اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶
شاید از زیاده خواهی من باشد اما، دوست داشتم همیشه که در زمینهی چیزهایی که دوستشان داشتم اثر مفید خوبی گذاشته باشم، مثلا دوست داشتم که در وب حرفی برای گفتن داشته باشم یا کار خوبی انجام بدهم یک کار خلاقانه و بکر اما همیشه از این ناراحت شدم که فکرش هست، ایدهاش وجود دارد ولی دانشش نیست و اگر دانشش را کسب کنم ایدهاش کهنه شده است، یک همراه برای همراهیام همیشه کم داشتهام، کسی که بتواند چیزی را که وجود ندارد تصویر کند و برای ایجادش همهی تلاشش را انجام دهد، در هیچ زمانی من چنین یاوری نداشتهام و خودم هم به تنهایی نتوانستهام کاری انجام دهم و یک جور سرخوردگی نتیجهی این فرآیند شده است. چون نتوانستهام حس مفید بودنم را بیافرینم و بگویم من این کار را کردهام و این اثر را گذاشتهام.
Tags: دستهبندی نشده، مفید بودن، من، وب، کار گروهی، آرزو، تیم، تحلیل، خویش، خویشتن، خویشتننامه، خویشتننامه، خود، سرخوردگی | ۴ Comments »
فروردین ۶م, ۱۳۸۶
دادشم رفته بود بازار ایران با تعجب میگه مزدک رم ۲ گیگ ۱۶ تومان نمیخواهی؟ من داشتم فکر میکردم که چرا خوشحال شدم از اینکه رم ارزون شده یا چیزای کامپیوتری ارزون هستش. ارزون منظورم چیزیه که من بتونم بخرمش. من الان فهمیدم که واسهی چی برای مردم خیلی مهمه که همه چیز ارزون بشه میدونم توضیح واضحات ولی من این رو با تمام وجودم حس نکرده بودم. چون خوب همیشه پول خوب داشتم و نبود چیزی که بخواهم و نتونم بگیرم، یادمه ۷۰۰ تومان هم ماهی میگرفتم ولی الان چه فرصت خوبی که بفهمم برای چی وقتی یک کسی میاد و قول ارزونی و عدالت رو میده دل همه رو میبره و رای میاره یه واقعیتی وجود داره نمیشه به مردم گفت گشنه باشید و دستتون تنگ باشه ما داریم ۲۰ سال دیگه رو میسازیم. باید یه تناسبی بین سرمایهگذاریهای دراز مدت و کوتاه مدت وجود داشته باشه
من بعضی وقتها یادم میره که فرض اشتباه، جواب و تحلیل اشتباهی رو هم به دنبال داره
Tags: سیاست، جامعه، مردم، پول، اقتصاد، ایران، تجزیه، تحلیل، حکومت، رییس جمهور، عدالت | No Comments »