All tag results for ‘مردم’

SMS و بنزین

تیر ۷م, ۱۳۸۶

دیشب از ساعت ۸:۴۵ تا ساعت ۵ صبح هیچ پیام کوتاهی نمی‌شد فرستاد،  من اول فکر کردم مشکل از من و خط شلوغه امروز فهمیدم که برای همه همین‌طور بوده، حالا این‌که قطع شدن SMS با ناآرامی‌هایی که مردم سر بنزین راه‌آنداختن و ترس دولت از خبر رسانی مردمی (SMS) ربطی دارد یا نه خدا داند. برای من که هیچ‌وقت این‌طوری نشده بود تو این مدتی که همراه دارم حتی نوروز هم یکی در میون می‌فرستاد این‌دفعه نصفه شب ساعت ۳ صبح دیگه خیلی عجیبه

از ۳۰۰ تا ۳۰ وند! تیشه به ریشه زدن

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۶

تیشه به ریشه زدن عمیق‌تر و دردناک‌تر از هر هجومی است، بدتر از هر توهینی است . یک اقدام ناجوان‌مردانه بر ضد مردم، فرهنگ، تاریخ و گذشته‌شان است. نخستین گام اعتراض است اما موثرترین نیست.

سد سیوند آب‌گیری شد زیاد هم بعید نبود که آب‌گیری بشود مرحله مطالعاتی سدسیوند ۳۵ سال قبل در سال ۱۹۷۰ میلادی توسط مشاور آمریكایی انجام شده و بعد از انقلاب نیز قرارداد انجام ادامه مطالعات با مشاور ایرانی منعقد گردید اما به دلایل مختلف از جمله كمبود اعتبارات لازم و پیچیدگی های فنی، اجرای سد به درازا كشیده و بالاخره عملیات احداث تونل انحرافی سد از سال ۱۳۷۱ آغاز شد.(روزنامه‌ی ایران) در زمان هاشمی رفسنجانی کلید خورد و در زمان خاتمی اجرا شد و در زمان احمدی‌نژاد بهره‌برداری گردید. به گفته‌ی خود سازمان میراث فرهنگی کشور البته این نخستین بار نیست !

چیزی که لازمه بگم این هستش که آرامگاه کوروش زیاد در خطر نیست بلکه تنگه‌ی بلاغی هست که ۱۲۹ اثر تاریخی در خودش داره و با این عمل تخریب می‌شه

مجبورم چندتا نقل قول بیارم از کارشناسان:(به نقل از آفتاب.آی‌آر)

محمدحسن طالبیان مدیر بنیاد پژوهشی پارسه - پاسارگاد: كار ژئوفیزیك در ۵۰ هكتار از محوطه های تخت جمشید و پاسارگاد نشاندهنده باغ ها و ساختارهای گسترده ای همچون شبكه آبیاری بسیار كهن در این منطقه است.

مسعود آذرنوش رئیس پژوهشكده باستان شناسی: نحوه تعامل ما میان این ۲ واقعیت یعنی نیاز به كنترل آب سطح الارضی از یك سو و ضرورت حفظ میراث فرهنگی جامعه كهن ایران از سوی دیگر، میزان درایت ما را در فراهم ساختن پاسخ های هماهنگ با جمیع وجوه توسعه پایدار آشكار می سازد.

طه هاشمی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری: موضوع سد سیوند ۲ تابلوی زشت و زیبا داشت. تابلوی زشت آن این بود كه در یك پروژه بزرگ و در زیستگاهی كه حتی افراد غیرمتخصص هم می توانند وجود آثار گرانبها در آن را حدس بزنند، مطالعه ای صورت نگرفت و تازه با شروع آبگیری سد معلوم شد چه اطلاعات و آثاری از میان خواهد رفت.

محمدتقی عطایی، عضو پژوهشكده باستان شناسی: آرامگاه كورش نزدیكترین اثر از مجموعه پاسارگاد به دره بلاغی است كه فاصله آرامگاه تا ابتدای تنگه به خط مستقیم ۲‎/۵ كیلومتر و فاصله آن تا ابتدای دریاچه سد حدود ۵ كیلومتر است. بنابراین گرچه به طور مستقیم خطری از جانب دریاچه سد متوجه پاسارگاد نیست، اما فقط تأثیرات با واسطه ای بر مجموعه خواهد داشت. به عنوان مثال در حال حاضر عمق آب های زیرزمینی در پاسارگاد كم است، قطعاً با احداث سد این عمق كاهش خواهد یافت.نكته دیگر آنكه در بیشتر مواقع جریان باد از سمت دره و كوهستان به سمت پاسارگاد برقرار است. با وجود دریاچه ای در آنجا این باد رطوبت دره و دریاچه را به پاسارگاد منتقل خواهد كرد. با افزایش میزان رطوبت سطح الارضی و تحت الارضی بر میزان رشد گلسنگ ها كه یكی از عوامل فرسایش سازه های سنگی است، افزوده خواهد شد

مدیرعامل آب منطقه ای فارس، بوشهر و كهگیلویه وبویراحمد: سد سیوند در منطقه پاسارگاد و دشت مرغاب در حال احداث است كه با راه اندازی آن تعدادی از آثار باستانی موجود در محل در صورت عدم انتقال از منطقه به زیر آب خواهد رفت اما بخشی از آثار ارزشمند مانند جاده معروف شاهی و كانال دختربر از هرگونه آسیب دور خواهد ماند.

کاری که باید کرد اعتراض به سبک مدنی و غیرسیاسی و نمادین هستش، من فردا به دعوت کمیته ی دانشجویی دفاع از پاسارگاد برای اعتراض به آب‌گیری سد سیوند به میراث فرهنگی ساعت ۱۰ صبح جلوی میراث فرهنگی می‌روم، اگرچه اعتراضات پیشین کارساز نبوده ولی این بار می‌خواهم به سهم خود اعتراض کنم. اگر آدرس را نمی‌دانید این‌جا را ببینید البته من خود نقشه روهم این زیر گذاشتم:

محل تجمع برای اعتراض به اب‌گیری سد سیوند

آن‌چه مهم است در این مبارزه برای حفظ چغازنبیل وپاسارگاد باید تجمعی در برابر دفتر یونسکو در تهران برگزار شود زیرا ایران عضو متعهد کنوانسیون جهانی حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان است (۱۹۷۲ژاریس) که در آن پشتیبانی از میراث‌های بشری طبیعی یا دست ساخت وظیفه‌ای جهانی است و چغازنبیل و پاسارگاد در فهرست میراث فرهنگی ثبت شده در یونسکو هستنند.

پاسارگاد پنجمین محوطه جهانی ایران است كه طی آخرین جلسه یونسكو تیر ماه سال ۱۳۸۳ كه در چین برگزار شد به علت دارا بود شاخص‌های فراوانی در فهرست جهانی یونسكو به ثبت رسید. ساخت سد سیوند از سال ۱۳۷۱ در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلوار، بدون توجه به وجود آثار تاریخی و باستانی آغاز شد. (خبرگزارى ميراث فرهنگى)

یکسری از دوستان گفتند که ما چون از جریان خبری نداریم نمی‌آییم. برای کسانی که از سد سیوند و ماجراش خبری ندارند چدن تا چیز معرفی می‌کنم:

اطلاعات عمومی:

رخدادهای لحظه به لحظه:

اقدامات صورت گرفته و اعتراضات:

رَم ۲ گیگ

فروردین ۶م, ۱۳۸۶

دادشم رفته بود بازار ایران با تعجب می‌گه مزدک رم ۲ گیگ ۱۶ تومان نمی‌خواهی؟ من داشتم فکر می‌کردم که چرا خوشحال شدم از این‌که رم ارزون شده یا چیزای کامپیوتری ارزون هستش. ارزون منظورم چیزیه که من بتونم بخرمش. من الان فهمیدم که واسه‌ی چی برای مردم خیلی مهمه که همه چیز ارزون بشه می‌دونم توضیح واضحات ولی من این رو با تمام وجودم حس نکرده بودم. چون خوب همیشه پول خوب داشتم و نبود چیزی که بخواهم و نتونم بگیرم، یادمه ۷۰۰ تومان هم ماهی می‌گرفتم ولی الان چه فرصت خوبی که بفهمم برای چی وقتی یک کسی میاد و قول ارزونی و عدالت رو می‌ده دل همه رو می‌بره و رای میاره یه واقعیتی وجود داره نمی‌شه به مردم گفت گشنه باشید و دستتون تنگ باشه ما داریم ۲۰ سال دیگه رو می‌سازیم. باید یه تناسبی بین سرمایه‌گذاری‌های دراز مدت و کوتاه مدت وجود داشته باشه

من بعضی وقت‌ها یادم می‌ره که فرض اشتباه، جواب و تحلیل اشتباهی رو هم به دنبال داره

وضعیت آچمز برای ایران

فروردین ۱م, ۱۳۸۶

اون زمانی که خیر سرم یک مقدار کارهای مدیریتی می‌کردم و کتاب هم به نسبت در این‌باره زیاد می‌خوندم، یه جمله‌ای رو دیدم که خیلی توی ذهنم ماندگار شد؛
«ازسنگ‌هایی که به سمتت پرتاب می‌شود خانه‌ای بساز»
حالا چی شد که یادم افتاد و این رو گفتم؛ مربوط می‌شه به همون نوشته‌ی قبلی من، باز یک مقداری بیشتر فکر کردم و تقریبا مطمئن شدم که حرکت‌هایی داره اتفاق می‌افته که اصلا هم توهم توطئه نیست و اون تخریب ایران به هر شکل ممکن هستش یا تخریب اسلام.

من هر چی فکر می‌کنم می‌بینم که یه همچین فیلمی با همچین پرداختی اون هم وقتی اوضاع دیپلماسی ایران خرابه، تصادفی درست شدنش یکمی باورش سخته. - یادم اومد زمانی‌که سر کاریکاتورهای محمد جنجال شد یکی از این جانبازها جلوی سفارت دانمارک روی یک پارچه‌ی بزرگ عکس خوبی از مریم مقدس رو کشید. من خیلی خوشم اومد از این شیوه‌ی اعتراض یا از این واکنش. -

حرف حسابم اینه که من با تخریب شخصیت، با دروغ‌گویی، پنهان کردن بخشی از حقیقت و … خیلی مشکل دارم، برام، مثل این می‌مونه که تو خیابون راه داری می‌ری، یکی بیاد الکی بهت بد و بیراه بگه. دقیقا این کارها ، من رو یاد کاریکاتورهای محمد و فیلم ۳۰۰ می‌ندازه، خیلی برام پست و حقیره. دارم فکر می‌کنم که برای نفت و خاورمیانه چه کارهایی که دارن نمی‌کنن؛ هنر رو هم به گند کشیدن، اگه چند تا چیز باحال داشت این دموکراسی و آزادی بیان دقیقا دارن ازش سواستفاده می‌کنند، دارن یه قومی رو علیه یکی دیگه می‌شورانند، هی سیخ می‌کنند. در حالی که خواست‌گاه دموکراسی تلاش برای بقای بیشترین افراد در جامعه‌ی بشری و احترام متقابله!

از همه‌ی این‌ها که بگذریم به نظرم می‌شد با بی‌اعتنایی هم یک‌جور مبارزه کرد و یک کمیته‌ای تشکیل می‌شد از ایرانی‌هایی که واقعا به این قضیه معترضند و توی جهان هم که خدا رو شکر سرمایه‌دار ایرانی کم نداریم یه پولی رو اختصاص می‌دادند و چند تا فیلم و بازی کامپیوتری و … توپ درست می‌کردند و اعتراض واقعی رو این‌جوری نشون می‌دادند. الان به قول بعضی از بچه‌ها که نوشتند عملا تبلیغ شده برای فیلم، واقعیت اینه که من با این‌که دستان کثیف امپریالیسمی رو توی این کار می‌بینم P اما فکر نمی‌کنم که می‌تونست این فیلم اثر عجیبی توی ذهن مردم آمریکا و یا جهان بگذاره و ما ایرانی‌ها خودمون بزرگش کردیم قضیه رو.

من فکر می‌کنم عرصه و میدان خالیه از واقعیتی که وجود داشته در مورد ایران. ما حتی یه کارتون خوب درباره‌ی شاهنامه نداریم یک فیلم خوب در مورد سلسله‌های پیش از اسلام نداریم. خوب توی یه همچین فضایی کسی که اولین حرکت رو می‌کنه برنده است.

یه چیز دیگه که می‌خواستم بگم اینه که الان جهان یه جوری شده: ایران توی یک بازی افتاده که قواعدش رو نمی‌تونه تعیین کنه و هر حرکتی که انجام بده، پهن منفی می‌گیره، ایران و گشورهای جهان سوم تو وضعیت آچمز قرار دارند:

اگه اعتراض نکنن به چیزی، سوارش می‌شوند.
اگه اعتراض کنن اصول دموکراسی (قدیس قرن ۲۰ بشریت!) رو زیر پا گذاشته.
اگه چیزی رو در واکنش و مقابله به مثل زیر سوال ببرند محکوم می‌شوند به بی‌ادبی و واکنش‌های عجیب! و جهان سومی و زیر سوال بردن آزادی بیان!!
کلا هیچ کاری نمی‌تونه یه ایرانی انجام بده چون با کسایی که قواعد بازی رو طراحی می‌کنند سر سازگاری نداشته

خیلی نمونه هست: همین الان ۲ سال هستش که توی کویت زن‌ها حق رای دارند، در عربستان سعودی زن‌ها حق رای ندارن هنوز، عربستان کشوری دیکتاتوری و پادشاهی هستش - مجلسش به درد عمه‌اش می خوره-، مجازات‌های ضد حقوق بشری وجود داره مثل قطع کردن دست دزد و … این‌ور، کنارمون تو پاکستان چند سال پیش عملا کودتا می‌شه، بی نظیر بوتو می‌ره کنار،دیکتاتوری‌ نظامی بوجود میاد، بمب اتمی هم داره پاکستان ولی نه حقوق بشر نه سازمان منع گشترش سلاح‌های هسته‌ای صداشون در نمی‌یاد، فقط ایران هستش که ایرادات اساسی داره!

این‌ور اسراییل اصلا به قانون منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نپیوسته، اندازه‌ی نصف امریکا هم کلاهک داره، جیک هیچ‌کی در نمی‌یاد. حالا ببینیم اسراییل چیه؛ خودش رو ۵۰ سال پیش زورچپون کرده تو فلسطین، تجاوز کرده قشنگ.

این دوگانگی‌ها کلا روان من رو پاکیزه می‌کنه، می‌فهمی که همه‌ی این سر و صداها نه برای حقوق بشره نه برای هیچ کس دیگه‌ای یه حقوق نفت وجود داره که باید به دست بیاد و گرنه نباید آن‌قدر دوگانه رفتار کرد که آخه!

من واقعا از آدم‌هایی که دلشون خوشه به آمریکا عصبانی می‌شم و افسوس می‌خورم :(

رو کسی حسابی باز نکن

اسفند ۱۸م, ۱۳۸۵

تا حالا که ۲۵ سال از عمر بی‌برکتم گذشته تقریبا ۷ سالش رو به عنواین مختلف روی دیگران حساب باز کردم و تقریبا هیچ‌وقت نشده که ضربه نخورم یا دودر نشوم یا کاری کامل و خوب انجام بشه. از طرفی به نظر می‌رسه که در کل آدمی هستم که بر اساس تجربه‌هام کار می‌کنم، این‌که چرا روی این مساله هی تجربه‌ام رو تکرار می‌کنم، معما شده بود برام تا این‌که فکر کنم فهمیدمش؛ ماجرا از اینجا شروع می‌شه که من کارهایی رو شروع می‌کردم که از نظر منطقی کار یک نفر نبود، کار جمعی و مشارکتی بود و بنابراین لازم بود که مشارکت بقیه رو هم داشته باشم. تجربه‌ای که توی این زمینه دارم اینه که اساسا کار جمعی و گروهی و … توی ایران جواب نمی‌ده پس نسخه‌ای که پیچیدم برای خودم این بود که آقاجان دور کارهایی رو که بیشتر از یک نفر رو لازم داشته باشه خط بکش که این کر رو کردم.
مساله‌ی بعدی اینه که من تازگی فهمیدم که بر خلاف ظاهر خودباوری کمی دارم شاید هم این‌طوری بگم که عادت بدی دارم که دوست دارم برای انجام هر کاری حتی شخصی یکی کنارم باشه و همراهی‌ام کنه این عادت رو من از بچگی توی درس خوندنم هم داشتم. این هم دومین دلیلی هستش که می‌روم به سمت دیگران و کارهام رو جوری تعریف می‌کنم که با دیگران مشترک دربیاد! این تیکه رو نتونستم درست کنم هنوز و هی ضربه می‌خورم. تو بخش اول من حق دارم که برای یک کاری که نیاز به چند نفر داره انتظار مشارکت داشته باشم ولی بخش دوم چی؟ نه چون این یه عادته وابسته کردن دستی دستی خودم به دیگریه و مشکل پیش میاره.
از طرفی فرهنگ نو ایرانی ما طوریه که هیجانی تصمیم گرفته می‌شه سریع جواب مثبت می‌شنوی و سریع هم دودر می‌شی و تنها گذاشته می‌شی چون طرف به سختی کاری که داره بهش آری می‌گه فکر نمی‌کنه، انگیزه‌ی زودگذری داره و ۱۰ تا کار دیگه داره که تو اون لحظه که داره تصمیمش رو به تو می‌گه اصلا بهشون فکر نمی‌کنه. از طرف دیگه چیزی به عنوان غرامت وجود نداره توی قول دادن‌ها و بد قولی‌ها خیالش طرف راحته که چیزی رو از دست نمی‌ده که مهم باشه چون بابت قولی که داده گرویی نگرفتن ازش چکی، سفته‌ای نهایتش می‌تونی کمرنگ شدن رابطه‌ی شخصی‌اش با طرفش باشه که اونم به نظرم باز چیزی رو از دست نداده چون فراوان آدم ریخته دور بر آدم تو ایران که می‌تونی رابطه برقرار کنی و قطع کنی و … این رو بگم که ممکنه ۱۰ تا دلیل هم برات بیاره برای این‌که الان نمی‌تونه به تعهدی که بهت داده عمل کنه ولی آخرش چی؟ آخرش اینه که کارت انجام نمی‌شه، می‌مونه، می‌پوسه، گند می‌خوره بهش بالاخره به یک دلیلی انجام نمی‌شه بعضی وقت‌ها هم برعکس می‌شه یعنی به جایی که تو شاکی باشی اون شاکی می‌شه که تو چرا موقعیت من رو درک نمی‌کنی!؟ من این رو قبول دارم که چیزهای کمی توی ایران در سطوح مختلفش قابل پیش‌بینی است و بنابراین غیر قابل برنامه‌ریزیه چون هیچ ضمانتی نیست که وضعیتی رو که طرف الان داره توش صحبت می‌کنه فردا هم همین‌جوری باشه این قضیه‌ای که می‌گم در سطوح زندگی شخصی افراد هم وارد شده و من شواهدی دارم که تصدیق می‌کنه حرفم رو می‌تونه با روش استقرایی قاونی رو ازش انتزاع کرد و همیشه توی سرم داشته باشمش که آقاجون، رو کسی حسابی باز نکن برو کراهایی رو که می‌ٱونی خودت انجام بدی خودت انجام بده و کارهایی رو هم که نیاز به کسی هست از مخیله‌ات حذف کن تا از این گور به گور شده این ایران، این خانه‌ی ویران بتونی فرار کنی تا دیوانه نشدی بعد یکسری آدم ببینی که زود بهت جواب آری نمی‌دهند اما متعهد هستند روی قولی که دادند و غرامت بهت می‌دهند و هیچ‌وقت از تو شاکی نمی‌شوند به خاطر بدقولی خودشون، شرایط پایداری هم وجود داره که این‌طوری می‌تونند عمل کنند و این شرایط رو هم خودشون خواستند که این‌طوری باشه و مثل مردم احمق ما منتظر مصلح بیرونی مثل امام زمان و آمریکا و … نیستند که خودشون بشینند، هیچ غلطی نخواهئد بکنندة هیچ بهایی ندهند و بهشت رو هم دو دستی یکی دیگه بیاد تقدیمشون کنه! به زندگی کثیفی که بهش عادت کردن بچسبند و اونقدر گدا باشند که هیچ هزینه‌ای نکنند برای گرفتن حقشون و پوست کلفت بشوند همچون کرگدن اوژن یونسکو فقط در یه همچین جایی است که پادشاهان این خلق به سیهه‌ی حماقت یک اسب به سلطنت می‌رسند! تف بر شما، تف.


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!