در انتخابات شرکت نمیکنم
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۶من دیگه تصمیم رو گرفتم یک بار برای همیشه و تو انتخابات دیگر از این به بعد شرکت نمیکنم گو این که تا الان ردیف همه رو شرکت کرده بودم
چند تا دلیل دارم اولش این که به آزادگی من داشت ضربه میزد شکرت در انتخابات
دوم این که با بقیهی روش که در پیش گرفته بودم برای آلوده نشدن در سیستم تضاد داشت
سوم این که بعید میدونم من و همفکران من کاندیدای مناسبی براشون پیدا بشه
چهار هم اینکه من با دموکراسی از ریشه مشکل دارم چه برسه وقتی که جریان ازاد اطلاعات و حزب و حقوق بشر ه نباشه بعد بخواهی رای هم بدهی چه کوفتی میشود خدا میداند
من عطای اثرگذاری و اثربخشی و حقوق شهروندی رو به لقایش بخشیدم
قبلا واقعا احساس میکردم که رای من اثری داره و کار میکنه تو جریان دوم خرداد حتی من با این که سنم کم بود برای خاتمی تبیلغ میکردم اما سر جریان ۱۸ تیر وقتی اسطورهی من دانشجوهایی رو که برای حمایت از اون برخواسته بودند به نظام جمهوری اسلامی فروخت دیگه دلیلی برای من وجود نداشت که بخواهم در جریانات سیاسی باشم و یا از حقوق شهرونیام برای ساخت سرنوشتم استفاده کنم
اصلا دارم سعی میکنم که کشور ایران موضوع ذهنی من نباشه بس هستش توی این ۸ سال هر چی بهش فکر کردم و غمگین شدم و عصبی شدم
وقتی ۱۷ ملیون خوک رو دیدم که به یک ابله رای دادند حجت برای من یک تموم شد که خلایق هر چی لایق
تو همین گه بمونن و بپوسند و عادت کنند و هیچ کاری نکنند و احساس خوشبختی کنند گو اینکه کسی مشکلی نداره و اگر هم داره به قدری نیست که جاییش رو بسوزنه پس من میمونم و یک ۴ ملیون آدم دیگه که نخالهایم و باید کاسه و کزهمون رو مع کنیم و بریم.
من بعد از مشکل پول بزرگترین مشکلم وابستگیةای عاطفی بود که اینجا داشتم که روشون کار میکنم و اگر تونستم خودم رو نجات میدهم.
من هیچ وقت سعی نکردم خودم رو گول بزنم و از آدمةایی که خودشون رو گول میزنند یا جوری رفتار میکنند انگار که همه چیز خوب و درست متنفرم از کسانی که شرایطی رو که توش هستند توجیه میکنند
انسان هر کاری میتونه بکنه، حتی اگر اون کار گول زدن خودش باشه و یادش رفته باشه که چه چیزهایی رو دوست داشته و از چه چیزهایی بدش میاومده.
میتونه خودش رو حل کنه تو هر جریانی و با این جمله که من مجبورم کارش رو توجیه کنه یا با این جمله که من مامورم و معذور یا اینکه بگه اگر من نکنم کس دیگهای میکنه پس چه فرقی داره کار انجام میّه چرا خودم رو محروم کنم؟ و ….
بله
میتوان باصورتک ها رخنهء دیوار را پوشاند
میتوان با نقشهای پوچ تر آمیخت
میتوان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
میتوان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لابلای تور و پولک خفت
میتوان با هر فشار هرزهء دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
” آه ، من بسیار خوشبختم