اولین مقاله: زنده باد وبلاگ
فروردین ۶م, ۱۳۸۶یقین دارم که اولین مقالهام رو دربارهی وبلاگ خواهم نوشت و تلاشم رو میکنم که بهترین باشه من خودم رو مدیون این پدیده میدونم و اون رو رنسانس وب میدونم، یک انقلاب کمنظیر که کاربران وب رو زیرمجموعهی خودش کرده و یک جریان برنده - برنده (به قول مدیرتیها) راهانداخته، من هنوز محیط وبلاگ رو بکر میدونم و اون رو یک پاسخ در برابر غولهای رسانهای که مونوپولی رسانهای راهاندخته بودند حتی توی دموکراتترین کشورها میبینم، من باور دارم که در کمتر از ۵۰ سال وقتی موتورهایی بوجود آمدن که بتونن دادهها رو Mining کنند. درصد تحرف تاریخ بسیار کمتر خواهد بود، و اون تعادل لازم برای یکسویه نبودن حرکت جهانی خیلی خوب نهادینه میشه، من از عمق فلسفهای که این ابراز وجود داره خوشم میآید، از این تعامل و از این قدرت که اونقدر پخشه که به راحتی تحریف نمیشه من امروز میدونم و میبینم که این مونوپولی رسانهای در هیچ کشوری نمیتونه وجود داشته باشه چرا که من هستم تو هستی و حرف داری برای گفتن تو هم دیدی و میدونی و خط و راه و روش خودت رو داریع تو دیگه پیرو نیستی میتونی مستقل فکر کنی و بگی، پس هستی و مجبورند که حقیقت وجودت رو باور کنند. به هر حال خواستم بگم که من دراینباره خواهم نوشت اولین مقالهام رو به محض اینکه ویکیمز رو راهانداختم
این که چرا توی ویکیپدیا نمینویسم دلیلش خیلی شخصیه اگه بخواهم دقیق بگم من یکجور سانسور رو توش میبینم یا یکجور قوانین سخت و دست و پاگیر و از همه مهمتر اینکه بخش فارسیش رو ایرانیها میگردونن زیاد دلخوشی برای کار مشترک با ایرانیها ندارم. بیشتر از اینکه مقالهایتولید کنند کار ویرایش رو انجام میدهند کلا حس خوبی پیدا نکردم از کار تو ویکیپدیا با اینکه جز اولین کاربرهای نامنویسی کرده توش بودم
راستی ۲ تا مقالهی خوب هست برای وبنامه که بد نیست بخونیدش: وبلاگ چيست ؟ (بخش اول) و (بخش دوم)