موی کوتاه و گرمای تابستون
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۶دیشب رفتم و موهایم رو کاملا کوتاه کردم اصلا تحمل موی بلند رو توی گرمای تابستون ندارم خیلی کلافه کننده است، یکمی قبل از رفتن به خانهی مامان و بابابزرگ به سرم زد یک هو که بروم ارایشگاه همیشه این ارایشگاه دم خانهمام خلوت است این بار رفتم دیدم که ۴ نفر قبل از من نشستهاند اشتباه محض کردم و نرفتم جای دیگهای و خلاصه یک و ساعت و نیم طول کشید تا من برگشتم خانه و ۵ دقیقهای رفتم حمام و آماده شدم برای رفتن.
نکتهی جالی اینجا بود که ۱۰ نفر آمدند و با این ارایشگر ما کار داشتند یکی تلفن کردع یکی آمد چکش را نقد کند و … خلاصه به تجربه برای من ثابت شده که هیچوقت کارهای دقیقه نودی من از طرف دیگران پشتیبانی نمیشود و من سنگ رو یخ شده و کاری از پیش نمیرود، هیچ کاری هم تو نمیٱوانی بکنی چون اصلا در حوزهی اثر گذاریات نیست