مفید بودن
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶شاید از زیاده خواهی من باشد اما، دوست داشتم همیشه که در زمینهی چیزهایی که دوستشان داشتم اثر مفید خوبی گذاشته باشم، مثلا دوست داشتم که در وب حرفی برای گفتن داشته باشم یا کار خوبی انجام بدهم یک کار خلاقانه و بکر اما همیشه از این ناراحت شدم که فکرش هست، ایدهاش وجود دارد ولی دانشش نیست و اگر دانشش را کسب کنم ایدهاش کهنه شده است، یک همراه برای همراهیام همیشه کم داشتهام، کسی که بتواند چیزی را که وجود ندارد تصویر کند و برای ایجادش همهی تلاشش را انجام دهد، در هیچ زمانی من چنین یاوری نداشتهام و خودم هم به تنهایی نتوانستهام کاری انجام دهم و یک جور سرخوردگی نتیجهی این فرآیند شده است. چون نتوانستهام حس مفید بودنم را بیافرینم و بگویم من این کار را کردهام و این اثر را گذاشتهام.