All tag results for ‘تاریخ’

عکس منتشر نشده از گردهمایی اعتراض‌آمیز به آب‌گیری سد سیوند

اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶

این عکس را حدود ساعت ۱۰:۵۰ شنبه، ۱۳۸۶/۲/۱ گرفته‌ام، معترضین در حال خواند سرود ای ایران هستند، روبروی سازمان میراث فرهنگی کشور و در اعتراض به آب‌گیری سد سیوند گرد هم آمده‌اند بقیه‌ی عکس‌ها خوب نشده بود برای همین نگذاشتمشون

گزارش گردهمایی شنبه ساعت ۱۰ صبح در اعتراض به آب‌گیری سد سیوند

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۶

خوب همون‌طور که دیشب نوشتم، تصمیم گرفتم که توی این گردهمایی شرکت کنم، با بچه‌ها ساعت ۱۰:۲۰ دقیقه جلوی سازمان میراث فرهنگی کشور، بودیم حدود ۵۰ -۶۰ نفر بودند که ما رسیدیم، به همراه پارچه‌های نوشته شده و شعارهایی که روی کاغذهای A۴ نوشته شده بود، نماینده‌ی گروه دفاع از پاسارگاد بیانیه‌ی گروه خودش را خواند، بعد سرود ای ایران چند بار خونده شد و ترانه‌ی یار دبستانی! که من نمی‌دونم مناسبتش چی بود اون‌جا. بعد از اون بیانیه‌ی تحکیم وحدت خوانده شد. من چند تا عکس گرفتم و صدا هم ضبط کرده‌ام که آماده شد می‌گذارمشون این‌جا.

خلاصه جمعیت بیشتر شد و رسید حدودا به ۲۰۰ نفر، نیروی انتظامی هم سر رسید ولی کاری نداشت کلا ۴-۵ نفرشون رو ما دیدیم. البته با بی‌سیم.

من از بیانیه‌ی گروه انجمن مدافعان پاسارگاد خیلی خوشم اومد و اگر بشه قصد دارم باهاشون همکاری کنم نه هوچی‌گر بودند مثل تحکیم وحدتی‌ها و نه اینکه حرف‌هاشون نامربوط بود. من باز هم می‌گم که باید رفت جلوی یونسکو و مجلس و میراث فرهنگی فایده‌ای نداره.

این تحکیم وحدتی‌ها به نظرم بخش مثبت کارشون رو با شعارهای نیمه سیاسی خراب کردند و همچنین شمول بیانیه به خاطر اینکه همه‌ی معترضین رو دانشجو خواند از دست داد.

چند تا تذکر به این تحکیم وحدتی‌ها:

  1. هرجا که شلوغ می‌شه لزوما به این معنی نیست که شما هم پاشید بیاید و آسمون رو به ریسمون ببافید
  2. معمولا رسمه که وقتی می‌خوان بیانیه‌ای رو بخونند از طرف جمع و یا گروه حتما باید محتوای بیانیه به امضای حاضرین برسه و اکثرا خبر داشته باشند از مفادش یا از قبل تو سایتی یا جایی گذاشته باشند آن را!
  3. معترضین اون‌جا همه دانشجو نبودند و از قشرهای مختلفی بودند
  4. این تجمع اولین تجمع اعتراض‌آمیز نبود! که شما اینگونه اعلام کردید پیش از حضور شما نیز ۳ تجمع دیگر تشکیل شده بود! البته این اولین حضور شما در این تجمع بود و احتمالا از ۳ تای دیگر خبر نداشتید
  5. عزیزمن، هر تجمعی و هر اعتراضی لزوما سیاسی نیست! می‌فهمید این رو؟ این تجمع مدنی و فرهنگی بود. چرا تاکیدم روی اینه به خاطر این‌که بهونه‌ای برای اقدامات امنیتی و برخوردهای نیروی انتظامی پیش نیاید خیلی ساده! چرا تصمیم دارید حساسیت که هر اعتراضی را با به کار بردن شعارهای نابخردانه بالا ببرید. در صورتی‌که اثر بخشی‌اش نیز کمتر است؟
  6. شعارهای متناسب با موضوع چیزی است که کمبودش احساس می‌شد

گردهمایی حدودا در ساعت ۱۱ ۱۳ پایان یافت

پ.ن.

چند پرسش از نیما در مورد بوی گند ناسیونالیستی

فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶

من داشتم دنبال یک چیز دیگه‌ای می‌گشتم که چشمم اتفاقی به این نوشته افتاد

نیمای گرامی، برای گفته‌هایت دلایلی داری که مثلا عالمی فریب کاره؟ دوست دارم پشت پرده‌هایی رو که می‌گی من بدونم. یا این‌که پیش‌نویس ذهنی داری هر کی که میاد توی صدا و سیما عوضیه؟ یا دست کم مشکوکی بهش.
دوست دارم بدونم که از کجا عالمی رو می‌شناسی و داوری‌ای که کردی بر اساس کدوم مستندات هست.

به نظرت نقد غیر آبکی و خوب چه جور نقدی می‌تونه باشه؟ من ۵ سال هقته‌ای دوبار توی جلسه‌های نقد و بررسی فیلم بودم نفهمیدم و نتونستم معیارهایی برای نقد خوب فیلم برای خودم پیدا کنم، اگه چیزی می‌دونی که به نظر این‌طور می‌اید خوب بگو من هم بدونم.

تعریفت از یک آدم فرهیخته چیه؟ تعریفت از روشن‌فکر چیه؟ من هیچوقت نتونستم بفهمم که چه موقع می‌شه به یک آدمی گفت روشن‌فکر و چه موقع می‌ّه گفت فرهیخته و چه موقع نمی‌شه گفت. دوست دارم معیارهای تشخیص یک روشن‌فکر رو از یک روشن‌فکر نما بدونم.

به نظرت کار لگوماهی از حسی به جز حس ناسیونالیستی برخواسته؟ اگه حس دیگه ای بوده که من باز دوست دارم بدونم، اگر هم که نه پس باز باید بوی‌گند بشنویم از همین کار خوب؟ بیشتر می‌خواهم بدونم معیار ارزش‌گذاری و داوری‌ات توی این نوشته چی‌بوده

ممکنه من منظورت رو درست متوجه نشده باشم یا ممکنه که تو خوب نگفته باشی به هر حال سوال‌های من رو اگه جواب بدی، فکر کنم گام خوب باشه برای فهمیدن هم.

بررسی تاریخچه‌ی مشکل ی و ک و ارایه راه‌کارها

فروردین ۵م, ۱۳۸۶

من زمانی‌که توی فرا مدیر پروژه‌ی bekhan.com و fara.ir شدم و وقتی persianwizard رو درست کردم و بعدش که توی بانک مدیر R& D شدم، همیشه اولین چیزی که بهش فکر می‌کردم چاره‌اندیشی به روش‌ها مختلفی برای حل مساله‌ی ی و ک بود. یه کدهایی هم درست کردم و دارمشون یک‌سری‌هاش هم ندارم و از دست دادمشون ولی توی ذهنم همشون هست من یقین می‌دونم که اگه روش‌هایی رو که آخر این نوشته آمده به کار ببریم تاثیر بسیار زیادی روی حل این مشکل خواهیم داشت. مانی منجمی هم که توی فارسی‌سازی رودپرس بسیار کوشا و فعال هست یک نظرخواهی مطرح کرده که بهانه‌ی این نوشته شد
برای شروع مجبور هستم که یک پیش‌گفتاری رو برای آشنایی بگم – اگر داستان ی و ک عربی و فارسی رو می‌دونید و راه حل‌ها رو می‌خواهید ببینید این بخش رو نخونید و برید به پایین صفحه-؛

به ستون الف و ۱۲ واژه‌ی زیرش نگاه کنید؛

 

ستون الف

ستون ب

۱ کارآفرینی ک ارآفری نی
۲ کارآفریني ک ارآفری ني
۳ کارآفرينی ک ارآفري نی
۴ کارآفريني ک ارآفري ني
۵ كارآفرینی ك ارآفری نی
۶ كارآفریني ك ارآفری ني
۷ كارآفريني ك ارآفري ني
۸ كارآفريني ك ارآفري ني
     
۹ کمک ک مک
۱۰ کمك ک مك
۱۱ كمک ك مک
۱۲ كمك ك مك

باور می‌کنید که این ۱۲ واژه برای یک جست‌جوگر، ۱۲ عبارت کاملا متفاوت باشد؟ دقیق‌تر بگویم یعنی این‌که اگر شما یا دیگری نوشته‌ای نوشته باشید که در آن برای نمونه واژه‌ی « كارآفريني» به کار رفته باشد و بخواهید با موتور جست‌وجویی آن را با جست‌وجوی واژه‌ی « کارآفرینی» بیابید. هرگز موفق نمی‌شوید و موتور جست‌وجوگر چیزی به عنوان نتیجه به شما نشان نمی‌دهد. همچنین اگر نوشته باشید « كمك» و « کمک» را جست‌وجو کنید

شاید اگر کمی دقت کنید بتوانید تفاوت ظاهری بین شماره‌های ۱، ۳، ۵ (گروه یک) و ۲، ۴، ۶، ۷، ۸ (گروه دو) بشوید. بله شکل حرف «ی» آخرِ تنها در گروه یک و گروه دو فرق دارد، در گروه یک «ی» و در گروه دو «ي» است. اما نمی‌توانید با چشم تفاوت دیگری در این ۸ واژه ببینید در صورتیکه هیچکدامشان شبیه به هم نیستند تا زمانی‌که به «ستون ب» نگاه کنید؛ می‌بینید شکل «ک» و «ی» هم در اول و وسط واژه‌ها با یکدیگر فرق دارد و این تفاوت تا زمانی‌که «ی» و «ک» به صورت تنها در آخر واژه‌ها نباشند دیده نمی‌شود‌

اگر به شماره‌های ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲ هم نگاهی بیندازید، در نگاه اول تنها تفاوت ۹، ۱۱ (گروه سه) را با ۱۰، ۱۲ (گروه چهار) می‌توانید تشخیص دهید و تنها زمانی‌که به «ستون ب» نگاه کنید می‌فهمید که دو جور «ک» و «ك» در اول واژه‌ی کمک به کار رفته است.

موضوع چیست؟

موضوع این است ما از ترکیب ۴ نوع حرف متفاوت «ی»، «ي»، «ک» و «ك» برای نوشتن واژه‌های «کارآفرینی» و «کمک» استفاده کرده‌ایم.

اجازه بدهید تا آخر این نوشته، واژه‌ی «نویسه» که برگردان واژه‌ی انگلیسی « character » است را به جای واژه‌ی «حرف» به کار ببرم.

خوب اگر کمی هم ریاضی بدانیم؛ می‌توانیم محاسبه کنیم که به چند حالت می‌توان واژه‌ی «کمک» را با نویسه‌های ک، ك، م بدون تکرارنوشت؟

پاسخ: خوب جای نویسه‌ی اول می‌شود ۲ تا نویسه‌ی ک و ك را به کار برد و در جای نویسه‌ی آخر هم ۲ تا

بنابراین ۲×۲=۴ پس به ۴ گونه می‌توان واژه‌ی کمک را نوشت که در جدول بالا هم آمده است.

با همین روش می‌توان حساب کرد که به ۸ گونه می‌توان واژه‌ی کارآفرینی را نوشت؛

 

نویسه

ک

ا

ر

آ

ف

ر

ی

ن

ی

پاسخ

ضرب جایگشت‌ها

۲

۱

۱

۱

۱

۱

۲

۱

۲

۸

کمی وحشتناک است! اما چرا این دو نویسه دو به دو با هم شبیهند؟ و کدام را باید به کار برد؟ چه شده است که ما برای یک حرف دو نویسه‌ی متفاوت داریم؟ چرا «ي» دو نقطه زیرش دارد و «ك» همزه دارد و سرکش هم ندارد؟

چون نویسه‌های ي و ك فارسی نیستند و عربی هستند و در خط‌های عربی باید به کار برده شوند. بنابراین روشن است که باید شبیه حروف عربی باشند که هستند

اما این دو نویسه بنابر جایگاهی که در یک واژه پیدا می‌کنند - اول وسط و آخر- شکل‌های متفاوتی را به خود می‌گیرند به جدول زیر نگاه کنید؛

نویسه/جایگاه

اول

وسط

چسبان آخر

تنها

ي

يک

آفرين

آفریني

آشناي

ك

كم

نمكار

كمك

درك

 

 

 

 

 

ی

یک

آفرین

آفرینی

آشنای

ک

کم

نمکار

کمک

درک

همان‌گونه که می‌بینید نویسه‌ی عربی «ي» در دو جایگاه اول و وسط کاملا مانند شکل نویسه‌ی «ی» در همان جایگاه است و نویسه‌ی عربی «ك» در سه جایگاه اولع وسط و چسبانِ آخر مانند نویسه‌ی فارسی «ک» در همان جایگاه است.

به همین دلیل است که واژه‌هایی که با نویسه‌ی «ي» عربی و نویسه‌ی «ك» عربی نوشته شده باشند در جایگاه‌های گفته شده از نظر ظاهری شبیه به نویسه‌های «ی» و «ک» فارسی بوده و قابل تشخیص نیستند.

اما یک برنامه‌ی کامپیوتری این تفاوت را می‌فهمد چرا که همان‌گونه که احتمالا می‌دانید در کامپیوتر همه چیز به صورت اعداد ۰ و ۱ تبدیل می‌شوند تا برای آن قابل فهم باشد. بنابراین شکل ظاهری یکسان یک نویسه ابدا اثری در شناسایی آن برای کامپیوتر ندارد، از آن‌جا که هر نویسه در استاندارد یونیکد، کد (شماره‌ی) یکتایی دارد و با ان شماره است که به کامپیوتر یا یک برنامه‌ی نرم‌افزاری شناسانده می‌شود، این تفاوت برای موتورهای جست‌وجو به آسانی قابل تشخیص است به جدول زیر نگاه کنید؛

نویسه یونیکد کدهگزا
ی ۰۶CC ۱۷۴۰
ک ۰۶A۹ ۱۷۰۵
ي ۰۶۴A ۱۶۱۰
ك ۰۶۴۳ ۱۶۰۳

این جدول به روشنی نشان می‌دهد که برای یک برنامه‌ی نرم‌افزاری این ۴ نویسه مانند ۴ نویسه (حرف) کاملا متفاوت است و روشن است که واژه‌هایی هم که از ترکیب این ۴ نویسه بوجود آیند اگرچه برای انسان (ما ها) در ظاهر تفاوتی ندارد اما برای کامپیوتر و نرم‌افزارها متفاوت است.

و به همین دلیل است که برای نمونه هنگام جست‌وجوی «کمک» تنها واژه‌هایی که در آن‌ها نویسه‌ی فارسی«ک» وجود دارد به عنوان نتیجه‌ی جست‌جو نمایش می‌یابند و اگر واژه‌هایی مانند «كمك» در متن مورد جست‌وجو باشند نمایش داده نمی‌شوند چون موتور جست‌وجو این دو واژه را یکی نمی‌داند که درست هم هست!

اما چه شده است که این دو نویسه در تخته (صفحه) کلید فارسی آمده است؟

سیستم عامل‌های ویندوز۹۸ اساسا برای زبان فارسی درست نشده بودند، شرکت‌هایی مانند برنا رایانه و … با ایجاد تغییرات کوچکی روی ویندوزهایی که هسته‌ی آن‌ها عربی بود وبندوزهایی را ارایه دادند که قابلیت نوشتن به زبان فارسی را دارا بود. آن‌ها نویسه‌های پ، ژ، گ و چ را به صفحه کلید فارسی افزودند اما حساسیتی بر روی ی و ک فارسی نشان ندادندو احتمالا در نظر نگرفتند که ي و ك، عربی هستند و نیاز به افزودن ی و ک فارسی همچون «گچ پژ» وجود دارد. پس از مدتی آن‌ها برای پوشاندن اشتباه خود دست به اشتباه بزرگ‌تری زدند و فونت‌هایی را طراحی کردند که اگر از آن‌ها در نوشتن ي و ك استفاده می‌شد ظاهر فونت را به شکل ی و ک نشان می‌داد! در صورتی‌که کد نویسه همچنان متفاوت بود.

این اشتباه از سوی کسی جدی گرفته نمی‌شد تا زمانی که ویندوز ۲۰۰۰ به بازار آمد و در آن صفحه کلید فارسی این‌بار از سوی سرکت مایکروسافت و نه شرکت‌های داخلی گنجانده شده بود و جای ي و ك عربی با ی و ک فارسی عوض شده بود. این رخداد بسیار مهم و خوب بود تنها یک اشتباه فاحش از سوی مایکروسافت اتفاق افتاده بود؛ فونت‌هایی که یونیکد بود و فارسی را پشتیبانی می‌کرد مانند Tahoma یا Times new roman و …برای نویسه‌ی «ی» فارسی از ۴ حالتی که در جدول بالا بررسی شد و باید می‌داشت تنها یک حالت داشت . آن هم «ی» تنهایِ آخر بود.

این مشکل باعث می‌شد که نتوان از ی فارسی در بیشتر واژه‌ها استفاده کرد چرا که عملا خوانایی متن را بسیار دشوار می‌کرد. اما ک فارسی چنین مشکلی را نداشت. بنابراین بسیاری تصمیم گرفتند که از ک فارسی استفاده کنند اما از ي عربی به جای ی فارسی استفاده کنند در حقیقت دونقطه‌ی زیر ي عربی را به نمایش ی فارسی تنهای آخر ترجیح دادند. برخی هم برای ی وسط از ي عربی استفاده می‌کردند اما برای آن‌که دو نقطه‌ی ي عربی در حالت تنها نمایش نیابد از ی فارسی استفاده می‌کردند! مانند: کارآفري ن ی

اگر چه پس از آن فونت‌ها اصلاح شد و دلیلی برای استفاده از ي عربی نبود اما به دلیل زیاد بودن محتوی فارسی تولید شده مخصوصا در وب تا آن زمان بسیاری برای جست‌وجوی واژه‌ها از ي عربی استفاده می‌کردند و نتایج جست‌وجو بهتر بود.

با توضیحاتی که دادم و دو مثال بالا عمق دشواری جست‌وجوی یک واژه را که در آن هم ی و ک باشد خواهید فهمید!

قلم و صفحه‌کلید استاندارد را هم برای اطلاعات بیشتر ببینید.

اما اکنون زمان تغییر است، باید شیوه‌هایی را طراحی و توصیه کرد تا تولید محتوای ناخواسته با نویسه‌های ي و ك به کم‌ترین حد خود برسد. و از طرفی واکشی داده‌ها در هنگام جست‌وجو نیز نتایج بهتری را ارایه دهد.

روش‌ها:

باید به این مراحل فکر کرد:

  • زمانی که متنی نوشته می‌شود
  • زمانی که متن فرستاده می‌شود
  • زمانی که متن ذخیره می‌شود
  • زمانی که متن واکشی شده و نمایش پیدا می‌کند

۱) در این مرحله دو حالت

  • همان فرم شروع به نوشتن کند
  • از ویرایشگری خارجی برای نوشتن استفاده کند مانند Word و … و سپس متن نوشته شده را در فرم وبی کپی کند

برای حالت اول راه حل ساده است؛ می‌توان با قرار دادن یک جاوااسکریپت، صفحه کلید فارسی برای فرم گذاشت که در چیدمانش اولا ی و ک در جای درست خود هستند و ثانیا هر ي و ك که تایپ شود در جا به ی و ک تبدیل شود
برای حالت دوم هیچ‌کاری با روش جایزگینی درجا (Real-Time Replacing) نمی‌شه انجام داد. چون وقتی شما متن رو از جایی کپی کنید Client نمی‌تونه پردازشی داشته باشه

نتیجه ۱: این روش جامع و مانع نیست و نمی‌تونه روشی برای رفع مشکل ی و ک باشه با توضیحاتی که دادم اما ایده‌ی گذاشتن یک کیبورد فارسی که مستقل از سیستم عامل بشه فارسی تایپ کرد ایده‌ی خیلی خوبیه که اولین بار در گروه فارسی‌وب شریف و بعد در پرشین‌بلاگ استفاده شد. بنابراین پیشنهاد می‌شه این ادیتور فارسی باشه ولی بدونیم که برای رفع مشکل ی و ک نیست و از اون‌جایی‌که ممکنه کسی بخواهد از «ي» و «ك» هم استفاده کنه جایگزینی اتفاق نیفته و فقط چیدمان استاندارد رعایت شده باشه. (من این روش رو توی سایت خودم به کار بردم)

۲) زمانی که متن فرستاده می‌شود، یعنی قبل از این‌که توی پایگاه داده (database) ذخیره بشه در این مرحله می‌شه پیش از این‌که چیزی توی دیتابیس ذخیره بشه ی و ک رو با یک تابع (Function) درست کرد و بعد ذخیره انجام بشه. تنها مشکلی که این روش داره اینه که باید حتما replace کردن به عنوان گزینه برای کاربر قابل انتخاب باشه چون که در برخی مواقع کاربر می‌خواهد که از نویسه‌ی «ي» و «ك» آگاهانه استفاده کنه مثل همین نوشته و ابنابراین همه‌ی متن‌ها بدون گزینش کاربر هنگام ذخیره شدن نباید جایگزین شوند.
نتیجه‌ی ۲: پیشنهاد می‌شود که به صورت پیش‌فرض برای هر نوشته این قابلیت فعال باشد ولی امکان انتخاب برای کاربر وجود داشته باشد (این روش رو هم توی بانک کارآفرین به کار بردم)

۳) زمانی که متن ذخیره شده است:
پس از این‌که نوشته‌ها ذخیره شد با تابعی کل دیتابیس Seek شده و جایگزینی صورت بگیرد
این روش به عنوان یک راه حل کلی منسوخ شده تقریبا ولی یه جاهایی کاربرد داره هنوز و خوبه که این تابع هم وجود داشته باشه. حالا بگم کجا کاربرد داره: فرض کنید که شما ۶ ساله دارید می‌نویسید و کلی مطلب وجود داره که ی و ک اون عربی نوشته شده با روش‌های گفته شده در بالا باید هر نوشته‌ای رو مستقل باز کرد و ویرایش کرد که کاری است بی دشوار و کاربرپسند (User-friendly) هم نیست. این تابع یه همچین جاهایی کاربرد داره که معمولا هر از چندگاهی مورد استفاده قرار می‌گیره فقط قبل از این‌که جایگزین کنه باید همه‌ی پست‌هایی رو که داره جایگزینی توش انجام می‌شه توی یک فهرست بیاره که Confirm بشه توسط کاربر و البته پیش‌فرضش باید چک مارک خورده باشند همه (این رو توی بخوان.کام انجام دادیم)

۴) زمانی که متن واکشی می‌شود: منظور همون جست‌وجو هست بیشتر با فرض این‌که همه‌ی کارهای بالا انجام شده باشه با این‌حال شدیدا پیشنهاد می‌کنم که تابعی نوشته بشه برای جست‌وجو که ی و ي – و ک و ك دو بدو با هم Or بشوند و همه‌ی نتایج نشان داده بشه که کاملا مستقل از این‌که کاربر چی تایپ می‌کنه هوشمندانه جست‌وجو انجام بشه به صورت پیش‌فرض و گزینه بده باز به کاربر که با تیک بتونه نا فعال کنه اون رو (من این روش رو برای گوگل اون موقع که بتا تستر جی‌میل بودم فرستادم که فکر کنم خوششون هم اومد سایت علیرضا هم تو سایت پارسییک تقریبا همچین کاری رو انجام داده)
روش دادن گزینه تایپ ي و ك توی فرم جست‌وجو هم پیشنهاد نمی‌شه و همینی که بالا گفتم بهتر و کامل‌تر است.

دست‌آوردهای پایانی:
• یک جاوا اسکریپت برای textarea که به صورت کاربرپسندی بشه لودش کرد مثل ایده‌ی htmlarea یا تگ id lang=fa من دیدم بعضی جاها برای صفحه کلید فارسی مستقل از یسیتم عامل rtl هم که باشه
• یک جاوا اسکریپت برای input form ها مثلا برای جست‌وجو یا فیلد نام و … که دوباره خودش لود بشه و مستقل بشه فارسی نوشت rtl فراموش نشود(من این دو تا رو بگردم فکر کنم دارم)
• یک عدد تابع با نام مثلاPost ReplaceFa Function پیش از ذخیره‌ی متن که پیش‌فرض تو هر نوشته‌ای فعال باشه ولی همه‌جا با یک Check mark بشه نافعالش کرد توی پست توی کامنت و ….
• یک تابع با نام ReplaceFa Function برای جایگزینی پس از ذخیره شدن
• یک تابع هم برای این‌که فرقی بین ي و ی و ک و ك هنگام جست‌وجو نباشه و در حقیقت or بشوند این ۴ تا نویسه ۲ به ۲

پیوندهای مفید رو بعدا اضافه می‌کنم الان کپک زدم :D

آریستوکراسی

فروردین ۴م, ۱۳۸۶

امروزه آریستوکراسی، مترادف با حکومت اشراف و نجیب زادگان به کار می‌رود . ولی در اصل به معنای دستگاهی بوده است که در آن « بهترین‌ها»  یعنی آریستوها  حکومت می‌کرده‌اند . در دولت شهرهای قدیم یونان آریستوکراسی در مفهوم حکومت یک طبقه‌ی اقتصادی و اجتماعی به کار نمی‌رفته است بلکه به اقلیت ممتازی که معمولا از زمینداران ثروتمند تشکیل می‌شده اطلاق می گردیده. در اروپای قرون وسطا، هنگامی که رهبری نظامی اغلب با موقعیت‌های اجتماعی ممتاز قرین می‌گردید، آریستوکراسی به مثابه یک طبقه‌ی اقتصادی - اجتماعی از نخبگان زمین‌دار نظامی تشکیل می‌گردیده است که از ویژگی آن، خودکامگی گسترده آن بود. چه آن‌ها بر دهقانان وابسته با زور و قدرت سیاسی حکومت کردند بعد از درهم شکستن نظام فئودالیته، اصطلاح آریستو کراسی معمولا برای شرح وتوضیح طبقه‌ی ممتازی که دارای حقوق سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی ویژه‌ایست به کار می‌رود.

بررسی موردی دوگانگی آزادی بیان بارزترین نماد دموکراسی از کاریکاتورهای محمد پیامبر تا فیلم ۳۰۰

اسفند ۲۹م, ۱۳۸۵

اول بگم که این نوشته برخلاف عنوانش خیلی عامیانه و محاوره‌ای و ساده نوشته شده مقاله تخصصی نیست! و غلط دیکته‌ای هم ممکنه داشته باشه P در ضمن من هیچ‌گونه وابستگی به جمهوری اسلامی ندارم و حقوق بگیرش هم نیستم اگه این‌جوری فکر کنی تکذیب می‌کنم از اول! فیلم ۳۰۰ رو هم هنوز ندیدم.
وقتی داستان کاریکاتورهای محمد پیش اومد من نوشتم که بر اساس بند دوم ماده‌ی بیست کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه ۲۶ دسامبر ۱۹۶۶ و لازم الاجرا بر اساس قطع‌نامه ۲۲۰۰ A مصوب ۲۳ مارس ۱۹۷۶ که می‌گوید: «هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، به موجب قانون ممنوع می باشد» عمل نشریه‌ی دانمارکی جرم محسوب می‌شود.

در همون زمان کسانی که فکر می‌کردند قدیسشون (دموکراسی و آزادی بیان) با حرف من زیر سوال داره می‌ره و من سخن بنیاد فکنی رو مطرح کردم های و هوی راه انداختن که نخیر هیچ جرمی مرتکب نشده است و … من هم دیگه حرفی نزدم من همون موقع هم داشتم این عمل رو یک جور ترور می‌دیدم، ترور شخصیتی و همش از خودم می‌پرسیدم اگه ترور خودش چیز ایراد داری هستش پس ترور شخصیتی هم یک جور جرم حساب می‌شه وقتی قضیه رو چند ماه پیش خودم بالا و پایین کردم به این نتیجه رسیدم که اگر «آزادی بیان» رو به عنوان یک قدیسی که هیچ تبصره‌ای وجود نداره بپذیریم ممکنه چیز بدی درست بشه ازش. من به کسایی که می‌گفتند که این مشکل مسلمون‌هاست که گنجایش ندارند و تو خود اروپا و یا آمریکا برای مسیح هم همین کار رو می‌کنند و هیچ مشکلی پیش نمی‌یاد می‌گفتم که به هر حال چه حساسیت اسمش رو بگذاریم و چه گنجایش نداشتن و متمدن نبودن! الان یک‌سری آدم واقعا ناراحت شدند که تعدادشون هم زیاده ولی جواب قانع کننده‌ای ازشون نمی‌شنیدم! مثلا یکی می‌گفت مشکل خودشونه.

از طرف دیگه هی شک می‌کردم که خوب اگه مسلمون‌ها حساسیت نشون نمی‌دادند هم جرم مرتکب نمی‌شد چون همون‌طور که قبلا گفتم قانون کنوانسیون نتیجه‌محور نوشته شده. ولی به هر حال قانون رو کامل و شناور دیدم و متوجه شدم که آزادی بیان بر خلاف تصور همگانی که وجود داره مرز داره، مرزش هم مطلق نیست و نسبی هستش. به هر حال من به سه دلیل این کار رو محکوم کردم پیش خودم:

اما حرف و حدیث‌ها ادامه داشت و کسایی که تریپ روشن‌فکری می‌گرفتند، هیچ مشکلی توی این قضیه نمی‌دیدند - البته من به حکمی هم که خودم داده بودم مشکوکم هنوز - اما وقتی قضیه‌ی کنفرانس هولوکاست و زیر سوال بردنش شروع شد دیدم که همین اروپایی‌ها چقدر واکنش نشون دادن چقدر بهشون برخورد چقدر اعتراض کردند خوب حالا سوال من اینه:

مسلمون‌ها متمدن نبودند و گنجایش نقد رو نداشتند و آزادی بیان رو نمی‌فهمیدند، اروپا که ادعای داشتن گنجایش و آزادی بیان رو داشت، چی شد یک دفعه‌ای؟ چرا برافروخته شد؟ چرا بیانیه صادر کرد؟ چرا فعالیت‌ةای اقتصادی اتحادیه‌ی اروپا سو گیری کرد؟ چرا همه چیز به هم ربط پیدا کرد یک هو؟ چرا از همین بچه‌هایی که نوشتدن و گفتند مسلمون‌ها و ایرانی و جهان سومی‌ها نباید اعتراض کنن، کسی برنگشت بگه که اروپا هم حق اعتراض نداره؟

حالا اصلا اگه به نظر خود نشریه‌ی دانمارکی اشتباهی نشده بود و جرمی رخ نداده بود، عذرخواهی برای چی بوده؟!

اگه هولوکاست، یک رخداد و واقعیت تاریخی هستش، محمد هم یک رخداد حقیقت تاریخی بودش
اگه تو جریان زیر سوال بردن هولوکاست کلی آدم ناراحت شدند، توی جریان کاریکاتورها هم خیلی‌ها که اعتقاد داشتند ناراحت شدند
اگه آزادی بیان مطلقا باید جاری باشه پس دیگه اعتراض اروپا معنی نداره، اگه هم نه، حدودی داره مرز داره - که من هم فکر می‌کنم این‌طوریه- پس مشکل اعتراض مسلمون‌ها چیه؟ پس جریان گنجایش نداشتن جهان سوم چیه؟!

یکسری از بچه‌ها اومدن گفتند که « نخیر خیلی‌ها داغ دیده هستند از جریان هولوکاست حق دارن ناراحت بشن چون یه رخداد تاریخی داره زیر سوال می‌ره» من هم پرسیدم که خوب آیا به همین قیاس مسلمون‌ها هم حق ندارند ناراحت بشند؟

قضیه به این‌جاها هم ختم نشد یکمی که دقیق‌تر شدم دیدم که اصلا تو اجازه نداری که تحقیقات تاریخی در این زمینه بکنی حق نداری اصلا هولوکاست رو زیر سوال ببری، ۲ ماه پیش هم یک پیش‌نویسی رو - آمریکا فکر کنم بود دقیق نمی‌دونم - نوشت و برد سازمان ملل که قانونی رو تصویب کنه در مورد این‌که هیچ کسی یا هیچ گروهی حق زیر سوال بردن یا مسخره کردن رخداد تاریخی هولوکاست رو نداره! شگفتا و غریبا این کار که خودش بنیاد فکنه از این نظر که بت «آزادی بیان» شکسته می‌شه که یعنی حواسشون نیست؟ اگه نیست من برم بگم بهشون! خیلی مهمه‌ها چون پس‌فردا هم یه چیزی باید تصویب بشه برای این‌که هیچ‌گروهی حق نداره در مورد پیامبر مسلمون‌ها صحبت کنه بعد اوضاع بی‌ریخت می‌شه از نظر صور فلکی و نجوم ستاره شناسی قمر در عقرب می‌شه‌ها حالا من گفتم نگید نگفتی.

آقا خلاصه من هیچ فرق منطقی‌ای ندیدم تو این ۲ تا جریان، به جز این‌که کنفرانس هالوکاست یه کار پژوهشی بوده و هنری نبوده مثلا کاریکاتور نبوده و فیلم هم نبوده همین. فقط یه چیزای بدی دستگیرم شد در مورد آدم‌‌هایی که داوری می‌کردند، من فهمیدم که چند دسته آدم وجود داره؛ یکسری‌هاشون کلا و انصافا غرب‌زده هستند )) یعنی در حدی که دوگانگی به این آشکاری رو نمی‌تونن ببینن و اگه هم ببینن یا انکار می‌کنن یا این‌که حنداق می‌گیرن! به نظرم این دسته کلا فاشیست‌تر هم هستند -:) شرمندم به خدا ولی نظر من اینه - چون یک‌سری مقدسات قرن ۲۱ ساختند برای خودشون یادشون رفته اصلا این قضیه از کجا اومده برای چی اومده و … مثلا چند تا بت معروفشون این‌هاست: آزادی بیان، عدم خشونت و …بعضی وقت‌ها که بت شکنی پیدا می‌شه سریع زیر دوخمش رو می‌خواهن بگیرند و به باد ای حرف‌ها می‌گیرنش که: ن‌که جهان‌سومی هستی من توی جامعه‌ی متمدن هر کسی حق داره هر حرفی رو چه درست چه نادرست بلند بلند داد بزنه و تو حق نداری که بهت بر بخوره این دسته همون بخش از آدم‌هایی می‌شه که کلا با نظام جمهوری اسلامی هم مشکلات اساسی دارند بنابراین اصلا برای این دسته کلا منطق داوری معنی نداره فرمول ذهنی برای ایم دسته این‌طوریه: «هر کاری که اروپا و آمریکا می‌کند خوب است و هر کاری که ایران می‌کند بد است» مستقل از خودِ کار!

حالا این‌هایی که گفتم کلا پیش‌گفتار بود، الان فیلم ۳۰۰ رو بورسه ولی موضوع به نظرم تکراریه من بر اساس قاعده‌ی طلایی و با همون دلایل بالا می‌گم که این فیلم ایراد داره چرا چون با توجه به ۵۰۰۰۰ امضا که اینترنتی هستش تازه و مطمئنم که خیلی بیشتر تو کوچه و خیابون.

این فیلم عملا« ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت» کرده - یه ایرادی این‌جا وارده من فکر نمی‌کنم که همه‌ی امضا کننده‌ها این فیلم رو دیده باشند ولی برای امضا یا اعتراض دلیلی نداره که تو دیده باشی فیلم رو همین کافیه که شرحش رو جایی خونده باشی یا از کسی بپرسی که دیده باشدش- حالا می‌گید نه این سوال‌ها رو از خودتون بکنید جوابش رو به من بگید:

سوال دقیق اینه که

یک: آیا من یا هر کس دیگه‌ای می‌تونه که عکس، کاریکاتور، فیلم، داستان و مقاله حتی بنویسه در مورد یک واقعه‌ی تاریخی یا چیزی که برای توده‌ای از مردم جهان مهمه و حساسیت وجود داره و این حق رو به خاطر این‌که کار یک کار هنری هست و کلا داستان تخیلی هست به خودش بده و داستان رو این‌طوری توجیه کنه یا نه؟ مثلا در مورد هولوکاست یه فیلم تخیلی می‌شه ساخت که برعکس رخ‌دادهایی که تو ذهن اروپایی‌ها وجود داره باشه؟ اگه ساخته بشه مردم اروپای حق اعتراض دارند؟ اگه دارند، به چی دقیقا اعتراض می‌کنند؟ آزدی بیان چی می‌شه آخه؟ پس فرقشون با اعتراض مسلمون‌ها و یا الان ایرانی‌ها چیه؟ و در کل این «بت آزادی بیان» به جاییش بر نمی‌خوره؟ انکار هولوکاست محاکمه داره! داستان چیه؟ آزادی بیان چی شد پس؟ در حد کمیک استریپ و هنر محدود شده؟ نمی‌شه آخه

آیا من یا هر کس دیگه‌ای اجازه داره یا می‌تونه یه فیلم یا کارتون بسازه (تخیلی البته!) یا نمایشگاه راه بندازه و ناکازاکی و هیروشیما رو و مردم ژاپن رو و اون ۲ تا بمب رو که خورد توی سر ژاپنی‌ها جور دیگه‌ای نشون بده؟ اشکالی نداره؟

در مورد نسل انگولاساکسون چطور؟ یا ملکه‌ی انگلیس؟ ایرادی نداره شبیه ماده گراز کشیده بشه توی یه کارتونی یا فیلمی؟ و نسل انگولاساکسون هم کلا شبیه آدمیزاد نباشه؟

در مورد قوم یهود چطور؟ اگه کنفرانس نباشه ولی فیلم و عکس و داستان و کارهای هنری باشه مشکلی نداره؟ من بعید می‌دونما قطعنامه رو خوندی؟

دو: اگه واقعا ساخت فیلم هدف سیاسی نداشته باشه که من مشکوکم ولی الان نمی‌‌خواهم وارد بشم و یا ثابتش کنم یه سوال دیگه می‌مونه: راه دیگه‌ای برای ساخت فیلم و یا اجرای فیلم و یا داستان فیلم نبود که هم جلوه‌های ویژه رو داشته باشه هم خشونت رو و هم جذابیت رو بدون این‌که انقدر حساسیت بر انگیز بشه؟ واقعا نمی‌شد؟ آدم مشکوک می‌شه دیگه حتی اگه نتونه ثابت کنه!

من خیلی دوست دارم که بدونم نظر شما که این چیزا رو تا الان خوندی چیه؟

در کل می‌‌خواهم بدونم که میشه یه الگوریتم منطقی پیدا کرد؟ چون من کلی تضاد و دوگانگی توی داوری آدم‌ها می‌بینم در صورتی‌که موقعیت‌ها مشابه و واکنش‌ها هم مشابه بوده. در صورتی‌که با توجه همون چیزی که کنوانسیون سازمان ملل می‌گه الان ساخت این فیلم جرم محسوب می‌شه. اگر هم نظرتون چیز دیگه‌ایه باشه، خیلی دوست دارم که یه فیلم کمیک استریپ ببینم درباره‌ی آلمان نازی و یهودی‌ها و هولوکاست که توش یهودی‌ها شبیه آدم نیستند و آلمان‌ها تر و تمیز و درست حسابی و بعد ببینم که واکنش‌ها چیه، تقریبا مطمئنم که دادگاه برای سازنده‌ی فیلم تشکیل می‌دهند. باور نمی‌کنی؟ بورش سخته نه؟ دادگاه رو تشکیل دادن قبلا؟ قطع‌نامه هم صادر کردند، بگردم بازم بیشتر می‌تونم پیدا کنم. می‌بینی چیزا از هم جدا نیست فقط بعضی وقت‌ها جدا می‌شه از هم

البته نباید از ساختن یه فیلم خوب درباره‌ی تاریخ ایران و چیزی که بوده هم غافل شد. بهترین کار همینه گو این‌که می‌دونم کار سختیه و این فیلمی که من می‌گم ساخته نخواهد شد ولی کلا اگه یه فیلم باحال هنری و جذاب و خوب برای ایران ساخته می‌شد بهترین کار بودش پس ۲ تا فیلم باید ساخت!
به هر حال الان لوگوماهی و چند نفر دیگه پروژه‌ی اعتراض هنری راه‌اندازی کردن که در نوع خودش موفق بوده به نظرم خیلی ها هم نوشتن یه چیزایی درباره‌ی این فیلم که پیدا کردم زیر این نوشته می‌گذارم.
دقت کنید من موضوعم اصلا خود فیلم نیست. من دنبال یه الگوریتم منطقی برای فهم نوع داوری و نشون دادن رفتارهای دوگانه هستم در مورد آزادی بیان به عنوان بارزترین نماد تمدن کنونی غرب و دموکراسی

همون‌طور که گفتم دیگران هم زودتر از من و البته درباره‌ی خود فیلم نوشتند:

مخالفان:

موافقان:

همسو با:

بهرام داهی

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۵

هر کسی که از ۴-۵ سال پیش توی وب و وب‌نامه نویسی و وب‌نامه خونی بوده باشه، لامپ رو می‌شناسه جز اولین‌ها و بهترین وب‌نامه نویس‌های فارسی بود که یک‌هو تنگستنش رو خواست عوض کنه که رفت که رفت! اما ویرایشگر (ادیتورش) رو نگه داشت. بله «ادیتور لامپ» خیلی معروف بود. اون زمانی که توی بلاگر نمی‌تونستی مستقیم فارسی بنویسی و باید کدهای یونیکد رو تولید می‌کردی و با هزار زحمت می‌انداختی توی بلاگر که پابلیش بشه، شما خاطرتون نیست می‌دونم اون موقع این ادیتور لامپ تنها ادیتوری بود که وجود داشت و همه‌ی قدیمی‌ها می‌دونن که دست کم دو سال اول وب‌نامه‌نویس‌ها هر چی نوشتن توی این ادیتور نوشتن حالا اسم ادیتورش رو عوض کرده و گذاشته «آریانویس» من هر روز لامپ رو می‌خوندم تنها وب‌نامه‌ای بود که هر روز می‌خوندمش و خیلی باحال بود تا چند وقت پیشا بایگانی مطالبش بود ولی نمی‌دونم چرا برش داشته. اما امروز که البته خیلی هم دیره فهمیدم که یک‌سالی هست دوباره بهرام داهی به همراه یک نفر دیگه شروع کرده به وب‌نامه نویسی و رادیو هم زده ۴۰ قسمت هم برنامه درست کرده اسمش رو هم گذاشتند «دیدی گفتم» که به دو زبان فارسی و انگلیسی هستش. من واقعا خوش‌حال شدم یه ۲-۳ سالی هست که فضای وب‌نامه‌نویسی فارسی همش من رو غم‌ناک می‌کنه و حس نوستالژیک شگفتی رو توی من بوجود میاره امروز با دیدن این‌که بهرام دوباره می‌نویسه این حس یکمی کمرنگ‌تر شد. درباره‌ی حس غم‌ناکم هم باید بگم که فکر می‌کنم بکارت وب‌نامه‌نویسی توسط هجمه‌ای از تازه به دوران رسیده‌ها کلا از بین رفته و من می‌دونم و می‌شناسم کسایی رو که ترجیح دادن دیگه توی این فضا نباشند و چه آدم‌های درست و حسابی بودند و چه فکرهای تمیزی داشتند.

حالا بگذریم… اگه احیانا بهرام این‌جا رو بخونه خواهشم ازش اینه که بایگانی نوشته‌های لامپ رو دوباره بگذاره البته حتما دلیل داشته برای برداشتنشون ولی من شخصا خوش‌حال می‌شم که یه جایی توی وب خیالم راحت بشه که همیشه این لامپ وجود داره


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!