش کشیده‌ام و در مورد این‌که اصلا حذف لینک قانونی بوده یت نوبده بحث نمی‌کنم)
در ضمن در نظر بگیرید که اون لینک ۳۲ تا نظر داشت که به ملکوت رفته با همین قانون

من که می‌فهمم چرا نمی‌تونیم خوب بحث کنیم خیلی عجیبه برام! نه صلوات بفرستید نه موضوع رو بدون این‌که نتیجه‌ای داشته باشه ول کنید نه این‌که بحث رو با کامنت‌های بی‌ربط پرت کنید.
در مورد بحث حذف شدن لینک به دلیل کپی رایت هم این‌جا رو نگاه کنید

واحه: من هم با امیر از این نظر که اون لینک در اون موقع نباید حذف می‌شد موافق

کیانوش: با امير موافقم و صد در صد نظرش رو تاييد ميكنم. اتفاقا ميخواستم بگم اگه از اين كارها شروع بشه فكر كنم ديگه بايد با بالاترين خداحافظي كرد.

ابهام: فکر کنم شامل همه اونا بشه چون لینکایی که من ساعتها وقت میذارم و پیدا می کنم در زمره همه این موارد باشه. تازه یه چیز دیگه اگر بنا به تعریف شما باشه ابهام عکس در زمره کدومشه؟ یعنی کدوم یک از مواردی که شما گفتین رو بنده سرقت می کنم. چند تا عکسه که من به دلیل سکسی بودن سایت مورد نظر در ابهام عکس میذارم.

عبدلعلی: امیر بحثش منطقي هست, دفاع الکی نکنین.

مهدی: وقتي بالاترين تحمل حرف مخالف رو نداشته باشه توقع دارين حكومت داشته باشه.از ماست كه بر ماست

چرا سایت‌ها آن‌لاین می‌میرند

پنجشنبه،۳۰/فروردین/۱۳۸۶

داشتم فکر می‌کردم که چه باید بگویم؟ داستان تکراری بسته شدن سایت‌های خوب و مفید فارسی- چیزی که جامعه‌ی مجازی وب هنوز هم در آن کمبود دارد - خبر خوشحال کننده‌ای نیست، خاصه ان‌که بنیانگذارش را از نخستین حرکات و تلاش‌هایش در وب بشناسی، نیما افشار نداری سومین وب‌نامه نویسی فارسی زبان است من او را از زمانی که به نوشته‌های کوتاه خود در وب‌نامه (وب‌لاگ) کلوچه می‌گفت، می‌شناسمش، او در سال دوم، پاگرفتن وب‌لاگ داور مسابقه‌ی وب‌لاگ نویسی بود، او کسی بود که پندار را بنا نهاد، کسی که اگر چه فنی بود اما دغدغه‌اش تولید محتوایی خوب، کارا و با استاندارد بود. او به دور از کسب اعتبار چندیدن بار درخواست مصاحبه‌های خبرنگاران مختلف را رد کرده بود، چرا که برای کارش ارزشی بیش از این قایل بود

من هیچ  افت کیفیتی در مطالب پندار در این چند سال ندیده‌ام، من هیچ‌گاه سوگیری نابخردانه‌ای در این سایت ندیده بودم، هیچ‌وقت ندیدم که پندار هدف خود را وسیله‌ی صرفا کسب درآمد خود کند، تنها دوست داشتن و عشق به تولید محتوای فارسی بود که این گروه دور هم جمع شدند و سازمان یافتند، من چه می‌توانم بگویم، و چه دارم که بگویم، جز افسوس و سپاسگزاری.

پندار یکی از قوی‌ترین پایگاه‌های تولید محتوای فارسی با بخش‌های هنری، ادبی، فنی، فرهنگی و ادبی بود. که مانند سایت خوب iranasp.net رو به خاموشی خواهد گذاشت، من در این فکرم که آیا مدل درآمدی خوبی به جز گرفتن تبلیغ که حالت پایداری ار برای این‌گونه سایت‌ها ایجاد کند وجود دارد یا ندارد؟ بدون شک اگر هر انسانی از آینده‌ی مالی خود آسوده باشد، کاری را که دوستش دارد دنبال می‌کند و در غیر این صورت، علاق‌ها از کار جدا می‌شوند و به مرور رو به خاموشی می‌روند و هیچگاه شکوفای انسان در کاری که دوستش نداشته، در محیطی که علاقه‌ای ندارد اتفاق نمی‌افتد.

اما نقش من چیست؟ جز همزادپنداری و سرودن مرثیه و بازگو کردن خبر تلخ آیا کار دیگری می‌توانم انجام دهم؟ بلی!

به این فکر کنم و از شما هم بپرسم که چرا اینگونه سایت‌ها که بازاری نیستند، آن‌لاین می‌میرند؟ و چه باید بشود که پایدار و استوار بمانند؟

درخواست برای نظر در مورد فهرست (منو) افقی

پنجشنبه،۳۰/فروردین/۱۳۸۶

سلام :) دوباره مثل قبل یک نظرخواهی دارم ازتون در مورد قیافه‌ی منوی افقی،

منوی افقی دیگه برای چی؟ درسته که تونستم یک کاری انجام بدم که ستون سمت راست هر وقت که نوشته‌ی کامل رو می‌خونید در کنار نوشته باشه، ولی شخصا از این‌که موقع خوندن یک مطلبی، چیزهای بی‌ربط کنارش باشه خوشم نمی‌آید. ولی از طرفی باید حداقل‌هایی هم برای کاربر در نظر گرفت که اگه خواست بتونه تحرک داشته باشه توی یک صفحه‌ی وبی مثلا اگه خواست بتونه بره صفحه‌ی اول، یا بخش بایگانی یا جست‌وجو. برای این که نه سیخ بسوزه نه کباب بهترین چیز اینه که یک منوی افقی گذاشت توی صفحه‌ی اول.

خوب همونطور که می‌دونید چندین قیافه‌ی مختلف وجود داره برای منوها من چند تاش رو انتخاب کردم که دوست دارم نظرتون رو بدونم بگید که کدومش بهتره برای این‌جا توجه کنید که رنگ‌امیزی منوها می‌تونه تغییر کنه بیشتر روی ساختارش توجه کنید

البته می‌دونم که بیکار نیستید، ولی این چند تا منو رو نگاه کنید و  نظرتون رو بگید که کدوم بهتره با موس هم روشون بروید که رفتار منو رو ببینید

  1. منوی برگه‌ای Tab base
  2. منوی ساده زیر خط دار - من خودم از این خوشم اومده
  3. DWWS menu
  4. Under Tabs
  5.  Seth’s horizontal list
  6. Centered list navbar
  7. ZDnet Emulation - از این هم برای سایت خوشم اومده برای وب‌نامه زیادی لوکسه

سپاسگزاری

پنجشنبه،۳۰/فروردین/۱۳۸۶

همونطور که امیدوارم دیده بشود، نما و رنگ آمیزی این‌جا تغییر کرده است. هدر رو بابک زحمتش رو کشیده و رنگ‌آیمزی را نامیه، همچنان عکس میثم از من هم در سمت راست، به کارگرفته شده که دوباره بدینوسیله از مجریان برنامه و دست‌اندرکاران کمال سپاسگزاری را دارم. من که خیلی خوشم اومده و دیگه کاملا راضی هستم با اینکه مشکل پسند هستم!

برای گزینش رنگ از Color Schemer online استفاده کردیم، چیزی که من همیشه به اون دقت می‌کنم، رنگ پیوندهاست در کل تا اون‌جا که من می‌دونم ۴ حالت مختلف برای یک پیوند وجود داره

  1. خود پیوند
  2. وقتی موس رویش می‌رود
  3. وقتی رویش کلیک می‌شود
  4. پیوندی که قبلا دیده شده

خیلی مهمه که پیوندی که دیده شده با پیوندی که هنوز دیده نشده رنگش فرق کنه همچنین به نظر من بهتره که وقتی موس روی پیوندی که هنوز دیده نشده می‌رود، رنگش تغییر کند جوری که انگار اون پیوند روشن شده و قبلا خاموش بوده و همچنین در استانداردها هست که پیوند باید زیرخط‌دار باشد و یک پیوند با خط زیرش از یک متن معمولی تشخیص داده می‌شود، با توجه به اینکه خط‌دار شدن پیوند توی حروف فارسی را روی وب خیلی ناخوانا می‌کد بنابراین باید آن را شبیه‌سازی کرد. این کار را با استایل انجام می‌دهیم. برای پیوند استایل تعریف می‌کنیم و Border آن‌را با مقدار دهی به padding ۲ پیکسل پایین‌تر می‌آوریم که خط روی حرف نیفتد و خوانایی از بین نرود

چنین گفت گنارهکارِ خسته

چهارشنبه،۲۹/فروردین/۱۳۸۶

دو مقاله‌ی خوب دکتر محمود سریع‌القلم نوشته سال ۱۳۷۷! با عنوان‌های «آفات متدولوژیک تفکر در ایران» و «مبانی عشیره‌ای فرهنگ سیاسی در ایران» در یکی از این دو تحقیق ۷ آفت برای شیوه‌ی تفکر ایرانیان بر می‌شمارد:

  1. اصل تخیلی بودن تفکر
  2. اصل سلیقه‌ای بودن تفکر
  3. اصل ضعف در دستیابی به اجماع
  4. اصل ضعف در برخورد با ایهام
  5. اصل ضعف در توجه به زمان
  6. اصل ضعف در مواجه‌ی فکری
  7. اصل انتخاب میان کنترل اندیشه و مدیریت اندیشه

می‌‌خواستم بگم که من هم اگه جای گناهکار بودم می‌بستم اعترافات رو، نه به این خاطر که فکر من درسته و کار گناهکار را تایید می‌کنم نه! اگه زورم بیشتر بود یا از همه جا رونده و از ایران مونده نشده بودم و کلا مودم بالا بود ادامه‌اش می‌دادم به قول کنفوسیوس:

به جایی که به تاریکی نفرین کنی، شمعی روشن کن! ولی من اصلا دیگه روشنایی رو دوست ندارم! شاید کبریت ندارم و دارم بهونه میارم اما خوب می‌فهممش.

من هم تو دوگانگی‌های خودم می‌مونم می‌گم که: خوب اگه بخواهی آتیش روشن کنی اولش خیلی سخته، بعد که گرفت همه میان خودشون رو گرم می‌کنن، فکر کنم دارم دری وری می‌گم، اما واقعا این کلمه‌هار تو ذهنم هی می‌چرخه، جهان سوم، فرهنگ، فقر، بدبختی، شعور و با خودم می‌گم که ایرانی‌های امروز ارزش وقت گذاشتن و انرژی گذاشتن رو ندارن، حیف وقت و انرژی، دستت رو تا آرنج بکنی توی عسل، بگذاری تو دهنشون گازت

اگه اعترافات بسته نمی‌شد من مطمئن بودم که کل دومین فیلتر می‌شد برای همین هم حق می‌دهم به گناهکار که مایه برای کسانی که ارزشش رو ندارند نگذاره!

با همه‌ی این احوال استاد گناهکار بیا یک دومین بگیریم و با هاست جدا و اون‌جا یک‌بار دیگه اعترافات رو درستش کنیم،  نظرت چیه؟ برای اون مشکلاتی هم که پیش می‌آیند راه حل هست‌ها. خلاصه من پایه‌ام

یک شعر هم انتخاب کردم با عنوان جاده، آن سویِ پُل برای گناهکار از استاد شاملو

مرا ديگر انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

مرا ديگر هواي ِ سفري به سر نيست .

قطاري که نيم‌شبان نعره‌کشان از دِه ِ ما مي‌گذرد

آسمان ِ مرا کوچک نمي‌کند

و جاده‌ئي که از گُرده‌ي ِ پُل مي‌گذرد

آرزوي ِ مرا با خود

به افق‌هاي ِ ديگر نمي‌برد .

آدم‌ها و بوي‌ناکي‌ي ِ دنياهاشان  
  يک‌سر

دوزخي‌ست در کتابي

که من آن را  
  لغت‌به‌لغت  
  از بَر کرده‌ام
تا راز ِ بلند ِ انزوا را  
  دريابم ــ

راز ِ عميق ِ چاه را

از ابتذال ِ عطش .

بگذار تا مکان‌ها و تاريخ به خواب اندر شود

در آن سوي ِ پُل ِ دِه

که به خميازه‌ي ِ خوابي جاودانه دهان گشوده است

و سرگرداني‌هاي ِ جُست‌وجو را  
  در شيب‌گاه ِ گُرده‌ي ِ خويش

از کلبه‌ي ِ پابرجاي ِ ما

به پيچ ِ دوردست ِ جاده  
  مي‌گريزاند .

مرا ديگر

انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

حقيقت ِ ناباور

چشمان ِ بيداري‌کشيده را بازيافته است :

روياي ِ دل‌پذير ِ زيستن

در خوابي پادرجاي‌تر از مرگ،

از آن پيش‌تر که نوميدي‌ي ِ انتظار

تلخ‌ترين سرود ِ تهي‌دستي را باز خوانده باشد .

و انسان به معبد ِ ستايش‌هاي ِ خويش

فرود آمده است .

انساني در قلم‌رو ِ شگفت‌زده‌ي ِ نگاه ِ من

در قلم‌رو ِ شگفت‌زده‌ي ِ دستان ِ پرستنده‌ام .

انساني با همه ابعادش ــ فارغ از نزديکي و بُعد ــ

که دست‌خوش ِ زواياي ِ نگاه نمي‌شود .

با طبيعت ِ همه‌گانه بيگانه‌ئي

که بيننده را  
  از سلامت ِ نگاه ِ خويش  
  در گمان مي‌افکند

چرا که دوري و نزديکي را

در عظمت ِ او  
  تاءثير نيست

و نگاه‌ها

در آستان ِ رويت ِ او

قانوني ازلي و ابدي را

بر خاک  
  مي‌ريزند …

انسان

به معبد ِ ستايش ِ خويش بازآمده‌است .

انسان به معبد ِ ستايش ِ خويش

بازآمده‌است .

راهب را ديگر

انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

راهب را ديگر

هواي ِ سفري به سر نيست .

خلاصه من انرژی‌اش رو دارم یکمی رویش وقت بگذاریم خبرم کن

بهتر شدن بخش دیدگاه (پاسخ‌نامه)

سه شنبه،۲۸/فروردین/۱۳۸۶
  • افزوده شدن نوار ابزار با امکانات گذاشتن پیوند و ساختار دهی متن: توپر(بولد)، کج (ایتالیک)، نقل قول کردن، نوشتن کد و دستوارت برنامه‌نویسی
  • راست به چپ شدن پیش‌نمایش
  • کم شدن شرایط فرستادن نظر
  • نمایش متن‌ها نقل قول شده در گیومه

دعوت بالاترین به تعاملی شدن بیشتر در بخش پیشنهادها و پاسخ به دیدگاه‌های آن

دوشنبه،۲۷/فروردین/۱۳۸۶

خوب بحث خوبی بازه شده توی بخش پیشنهادهای بالاترین و پیشنهادهایی هم من اون جا دادم روی یکیش مفصل بحث شده که چون نمیشه اونجا بحث کرد من این‌جا چند تا از اون‌ها و پاسخ‌های داده شده رو بررسی می کنم. پیشنهادهایی رو هم که در این‌جا بررسی نمی‌کنم معنی‌اش اینه که یا توسط تیم پذیرفته شده و دارند رویش کار می‌کنند یا این‌که با جواب آن‌ها من قانع شده‌ام. پس چیزهایی که این زیر می‌نویسم یعنی این‌که جای بحث داره یا جوابی داده نشده هنوز:

در یک جمله بخش پیشنهادهای بالاترین تعاملی نیست یعنی من به شخصه زیاد توش راحت نیستم جایی که داره نظر رو می‌گیره خیلی باید بازتر رو راحت‌تر عمل کنه. من تو گروه جوملا خیلی راحتم توی وردپرس هم همین‌طور، کاری که وردپرس کرده خیلی خوبه به نظرم، یک بخش جمع کردن ایده درست کرده که

• هم توش می‌شه بحث کرد،

• هم می‌شه رای داد،

• هم می‌شه جست‌وجو کرد.

• Rss برای هر نوشته،

• آگاهی با نامه

درواقع به نظر من بخش پیشنهادهای بالاترین باید شبیه کار وردپرس باشه بسته به approach و دیدگاه تیم بالاترین داره. این پیشنهادها هم که در زیر می‌آورم سر همین موضوع کلی صحبت کرده، یعنی دیدگاه و فرض من این بوده که این بخش به سمت تعاملی شدن حرکت کنه و اگر بخش پیشنهادها تبدیل به چیزی که پیشنهاد کردم بشه پیشنهادهای زیر ور هم شامل خواهد بود:

پیشنهاد شماره‌ی ۲- با زیاد شدن پیشنهادها و انتقادها فکر کنم یه دسته بندی موضوعی هم بخواهد این‌جا و گر نه شیر تو شیر می‌شه

پاسخ بالاترین: این پیشنهاد را ما می‌خوانیم و فیلتر می‌کنیم در سیستم کنترل پروژه خود وارد می‌کنیم . برای همین بهبود این قسمت زیاد اولویتی ندارد

پاسخ تازه‌ی من: ولی برای من نوعی که می‌خواهم پیشنهاد یا انتقاد تکراری نکنم، خیلی مفیده و کاربرپسندتره

پیشنهاد شماره‌ی ۳- اگر هم بشه چیزهایی که دوستان می‌نویسند به عنوان پیشنهاد یا انتقاد بهش رای داد یا امتیاز داد خیلی خوبتر خواهد بود به نظرم

پاسخ بالاترین: درسته این صفحه جای پیشرفت زیاد داره ولی همونطور که گفتم بهتره انرژیمون رو در جای بهتری صرف کنیم

پاسخ تازه‌ی من: ببین این پیشنهاد فقط من نیست‌ها ۲-۳ نفر دیگه هم گفتند، اگر اجرا بشه برای خود شما هم بهتره تعداد نظرات کمتر ولی موثرتری خواهید داشت

پیشنهاد شماره‌ی ۴- در کنار این صفحه‌ی پیشنهاد یک road map مانندی درست بشه از طرف تیم اجرایی بالاترین و هر پیشنهادی که خواست اجرایی بشه و تو دستور کار قرار گرفت بقیه هم بفهمند که دیگه تکرار نکنند درخواست رو و از طرفی با که آیکونی یا یه چیزی اون پیشنهاد مشخص بشود که داره رویش کار می‌شه. یک جود bug tracker فکر کنم بخواهد.

پاسخ بالاترین: ما در سیستم کنترل پروژة هم bug tracker‌ داریم و هم roadmap و هم برنامه بلند مدت یک ساله. ولی فکر نمی کنم دلیلی داشته باشه اون مسايل فنی رو اینجا بذاریم .

پاسخ تازه‌ی من: اصل موضوع اینه که ما هم الویت‌ها رو بدونیم که انرژی پیشنهاد دهی! رو اون‌جا صرف کنیم و از پیشنهادهای تکراری هم جلوگیری بشه

پیشنهاد شماره‌ی ۵- ارسال پیشنهاد آژاکس بشه فرمش بهتره : -

پاسخ بالاترین: ا‌جاکس همه جا هم خوب نیست. چیزی هنوز در وب فارسی درست جا نیفتاده

پاسخ تازه‌ی من: من قانع نشدم ها! الان تو بخش نظردهی خود بالاترین آژاکس استفاده شده دیگه، چطور اون‌جا خوبه این‌جا نیست؟

پیشنهاد شماره‌ی ۶- فرم این‌جا بعضی از تگ‌های html رو مثل a href و b که خطرناک نیستند، پشتیبانی کنه که مثلا بشه پیوندها -لینک‌ها- رو با یک کلیک دید الان کاربرپسند نیستش یه جور rich text کوچیک بد نیستش

پاسخ بالاترین: پشتیبانی می‌کند، فقط دکمه اش را نداریم. باید خودتان کد را بنویسید.

پاسخ تازه‌ی من: بله درسته پشتیبانی می‌کنه ولی قبول داری که کاربرپسند نیستش؟ همه که مثل من و شما html بلد نیستند.

پیشنهاد شماره‌ی ۱۱ - بخش پ‍یگیری با ایمیل هم برای این‌جا بگذارید که اگر چیز تازه‌ای افزوده شد ما آگاه بشویم

پاسخ بالاترین: پاسخی داده نشده هنوز

گفتمان فارسی‌سازی:

پیشنهاد شماره‌ی ۳۰- رفع مشکل ی و ک فارسی و ي و ك عربی در همه‌ی سایت به خصوص در بخش ابرچسب که خیلی از کلمه‌های تکراری رو سبب شده: برای حل این مشکل هم مطالعه‌ی این نوشته

بررسی تاریخچه‌ی مشکل ی و ک و ارایه راه‌کار پیشنهاد می‌شود

پاسخ بالاترین: ما حروف را اصلاح نمی‌کنیم و دلیلش هم اینه که هنوز کلمات را به شکل‌های مختلف می‌نویسند و یکنواخت نشده. اگه ما همه ی ها و ک ها رو به یک نوع تبدیل کنیم به این معنی است که داریم نصف جستجوهای فارسی را از دست می‌دهیم. پس باید از هر دو نوع داشته باشیم .

پاسخ تازه‌ی من: دوستان این فکر یک اشتباه تاریخی است، بگذارید که کمی مطلب رو باز کنم اگر مساله ذخیره و بازیابی داده در دیتابیس خود بالاترین است که با توجه به توضیحاتی که در پیوند بالا نوشته‌ام، هیج مشکلی با این راه‌کار پیش نخواهد آمد. اما اگر از الان به فکر نباشید، برای جست‌وجویی که درحال ساختنش هستید، دچار دردسر خواهید شد و نتایج جست‌وجو هم مطلوب نخواهد بود.

اما اگر منظورتان جست‌وجوی کاربران اینترنت در موتورهای جست‌وجوی دیگری چون گوگل است، باز هم اشتباه فکر می‌کنید، مثال می‌زنم فرض کنید در بالاترین مطلبی نوشته شده باشد که کلمه‌ی «كارآفريني» در آن به کار رفته باشد، یعنی با حروف ک و ی عربی، و کسی در گوگل «کارآفرینی» با حروف ک و ی فارسی را جست‌و‌جو کند مسلم است که چیزی در بالاترین پیدا نمی‌کند. می‌بینید؟ در هر ۲ حالت برخی جست‌وجوها از دست می‌رود، پس این استدلال به یقین نادرست است. مگر این‌که همه‌ی ترکیب‌های واژه‌هایی که در آن‌ها، این دو حرف به کار رفته است را بسازید که هیچ جست‌وجویی را از دست ندهید. مثلا برای «کارآفرینی» می‌شود ۱۲ جایگشت! که منطقی نیست و نشدنی است.

از سوی دیگر طبق استاندارد نهایی utf-۸ و استاندارد ملی ISIRI ۶۲۱۹ به کاربردن حروف ي و ك عربی در نوشته‌های فارسی اکیدا نهی شده است. با این توضیحات یکدست شدن دیتاببس نه تنها به موتور جست‌وجوی خود سایت بالاترین در بهتر یافتن مطالب کمک می‌کند بلکه با رعایت کردن استانداردهای تهیه شده یک گام برای فرهنگ‌سازی کاربرد درست نویسه‌ها برداشته و با توجه به حذف حروف ی و ک در کدپیج سیستم‌عامل‌های از ۲۰۰۰ win به بعد که احتمال جست‌وجوی با این حروف روز به روز درحال کاهش است، چیز زیادی از دست نمی‌دهد.

پیشنهاد شماره‌ی ۶ - یکمی هم به فارسی‌سازی نگاه کنیم: «ارسال پیشنهاد» بشود —> « فرستان پیشنهاد »پیشنهاد شماره‌ی ۶ - ارسال فکر کنم ساده‌تر و روان‌تر و زیباتر است. زیادی هم پان ایرانیست بازی در آوریم از اون طرف بوم می‌افتیم

پاسخ تازه‌ی من- سر این بحث نمی‌کنم چون خیلی پیچیده می‌کنه و کلا هم سلیقه‌ای هستش. پس هیچی

پیشنهاد شماره‌ی ۷ - درباره‌ی معادل Tag cloud من یک‌بار چند وقت پیش یک پیشنهادی کردم که واژه‌ی «اُبرچسب» به کار بره به جای ابر برچسب چون تو دهن نمی‌چرخه و جا نمی‌افته

پاسخ بالاترین: خوب تا این عبارت جدید شما جا بیفته فکر کنم بهتره ما از همون عبارت ساده ابر برچسب استفاده کنیم. چون خیلی ها معنی همین رو هم نمی دونن چه برسه به ابرچسب

پاسخ تازه‌ی من: این هم به همون دلیل بالا، نمی‌شه بحث کرد ولی منطقا «بر» به مرور حذف می‌شه و ای کاش هم عقیده بودیم که این واژه رو جا بندازیم، چون اونایی که نمی‌دونن ابرچسب یا ابر برچسب چیه tagcloud ‌هم نمی‌دونن هر چی ماها بگیم جا می‌افته مثل دنبالک برای Track back

پیشنهاد شماره‌ی ۱۸- برای بخش زنده همونطور که گفتم علاوه بر امکان انتخاب نمایش تعداد نوشته‌ها امکان انتخاب و نمایش پیوندها بر اساس موضوع یا حتی تگ‌ها! برای هر کاربر وجود داشته باشه، چون هر کسی به چند تا موضوع خاص علاقه داره نه همه‌ی موضوعات

پاسخ بالاترین ۱۸- بخش زنده در حال حاضر اونقدر فعالیت نداره که اگه بخواییم به دسته ها و تگ ها محدودش کنیم دیگه بشه واقعا اسمش رو زنده گذاشت. هر ۳ دقیقه یک فعالیت دیگه خیلی هم زنده نیست. ولی شخصی سازی هایی برای بهبود بخش زنده حتما در آینده اضافه خواهیم کرد

پاسخ تازه‌ی من: صفحه‌ی اصلی بخش زنده که همونطور که گفتی باید همه رو بیاره، من نگفتم محدودش کنید که من منظورم دقیقا دادن امکان به کاربر بود برای گزینش یک جور category filtering و tag filtering در کنار این قضیه

پیشنهاد شماره‌ی ۲۷- ایجاد یک گزینه برای مدیریت لینک‌هایی که درحال پیگیری شدن هستند با نامه چون با زیاد شدن، لینک‌هایی که یک کاربر داره پیگیری می‌کنه ممکنه که ترجیح بده که تو یک صفحه‌ای مدیریت کنه این لینک‌ها رو: حذف کنه یا اضافه کنه

پاسخ بالاترین ۲۷ - پیچیدگی بیش از حد! چیزی که وب ۲.۰ را وب ۲.۰ می‌کند سادگی و دوری از چیزهای زائد است. هدف اینجا چیه؟ اینکه بیایم و مطالب مفید رو یک جا و راحت بخونیم و در شناسایی محتوای خوب و باارزش به هم کمک کنیم. همیشه باید هدف اصلی رو در نظر بگیریم تا زیاد از اون دور نیفتیم .

پاسخ تازه‌ی من: به نظر من که اصلا پیچیده نیست، در بخش کاربری همون‌طور که لینک‌های ارسال‌شده، لینک‌های ستاره‌دار، لینک‌های نظرداده و لینک‌های رای‌داده وجود داره یک بخش باشه به نام پیوندهایی که پیگیری می‌کنم، خیلی پیچیده نیست، کاربر راحت‌تر می‌تونه پیگیریش رو حذف کنه که براش نامه بیاد یا نه.

پیشنهاد شماره‌ی ۲۲ - امکان blog it برای هر پیوند در بالاترین: یعنی زیر هر نوشته یه آیکونی باشه که با کلیک کردن روش هر کاربری بتونه تو وب‌نامه‌اش درباره‌ی اون مطلب چیزی بنویسه و بخشی از متن مطلب همراه با لینک پینگ بشه تو بالاترین

پاسخ بالاترین: پاسخ داده نشده هنوز

خدایا اگه وجود داری

یکشنبه،۲۶/فروردین/۱۳۸۶

حدایا اگه وجود داری یک کاری کن که وقتی من دارم shift+space می‌زنم موقع نوشتن کلمه‌ی «می‌خواهم» این‌جوری نوشته نشود: «می‌]واهم» خسته‌ام کردی دیگه!

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ، ، ، ، ،

تایپ فارسی و عوض شدن تراز نوشته در هنگام عوض کردن زبان

پنجشنبه،۲۳/فروردین/۱۳۸۶

حتما توی بعضی از فرم‌های نظردهی (Comment) در وب‌نامه‌ها (وب‌لاگ‌ها) یا بعضی از سایت‌ها متوجه شدید که بدون داشتن تخته کلید (کیبورد) فارسی هم می‌تونید فارسی بنویسید. و احتمالا آیکونی وجود دارد مثل که با کلیک کردن دکمه زبان نوشتن عوض می‌شه از فارسی به انگلیسی و از انگلیسی به فارسی این خیلی امکان خوبیه برای فارسی زبان‌ها و کمابیش همه‌ی سیستم‌های خدمات وب‌نامه (وبلاگ) فارسی این قابلیت رو دارند.

به تازگی من دیدم که با زدن دکمه‌ی عوض کردن زبان جهت نوشتن رو هم عوض می‌کنند، یعنی مثلا اگر فارسی دارید می‌نویسید، تراز از راست هستش و اگر زبان رو انگلیسی کنید تراز از چپ! این خیلی کار خوبی نیست!

  • ما برای تراز از راست و چپ دکمه‌های جا افتاده‌ای داریم توی ویرایشگرهای معروفی مثل مایکروسافت ورد که این دکمه‌ها هستند:
  • ممکنه که ما در حال نوشتن متنی به زبان فارسی باشیم و تنها بخواهیم چند کلمه انگلیسی به اون اضافه کنیم، با عوض شدن تراز هنگام نوشتن حروف انگلیسی، نمایش لحظه‌ای متن ممکنه بهم بریزه و کاربر رو اذیت کنه مثلا فکر کنه که اشتباهی کرده
  • این روش اصلا کاربرپسند نیست
  • این روش استاندارد هم نیست و تنها زبان نوشته باید با دکمه تغییر زبان عوض بشه و نه تراز و جهت نوشته

یک کار دیگه‌ای هم تو بعضی کدها دیدم که انجام می‌دهند اینه که اگر سیستم شما خودش کیبورد فارسی داشته باشه وقتی دارید فارسی می‌نویسید یک پیام هشدار (alert message) جاوااسکریپتی ظاهر می‌شود که: «لطفا زبان سیستم خود را بر روی انگلیسی بگذارید» این کار هم خوب نیست؛

  • بهتره که اصلا پیام هشداری داده نشود؛ خیلی‌ها مثل خود من به محض این‌که بخواهن فارسی بنویسند، سریع alt+shift می‌گیرند و بعد توی فرم تایپ می‌کنند و خوب اگر اولین حرف رو تایپ کنند، پیام هشدار رو می‌بینند، که کاربرپسند نیست
  • اگر هم به دلایلی اصرار هست که پیام هشدار داده بشه، باید به کاربر امکان گزینش داد نه اینکه چیزی رو بهش زور کرد (Force)، شاید یکی خواست با کیبورد خودش، که باهاش راحت‌تره بنویسه مثلا یک چک مارکی گذاشت کنار فرم، که کیبورد فارسی رو فعال یا نافعال کنه

من این مطلب رو توی گروه فارسی‌سازی وردپرس و بخش پیشنهادهای سایت بالاترین نوشتم چون جفتشون این کارهایی رو که نوشتم خوب نیست انجام دادند

پ.ن.

ببینید من اون کارایی که گفتم و تغییرات رو انجام دادم برای خودم در مورد فارسی تایپ، فقط آیکون RTL و LTR نداره این نسخه هم برای ارایه پیشنهاد هستش یک نگاهی بندازین بد نیست. تغییراتی که انجام شده ایناست:
۱) افزودن چک مارک
۲) تیک داشتن چک مارک به صورت پیش‌فرض به معنی فعال بودن (نه نا فعال بودن) فارسی تایپ
۳) تغییر استایل آیکون Fa/EN موقعی که نا فعاله
۴) برداشتن عمل rtl و ltr با عوض شدن زبان

دریافت فارسی تایپ

افزونه‌ی +Sociable برای بالاترین

پنجشنبه،۲۳/فروردین/۱۳۸۶

سلام با شبکه‌های اجتماعی در وب اگر آشنا باشید، بالاترین همونطور که گفتم نوع فارسیش هست که انصافا خیلی تمیز کار شده روش. من برای وب‌نامه‌ی خودم از افزونه‌ی Sociable استفاده کردم که کاربران برای افزودن پیوند نوشته‌‌ی من کارشون راحت‌تر باشه، من یکمی این افزونه رو دست‌کاری کردم و این امکان رو توش گذاشتم که سایت بالاترین هم توش باشه. شما با نصب کردن این افزونه بدون این‌که تو کد وب‌نامه (وب‌لاگتون) دست ببرید می‌تونید این امکان رو برای کاربرانتون ایجاد کنید. توجه کنید این افزونه ویژه‌ی وب‌نامه‌هایی که از وردپرس استفاده می‌کنند هستش. من یک نسخه از این رو هم برای تویسنده‌ی اصلی فرستادم، که بذزاره تو نسخه‌ی بعدی تا اون نسخه در میاد شما از این استفاده کنید.

در ضمن اگر می‌خواهید کار خیر مشابهی انجام بدهید این افزونه‌ی Share This هم خیلی خوبه یکی هم رو این کار کنه که بالاترین هم توش باشه

دریافت افزونه‌ی +Sociable

چند پیشنهاد برای بهتر شدن بالاترین

پنجشنبه،۲۳/فروردین/۱۳۸۶

من به دلایلی که فردا شاید کامل بنویسم از بالاترین خیلی خوشم اومده و بر عکس صبحانه و بلاگ‌نیوز و هفتان و وب‌نا و دودردو با این‌که تو همشون جساب دارم و جز نفرهای اول هم بودم،  تصمیم گرفتم که به طرز خوبی تو بهتر شدن بالترین کمک کنم.

برای شروع چند تا پیشنهاد نوشتم توی بخش پیشنهادها که به شما هم که این نوشته رو می‌خونید شدیدا پیشنهاد می‌کنم که برای بهتر شدن این سایت مشارکت کنید و اما پیشنهادها:

۱)‌ نخستین پیشنهادم اینه که برای همین صفحه یه کاری بکنید که بشه برگه‌ةا رو سریع مرور کردش که کاربرپسندتر بشه مثلا من برای اینکه اولین پیشنهادها رو ببینم ۲۰ - ۳۰ تا کلیک اضافه کردم در صورتیکه می‌شد شماره‌ی صفحات رو زیر این صفحه گذاشت که بشه پرید مثلا از صفحه‌ی ۴ به ۱۸
۲) در ضمن با زیاد شدن پیشنهادها و انتقادها فکر کنم یه دسته بندی موضوعی هم بخواهد این‌جا و گر نه شیر تو شیر می‌شه
۳) اگر هم بشه چیزهایی که دوستان می‌نویسند به عنوان پیشنهاد یا انتقاد بهش رای داد یا امتیاز داد خیلی خوبتر خواهد بود به نظرم
۴) در کنار این صفحه‌ی پیشنهاد یک road map مانندی درست بشه از طرف تیم اجرایی بالاترین و هر پیشنهادی که خواست اجرایی بشه و تو دستور کار قرار گرفت بقیه هم بفهمند که دیگه تکرار نکنند درخواست رو و از طرفی یا یه آیکونی یا یه چیزی اون پیشنهاد مشخص بشه که داره روش کار می‌شه این بخشش یه حور bug tracker فکر کنم بخواهد البته یکمی ساده‌تر از اون

۵) ارسال پیشنهاد آژاکس بشه فرمش بهتره :)
۶) یکمی هم به فارسی‌سازی نگاه کنیم: «ارسال پیشنهاد» بشود —> «فرستان پیشنهاد»
۷) درباره‌ی معادل Tag cloud من یک‌بار چند وقت پیش یک پیشنهادی کردم که واژه‌ی «اُبرچسب» به کار بره به جای ابر برچسب چون تو دهن نمی‌چرخه و جا نمی‌افته
برای این‌که تکراری نشه اگه اجازه بدید لینکش رو این‌جا بگذارم چون پیشنهاده

http://www.mazdakam.com/weblog/archives/۱۷

۸) من از این قانون که مطالب وب‌نامه (وب‌لاگی) که بازنشر می‌کنه بسته بشه انتقاد دارم خیلی از وب‌لاگ‌ها هستند که گلچین می‌کنند مطالب رو و منبعش هم می‌نویسند زیرش یکی دو خط هم ممکنه درباره‌اش بنویسند یا نه اگه اجازه بدید می‌خواهم بگم که حذف به هر دلیلی کار خطرناکیه و حذف به دنبال میاره، تو این قضیه هم بگذارید کاربرها با رای‌هایی که می‌دهند انتخاب کنند و ارزش یک لینک رو بالا و پایین ببرند. ایجاد محدودیت‌های غیر ضروری در جامعه‌ی دموکراتیک موجب دلسردی و پایین اودن احساس تعلق بقیه می‌شه-توجه این چون انتقاد بود نوشتم قصد بحث نیستش-

۹) فرم این‌جا بعضی از تگ‌های html رو مثل a href و b که خطرناک نیستند، پشتیبانی کنه که مثلا بشه پیوندها (لینک‌ها) رو با یک کلیک دید الان کاربرپسند نیستش یه جور rich text کوچیک بد نیستش

۱۰) توی بخش زنده کاربر بتونه نمایش تعداد پیوندها (لینک‌ها) رو به صورت پویا (داینامیک) خودش تعیین کنه

دلیل نمایش کارهای در دست انجام

پنجشنبه،۲۳/فروردین/۱۳۸۶

اگربه پایین‌ترین بخش صفحه، سمت راست نگاهی بندازید، بخش «کارهای در دست انجام» رو می‌بینید. دلیل اصلی برای این که بقیه هم از این کارها مطلع باشند اینه که مشکلات یا پیشنهادهایی رو که من خودم دارم رویش کار می‌کنم دوباره به من ندهند و دوم این‌که با دیدن فهرست کارها شاید چیزی به ذهنشون برسه که به ذهن من نرسیده و به من گوشزد کنند. البته برای این کار بهتر بود به جای To Do List از bug Tracker استفاده می‌شد. من راستش پلاگینی (افزونه‌‌ای)  که مثل یه باگ ترکر (پیگیری خطا) باشه برای وردپرس پیدا نکردم وگرنه اون خیلی بهتر بود چرا که خود کاربران  یا بازدیدکننده‌ها یک فرمی داشتند که می‌تونستند خودشون باگ یا خطا رو گزارش بدهند و از روند پیشرفتش هم آگاه می‌شدند که مثلا چند درصد پیش رفته یا این‌که این باگ یا خطا کی رفع می‌شه و … ولی با کمی چشم‌پوشی و اغماض همین To Do List هم کار رو تا یک‌جایی می‌بره جلو چون این وب‌لاگ هم سیستمش خیلی بزرگ نیستش که من بخواهم خیلی برای پیگیری خطاهاش مجهز عمل کنمو مدیریتش کنم. به هر حال برای سایت یه bug tracker گذاشته بودم پیش‌تر از این‌ها که اسمش بود «بهبودنامه» البته به قول بابک «بشودنامه» بهتره )) که چون نسخه‌هاش رو به روز نکرد و من هم یک چند ماهی غافل بودم از سایت، یک روز اومدم دیدم که یه هکری اومده از یک حفره‌ای استفاده کرده و برای همه‌ی بانک‌های امریکایی دردسر درست کرده و سایت من رو هم به خاطر این کار بستند! بعد از توضیح البته مساله حل شد ولی بعدش مجبور شدم که برش دارم، اون کامپوننت رو از روی سرور

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ،

خبرخوان، دماسنج، شبکه‌های اجتماعی در وب و وب‌نامه‌های خبری گروهی

چهارشنبه،۲۲/فروردین/۱۳۸۶

خبرخوان‌ها با دماسنج‌ها و شبکه‌های اجتماعی وب تفاووت دارند، خبرخوان‌ها وب‌سایت‌ها یا نرم‌افزارهایی هستند که امکان خواندن و دیدن متن برگه‌های وب پویا را به کاربران اینترنتی می‌دهند مثال

  • دودردو یک خبرخوان خودکار است که مطالب گلچینی رو بدون دخل و تصرف ارایه می‌ده ولی امکان اضافه کردن مستقیم سایت‌های مورد علاقه رو نمی‌ده و ضوابطی داره و البته مطالبش برای همه در دسترس است
  • پارسیک هم مشابه دو در دو هستش
  • بازنگار هم مشابه دودردو
  • صبحانه یک جور خبرگزاری در حوزه‌ی وب‌لاگ‌ها هستش که کاربرانش می‌تونند مطالب جالب رو اون‌جا منتشر کنند تا بقیه هم خبر دار بشند و یک خبر خوان نیست یک وب‌لاگ خبری گروهی هستش می‌شه گفت که شبکه‌ی اجتماعی وبی هم هستش
  • بلاگ نیوز مشابه صبحانه با قوانین متفاوت از صبحانه دومین خبرگزاری توی حوزه‌ی وب‌نامه‌ها
  • دماسنج نخستین و تنها دماسنج خودکار ایرانی هستش که بدون دخالت کاربر و بر اساس الگوریتم‌هایی داغ‌ترین مسایل روز رو تشخیص می‌ده
  • بالاترین هم نخستین شبکه‌ی اجتماعی فارسی توی وب هستش که از نظر ساختار مشابه بلاگ‌نیوزه با این تفاوت که امکانات خیلی بهتری برای کاربران داره؛ رای دادن به هر نوشته بحث بر سر هر نوشتهع امکان گزارش یا فرستادن مطلب از هر وب‌نامه یا وب‌سایتی به صورت مستقیم به بالاترین، اون رو ممتاز کرده و تو رده‌ی digg و مشابه اون قرار داده از آژاکس اتفاده می‌کنه
  • گوگل ریدر امکان افزودن بی‌نهایت سایت رو می‌ده که به صورت شخصی و با داشتن حساب کاربری می‌شه  ازش استفاده کرد و یک خبرخوان محسوب می‌شه از آژاکس اتفاده می‌کنه
  • خبرخوان هم مثل گوگل ریدره و قابلیت‌های خوبی داره به نظر من فارسی زبان‌ها خیلی بهتره که از خبرخوان استفاده کنند چون برای فارسی بهینه شده و خوب هم هستش من باهاش کار کردم از آژاکس اتفاده می‌کنه
  • تودی لینک هم یک خبرخوان دیگه هستش که به خوبی خبرخوانی که بالا گفتم نیست از آژاکس اتفاده می‌کنه

لینک‌ها بقل سمت راست هستش بعدا تو همین نوشته لینک‌ها رو اضافه می‌کنم الان دارم می‌میرم از خواب!

چند تا تغییر کوچیک

شنبه،۱۸/فروردین/۱۳۸۶
  • بدون نیاز به داشتن تخته کلید فارسی می‌تونید پیامتنون رو فارسی بنویسید.
  • امکان فعال یا نافعال کردن فارسی نویسی هم هستش
  • پیام خصوصی، ممکنه بعضی وقت‌ها در باره ی موضوعی که نوشته شده چیزی بخواهید بگویید ولی، نخواهید که دیگران ببینند.می‌تویند «خصوصی باشه» را علامت بزنید تا فقط برای من و خود شما قابل دیدن باشه
  • تاریخ متن نوشته شده رو هم اصطلاحا Human Readable کردم؛ مثلا می‌نویسه «این نوشته یک ساعت و نیم پیش کله‌ی سحر نوشته شده»

درخواست برای دادن بازخورد

سه شنبه،۷/فروردین/۱۳۸۶

سلام، من همون‌طور که گفتم، خط (فونت) این‌جا رو عوض کردم، ولی نیاز دارم که بدونم شمایی که این نوشته رو می‌بینید

  • چجوری می‌بینید؟ اندازه‌ی فونت رو
  • خوانا هست؟
  • برای شما تاهوماست یا رویا؟

اگر بگویید ممنون می‌شوم

خبر خوان

سه شنبه،۷/فروردین/۱۳۸۶

من یه چیز خوب به سرم زده یا بهتره بگم که دوباره یادم افتاده؛

می‌خواهم یه صفحه درست کنم و توش آخرین نوشته‌های  وب‌سایت‌ها و ب‌لاگ‌هایی که هر از چندگاهی می‌خونمشون رو بیارم خیای این‌جوری کارم راحت‌تر می‌شه. این کار با RSS انجام می‌شه که قبلا هم من این کار رو انجام داده بودم برای سایت پارسیک. توی سایت خودم. این کار چند تا خوبی داره یکیش اینه که سایت‌هایی که فیلتر هستندة محتواشون خونده می‌شهع یکی دیگه اینه که من با یک صفحه از همه‌ی اون‌چیزهایی که دوست دارم خبر دار می‌شم یه خوبی دیگه‌اش هم اینه که بقیه هم می‌تونن ازش استفاده کنند

نوشته شده درباره‌ی ، ، ، ،

Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!