اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶

این عکس را حدود ساعت ۱۰:۵۰ شنبه، ۱۳۸۶/۲/۱ گرفتهام، معترضین در حال خواند سرود ای ایران هستند، روبروی سازمان میراث فرهنگی کشور و در اعتراض به آبگیری سد سیوند گرد هم آمدهاند بقیهی عکسها خوب نشده بود برای همین نگذاشتمشون
Tags: ایران، تاریخ، جامعه، نقد، کوروش، انتقاد، اعتراض، بلاغی، باستان، تنگه، سیوند، سازمان میراث فرهنگی کشور، سد، عکس | No Comments »
فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶
من داشتم دنبال یک چیز دیگهای میگشتم که چشمم اتفاقی به این نوشته افتاد
نیمای گرامی، برای گفتههایت دلایلی داری که مثلا عالمی فریب کاره؟ دوست دارم پشت پردههایی رو که میگی من بدونم. یا اینکه پیشنویس ذهنی داری هر کی که میاد توی صدا و سیما عوضیه؟ یا دست کم مشکوکی بهش.
دوست دارم بدونم که از کجا عالمی رو میشناسی و داوریای که کردی بر اساس کدوم مستندات هست.
به نظرت نقد غیر آبکی و خوب چه جور نقدی میتونه باشه؟ من ۵ سال هقتهای دوبار توی جلسههای نقد و بررسی فیلم بودم نفهمیدم و نتونستم معیارهایی برای نقد خوب فیلم برای خودم پیدا کنم، اگه چیزی میدونی که به نظر اینطور میاید خوب بگو من هم بدونم.
تعریفت از یک آدم فرهیخته چیه؟ تعریفت از روشنفکر چیه؟ من هیچوقت نتونستم بفهمم که چه موقع میشه به یک آدمی گفت روشنفکر و چه موقع میّه گفت فرهیخته و چه موقع نمیشه گفت. دوست دارم معیارهای تشخیص یک روشنفکر رو از یک روشنفکر نما بدونم.
به نظرت کار لگوماهی از حسی به جز حس ناسیونالیستی برخواسته؟ اگه حس دیگه ای بوده که من باز دوست دارم بدونم، اگر هم که نه پس باز باید بویگند بشنویم از همین کار خوب؟ بیشتر میخواهم بدونم معیار ارزشگذاری و داوریات توی این نوشته چیبوده
ممکنه من منظورت رو درست متوجه نشده باشم یا ممکنه که تو خوب نگفته باشی به هر حال سوالهای من رو اگه جواب بدی، فکر کنم گام خوب باشه برای فهمیدن هم.
Tags: ایران، تاریخ، جامعه، فیلم، فرهیختگی، لگوماهی، نقد، هخامنش، گفتگو، انتقاد، ایرانی بازی، باستان، بحث، روشنفکری، عالمی | ۳ Comments »