یادداشتی برای خودم دربارهی بالاترین
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۶خیلی آسان است البته که آدم بیرون گود بنشیند و هی ایراد بگیرد و بگوید اینگونه باید باشد و اینگونه نباید باشد … اما به هر حال کاری که من میتوانم انجام دهم همین است که خودم را بگذارم جای تصمیم گیرندهها در بالاترین و از خودم بپرسم که اگر من بودم چه کار میکردم یا دوست داشتم چگونه رفتار کنم. این یادداشتها زمانی به من کمک خواهند کرد البته اگر بخواهم سایت مشابهی مانند بالاترین درست کنم یا چیزی که به نوعی در آن مشارکت دیگران هست و الان هم به بالاترین کمک میکند:
من اگر جای بالاترین بودم کسی را برای همیشه اخراج نمیکردم و همانطور که گفتم اولا قبل از اینکه قانونی را اجرا کنم، آنرا مستند کرده و شفاف بیان میکردم، سپس اجرا شدنش را بسیار شفاف میکردم که کسی ادعا نکند که یک حساب کاربری داشته -h۰der و hossein- و بگوید بالاترین مرا به بهانهی الکی حذف کرده و من را هم به شک بیندازد و همچنین با اتکا به قوانین و نشان دادن شواهد و مستندات برای همه، اقدام به برخورد قانونی میکردمع اگر این دو حساب برای یک نفر بوده چرا این همه مدت باز بوده و درست سر این جریان بسته شده؟! این همان آفت ایرانی بازی است که من از ان نگرانم
من اگر جای بالاترین بودم، واکنشی برخورد نمیکردم و مسایل را با هم قاطی نمیکردم، جامعهی صبحانه را در برابر جامعهی بالاترین قرار نمیدادم و تنها دلایلی میآوردم مستند که به این دلیل و ان دلیل گفتهی درخشان را تکذیب میکنیم
و باز اگر جای بالاترین بودم کسی را هرگز اعدام نمیکردم، اعدام در جامعهی مجازی همان حذف کردن یا شدن از آن جامعه است، اول تذکر میدادم، بعد یک هفته تنبیه میکردم، اعتبارش را کم میکردم یا برایش تاریخچهی رفتار درست میکردم بعد دوباره همین روش را ادامه میدادم یعنی هرگز راه برگشت را نمیبستم، هرگز و البته این طرز فکر ار مدیون بحثهای خوب دو دوست خوبم هستم که در چند وقت پیش بر سرحکم کستن آدمها یا فریز کردنشان و یا تبعیدشان یا محرومیتشان و یا کم اعتباریشان در جامعه و کنترل خود جامعه بر آنها مفصل صحبت کردیم.
من اگر جای بالاترین بودم هرگز برخورد شخصی انجام نمیدادم اگر چه خود را محق میدانستم، هرگز وکیلالرعایا نمیشدم و دلایلی از این دست نمیآوردم که چون درخشان کاربران مخالف خود را تهدید کرده است…
من اگر جای بالاترین بودم با همه یکجور برخورد میکردم تا بهانه دست کسی ندهم مثلاع همهی حسابهای مشکوک یا مسلم به تقلب را مسدود میکردم -اما قدیمیترینشان را برای دورهی موقتی مثلا ۱ روز مسدود میکردم- و دلایل این کار را واضح مینوشتم، اصلا یک بخشی درست میکردم برای حسابهای مسدود شده با ذکر دلایلشان
خلاصه کنم که کار پیچیده و سختی است و بسیار حساس
من از هر چیز غیر شفافی میترسم و نگرانم و برای هر سه طرف دعوا بالاترین و مهدی و حسین درخشان و کمانگیر افسوس میخورم که بسیار غیر حرفهای عمل کردهاند:
پیوندی که کمانگیر فرستاده رای میآورد اما پیوند نوشتهی درخشان رای منفی به هر دلیلی میآورد و حذف میشود و امکان دیده شدن آن توسط دیگران فراهم نمیشود. همان دلایلی که پیشتر نوشته بودم دست همه را باز میگذارد که سلیقهای رفتار کنند و سرکوب کنند.
فرهنگ حذفی، فرهنگ بدی است یک نوع فاشیسم غیر قابل برگشت است، بیماری است که ۱۰۰ سال است گریبانگیر آن هستیم
بوکسور حرفهای را هم بخونید که البته نظر شخصی من موافق با مزیدی نیست اما به هر حال من عادت ندارم وارد موضوعی اگر میشودم ناقص عنوانش کنم