All tag results for ‘افرا’

Creativity.ir

خرداد ۲۹م, ۱۳۸۶

از وقتی خودم رو شناختم و از وقتی که بقیه من رو شناختند هم خودم و هم دیگران بر این باور بودند که آدم افراطی و تفریطی هستم و از تعادل برخوردار نیستم یک دفعه به یک چیزی گیر می‌دهم و تا تموم نشه ولش نمی‌کنم یا اینکه از یک چیزی یکهو خوشم می‌آید ولی بعد از مدتی ازش دل زده می‌شوم.

به هر حال creativity.ir زودتر از چیزی که قرار بود انجام بشه تموم شد البته یکمی خورده کاری داره اما ۹۹٪ از نظر من تموم هستش و اون یک درصد هم برای رفع اشکالاتی گذاشتم که از دید من پنهان مونده در کل من راضی‌ام از کاری که انجام داده‌ام چون چند تا چیز خوب یاد گرفتم توش اگر چه این‌ها سواد به حساب نمی‌آید و بیشتر آگاهی از چگونگی انجام کار است و فن رو بلد بودن اما باز کمی دل آدم خوش می‌شه که تونسته ذهنیتش رو اجرا کنه و به خاطر کم سوادیش دچار محدودیت اجرا نشده و راه‌ةای خلاقانه زده

وجود یک همچین سایتی چند سال پیش دغدغه‌ی من هم بود برای همین قبولش کردم. در مورد چیزهای فنی‌اش باید بگم که هسته‌ی اصلی جوملا هستش ولی چند تا تغییر بارور کرده سایت رو:

  • امکان نمایش هر تعادا نوشته از هر دسته یا هر بخش توی صفحه‌ی اول یا هر صفحه‌ی دیگه‌ای؛ این کار با یک ماژول انجام شده که چندید بار کپی گرفته شده ازش و این اولین بار بود که من از یک ماژولی کپی می‌کنم و بارها استفاده می‌کنم و تا حالا این کار رو نکرده بودم چیزی که می‌خواستم بشه که روش کار نکردم البته این بود که به ازای هر بخش یا هر دسته خروجی آراس اس تولید بشه کلا جوملا چون قدیمی هستش تقریبا مثل وردپرس روی این چیز خوب کار نکرده متاسفانه
  •  مطلب بعدی فرستادن هر فایلی با media Manger جوملا بود من خودم چون همیشه با FTP کار می‌کنم هیچوقت نیازی احساس نکرده بودم که با Media manager کار کنم برای همین توجه نکرده بودم که با media manger نمی‌شود هر فایل رو فرستاد بالا مثلا به صورت پیش‌فرض .mp۳ یا .mpeg رو نمی‌شود آپلود کرد، برای این کار توی بخش com_media فایلش رو پیدا کردم و این ۲ تا فرمت رو تعریف کردم که ایرادی نگیره و این باعث شد که مدیران سایت دیگه نیازی به یاد گرفتن و کار کردن با FTP‌نداشته باشند.
  • سومین چیزنمایش منوهای هر بخش فقط توی بخش مربوطه بود، این ایده‌ای بود که من برای سایت خودم داشتم یعنی توی هر بخش که می‌ری منویی وجود داشته باشه که بر اساسبخشی که هستی محتویاتش عوض بشه من خیلی این مدل نمایش رو دوست دارم وفکر می‌کنم که خلی کاربر پسنده، مخصوصا برای سایت‌ةایی که خودشون شلوغند و کلی بخش دارند این کار مفیده
  • نکته‌ی بعدی درست کردن یک چیزی بود که کاربران عادی سایت بتونندتوی یک بخش خاص یا یک دسته‌ی خاص مطالبشون رو بنویسند و بفرستند و پس از تایید مدیران نمایش پیدا کند. من اول خواستم با خود امکانات پیش‌فرض جوملا این کار را انجام بدهم مشکلی که اول وجود داشت این بود که کاربری که نام‌نویسی می‌کرد نوع کاربری و دسترسی‌اش طوری بود که امکان فرستادن نوشته نداشت و باید نوع کاربری‌اش دستی عوض می‌شد به دسترسی بالاتر که من یک کاری کردم که وقتی کاربر نام‌نویسی می‌کند خودش خودکار دسترسی‌ای پیش‌فرضش اجازه‌ی فرستادن مطلب رو داشته باشه و این مشکل حل شد
  • اما یک مشکل دیگه‌ای بود که گزینه‌های خیلی زیادی رو در احتیار کاربر می‌گذاشت که برخی از آن‌ها غیر ضروری بود برای کاری که ما می‌]واستیم بنابر این به کل راه حل رو عوض کردم و یک کامپوننتی پیدا کردم که خیلی نزدیک بود به کاری که می‌خواستیم انجام بشود و و با چند تا دست‌کاری آن را بهینه کردم برای نیاز خودمون و مشکل حل شد
  • یک چیز دیگه که رسما پدرم رو درآورد مخصوصا به خار این‌که اینترنتم روزی که داشتم درستش می‌کردم خیلی کند بود، درست کردن فرم سوابق کارافرینان و حامیان بود که هم به خاطر المان‌های زیادش هم به خاطر این‌که تا حالا با جوملا فرم دستی درست نکرده بودم ۹ ساعت وقت گرفت اما درستش کردم بالاخر، با اینکه فرم المان‌ةاش زیاده اما چون توی ۱۲ صفحه ارایه می‌شود کاربر رو خسته نمی‌کند برای بخش‌هایی هم که نیاز به توضیح بود راهنمای کوچک گذاشته شده است. این کار را هم با یک کامپوننت خیای خوب انجام دادم واقعا کامپوننت بی‌نظیری هست بدون داشتن سواد برنامه نویسی با یکمی سر و کله زدن می‌تونید هر فرم دلخواهی رو درست کنید که کار هم بکنه!
  • یک کاری که می‌خواستم انجام بدهم ولی نشد این بود که منوی افقی هر آیتمش یک رنگی داشته باشد که از بخش مدیریت قابل تعریف باشد یا توی CSS اما نتونستم خیلی هم ور رفتم ولی نشد
  • درباره‌ی شکل ظاهری من با هدر شلوغی که الان هستش اصلا موافق نبودم اما مدیران سایت خواستند که این‌گونه باشد من فقط آرم سایت رو طراحی کردم و خیلی هدر ساده و شیکی بودش ارو سمت راست بود و جمله‌ةای قصار کنار ارم می‌آمد به صورت اتفاقی اما نپسندیدند آن طرح را
  • در مورد آرم از نامیه کمک گرفتم و حرف V رو به معنای پیروزی قرمز و بزرگ‌تر کردم که چند تا معنی داشت این کار اول این‌که یکی از حروف غیر تکراری واژه‌ی craetivity.ir بود و اشاره داره به فرد خلاقی که با بقیه فرق داره و تکراری نیست کارهاش و یا اندیشه‌اش معنی پیروزی رو هم گفتم، علاوه بر اون حرف هفتم از اسم سایت بود که خودش معنی تعادل و قدرت را می‌دهد و همچنین چون عبارت creativity.ir از ۱۳ کاراکتر تشکیل شده دقیقا حرف وسط v بود که کومپوزوسیون هم رعایت شده توش. کلا آرم می‌گوید که کسی که خلاق هست موفق هست و با ارزش‌تر برای بخش آینه‌ایش هم بابک زحمتش رو کشید، یعنی من یک ایده‌ی اینه‌ای رو بهش گفتم اون هم با کمی تغییر اجراش کرد و خیلی خوب شد به نظرم. انصافا این ارم رو بدون آن شمع و گل و پروانه! توی زمینه‌ی سیاه ببینید تایید می‌کنید که آرم خوبی هستش در ضمن فونتش رو هم اسمش یادم نیست اما از بین ۲۶ تا اتودی گه زدم انتخاب شدش
  • چیز دیگه اینکه کسانی که با جوملا یا مامبو کار می‌کنند حتما می دونند که اگر از دستور ,mosimg استفاده کنند امکان تغییر اندازه‌ی عکس برشون وجود ندارد. من یک چیزی پیدا کردم که این کار را با اختصاص دادن پارمترهای عرض و ارتفاع، انجام می‌دهد
  • نکته‌ي با حال بعدی این بود که برای نوشتن متون انگلیسی فقط یک استایل توی CSS تعریف کردم وبا ادیتور پیش‌فرض جوملا کافی هست وقتی که نوشته‌ی انگلیسی می‌نویسی استایل نوشته رو انتخاب کنی تا خودش هم تراز رو از چب به راست بکند و هم این‌که خط (فونت) نوشته را تغییر دهد- البته یک اشکال کوچکی دارد که باید رفعش کنم

ولی واقعا کار خسته کننده‌ای بود چون خیلی بخش داشت من شمردم حدود ۶۰ تا بخش مختلف داشت این سات و تنظیم کردن هر کدومشون هم وقت گیر بود

حسین هادی زاده‌ی سهی

فروردین ۲۰م, ۱۳۸۶

بعد از قبول شدن تو دانشگاه بود که، تابستونش رفتم توی انجمن فاتحان راه آینده (افرا) که ۲۰۰ نفر حدودا فکر کنم عضو داشت و ۷۰ نفر توی کمیته‌ی هنری‌اش عضو بودن، من مدیر کیمته‌ی هنری با رای‌گیری انتخاب شدم، حسین رو همون‌جا باهاش آشنا شدم، تاتر و سینما علاقه داشت و کار می‌کرد، من رو برد خونشون و با هم حرف زدیم و فهمیدیم که توی باشگاه هلی‌کوپترسازی - چادر بادی خیلی وقت‌پیش موقعی که ۱۰ سالمون بود با هم کاراته بازی می‌کردیم و حتی یک عکس با هم داریم از اون موقع!

یادمه موقع انتخابات مدیر کمیته‌ی هنری دوربین آورده بود از من هی فیلم می‌گرفت؛ من داشتم پای تخته برنامه‌های پیشنهادی‌ام رو توضیح می‌دادم…

ما با هم یک جلسه‌ی فیلم خصوصی درست کردیم، و توش همهی‌ فیلم‌های کوبریک، هیچکاک و جند تا کارگردان دیگه رو دیدم و بررسی کردیم، حسین دانشگاه سوره نفر اول سینما قبول شد و توی دانشکده‌ی هنر دانشگاه تهران فکر کنم تئاتر نفر اول قبول شد. اون زمان یک دوره سربازی‌ها رو می‌فروختن انصراف داد که سربازی رو قاچاقی بخره چون قانون بود که اگر دانشجو باشی نمی‌تونی بخری و اگه هم انصراف بدی مشمولی. به هر حال خرید سربازی رو. ولی بعدا پاش گیر کرد و نتونست هیچ‌کدوم از دو تا دانشگاه رو ادامه بده.

من بیشترین ساعت‌های عمرم رو تو اون زمان با حسین گذروندم، ما می‌شد که ۱۰ ساعت تو خیابون‌ها راه می‌رفتیم و با هم صحبت می‌کردیم در مورد همه چیز، جهان، سیستم، آدم‌ها و …

با هم قرار گذاشتیم که طراحی سایت یاد بگیریم او دبیرستان البرز درس خونده بود و ریاضی هم خونده بود من هم خیالم راحت بود که ذهنش می‌کشه چون بچه‌ی باهوشی بود. من سر قولم موندم و الان طراحی وب می‌کنم البته پولی تزش در نیاوردم درست و حسابی ولی …

یه شب بچه‌ها زنگ زدن و گفتند که حسین مرد، من زدم زیر خنده، اومدن دنبالم شبش که فردا ضبح بریم برای مراسم، رفتیم و اومدیم، تازه فرداش من فهمیدم که موضوع چی بوده، انگار تا قبلش توی شوک بودم و زدم زیر گریه

من آدمی به درستی و روراستی اون ندیده بودم، وقتی با هم راه می‌رفتیم یک دفعه یه آدم خموده‌ای رو می‌دید تو خیابون، وا می‌ایستاد و می‌گفت: «مزدک ببین سیستم چیکارش کرده… شیت (Shit)» و از کنارش می‌گذشتیم

به من هیچ‌وقت درست نگفتن پدر و مادرش که جریان چی بود، گفتند سرشب بحثش شده، قرص حورده نصفه شب گفته حالم بده، بردنش بیمارستان، شست‌وشو خواستن بدن، میله رفته تو نای نفسش بند اومده سکته کرده.


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!