اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶
مهمون داریم و من از پای اینترنت تکون نخوردهام نشان دهندهی این است که معتاد شدهام البته حرفی هم ندارم که بزنم، فاصلهی ما فاصلهی دو نسل یا ۳ نسل است. اما برنامهی ترک اعتیاد به اینترنت را باید جدی بگیرم، اینترنت زیادش خیلی مزخرف است، دچار افسردگی میشوی و کلا هم وقتت را الکی میگیرد
Tags: زندگینامه، خویشتننامه، فامیل، فاصله، مهمان، نسل، اینترنت، اعتیاد، خانواده | No Comments »
فروردین ۷م, ۱۳۸۶
- تلفنم قط شده
- یاهوم به احتمال زیاد هک شده یا اینکه من رمزش رو فراموش کردم و نمیتونم برم توش
- هاستم پر شده تا خرخره و هیچ کار دیگهای نمیتونم انجام بدم
- سست و کپکی شدم و ۱۲ ساعت در روز میخوابم
- همهی ID هایی که توی بلاگر داشتم رو هم نمیتونم توشون برم
- معتاد هم شدم فکر کنم به اینتنرنت دوباره
- الان با تلفن خونه وصلم و حوصلهی غر زدنهای توی خونه رو ندارم
- ماشین هم نیست خونه که برم یه جایی برای خودم
- حوصلهی خوندن کتاب رو هم ندارم
- استخر ولی پایه هستم یکی بیاد دنبالم من رو ببره که عمرا کسی نمیياد
- کوه رو اصلا حرفش رو نزن
- بارون اومده من هم که منتظر بهونه واسه افسرگی
- دید و بازدیدهای لامذهب هم تموم نمیشه اگرچه حال هم میده
- ویکیمز رو هم نمیٱونم روش فعلا کار کنم چون هاستم همونطور که گفتم جا نداره
Tags: زندگینامه، فقر، مخابرات، هک، هاست، یاهو، پول، اینترنت، اعتیاد، بدبختی، تلفن | No Comments »