بررسی موردی دوگانگی آزادی بیان بارزترین نماد دموکراسی از کاریکاتورهای محمد پیامبر تا فیلم ۳۰۰
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۵اول بگم که این نوشته برخلاف عنوانش خیلی عامیانه و محاورهای و ساده نوشته شده مقاله تخصصی نیست! و غلط دیکتهای هم ممکنه داشته باشه
در ضمن من هیچگونه وابستگی به جمهوری اسلامی ندارم و حقوق بگیرش هم نیستم اگه اینجوری فکر کنی تکذیب میکنم از اول! فیلم ۳۰۰ رو هم هنوز ندیدم.
وقتی داستان کاریکاتورهای محمد پیش اومد من نوشتم که بر اساس بند دوم مادهی بیست کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه ۲۶ دسامبر ۱۹۶۶ و لازم الاجرا بر اساس قطعنامه ۲۲۰۰ A مصوب ۲۳ مارس ۱۹۷۶ که میگوید: «هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، به موجب قانون ممنوع می باشد» عمل نشریهی دانمارکی جرم محسوب میشود.
در همون زمان کسانی که فکر میکردند قدیسشون (دموکراسی و آزادی بیان) با حرف من زیر سوال داره میره و من سخن بنیاد فکنی رو مطرح کردم های و هوی راه انداختن که نخیر هیچ جرمی مرتکب نشده است و … من هم دیگه حرفی نزدم من همون موقع هم داشتم این عمل رو یک جور ترور میدیدم، ترور شخصیتی و همش از خودم میپرسیدم اگه ترور خودش چیز ایراد داری هستش پس ترور شخصیتی هم یک جور جرم حساب میشه وقتی قضیه رو چند ماه پیش خودم بالا و پایین کردم به این نتیجه رسیدم که اگر «آزادی بیان» رو به عنوان یک قدیسی که هیچ تبصرهای وجود نداره بپذیریم ممکنه چیز بدی درست بشه ازش. من به کسایی که میگفتند که این مشکل مسلمونهاست که گنجایش ندارند و تو خود اروپا و یا آمریکا برای مسیح هم همین کار رو میکنند و هیچ مشکلی پیش نمییاد میگفتم که به هر حال چه حساسیت اسمش رو بگذاریم و چه گنجایش نداشتن و متمدن نبودن! الان یکسری آدم واقعا ناراحت شدند که تعدادشون هم زیاده ولی جواب قانع کنندهای ازشون نمیشنیدم! مثلا یکی میگفت مشکل خودشونه.
از طرف دیگه هی شک میکردم که خوب اگه مسلمونها حساسیت نشون نمیدادند هم جرم مرتکب نمیشد چون همونطور که قبلا گفتم قانون کنوانسیون نتیجهمحور نوشته شده. ولی به هر حال قانون رو کامل و شناور دیدم و متوجه شدم که آزادی بیان بر خلاف تصور همگانی که وجود داره مرز داره، مرزش هم مطلق نیست و نسبی هستش. به هر حال من به سه دلیل این کار رو محکوم کردم پیش خودم:
- ترور و تخریب شخصیت
- عبور از مرز قانونی «آزادی بیان»
- دروغ دربارهی تاریخ یا پنهان کردن بخشی از آن
- قاعدهی طلایی رعایت نشده
اما حرف و حدیثها ادامه داشت و کسایی که تریپ روشنفکری میگرفتند، هیچ مشکلی توی این قضیه نمیدیدند - البته من به حکمی هم که خودم داده بودم مشکوکم هنوز - اما وقتی قضیهی کنفرانس هولوکاست و زیر سوال بردنش شروع شد دیدم که همین اروپاییها چقدر واکنش نشون دادن چقدر بهشون برخورد چقدر اعتراض کردند خوب حالا سوال من اینه:
مسلمونها متمدن نبودند و گنجایش نقد رو نداشتند و آزادی بیان رو نمیفهمیدند، اروپا که ادعای داشتن گنجایش و آزادی بیان رو داشت، چی شد یک دفعهای؟ چرا برافروخته شد؟ چرا بیانیه صادر کرد؟ چرا فعالیتةای اقتصادی اتحادیهی اروپا سو گیری کرد؟ چرا همه چیز به هم ربط پیدا کرد یک هو؟ چرا از همین بچههایی که نوشتدن و گفتند مسلمونها و ایرانی و جهان سومیها نباید اعتراض کنن، کسی برنگشت بگه که اروپا هم حق اعتراض نداره؟
حالا اصلا اگه به نظر خود نشریهی دانمارکی اشتباهی نشده بود و جرمی رخ نداده بود، عذرخواهی برای چی بوده؟!
اگه هولوکاست، یک رخداد و واقعیت تاریخی هستش، محمد هم یک رخداد حقیقت تاریخی بودش
اگه تو جریان زیر سوال بردن هولوکاست کلی آدم ناراحت شدند، توی جریان کاریکاتورها هم خیلیها که اعتقاد داشتند ناراحت شدند
اگه آزادی بیان مطلقا باید جاری باشه پس دیگه اعتراض اروپا معنی نداره، اگه هم نه، حدودی داره مرز داره - که من هم فکر میکنم اینطوریه- پس مشکل اعتراض مسلمونها چیه؟ پس جریان گنجایش نداشتن جهان سوم چیه؟!
یکسری از بچهها اومدن گفتند که « نخیر خیلیها داغ دیده هستند از جریان هولوکاست حق دارن ناراحت بشن چون یه رخداد تاریخی داره زیر سوال میره» من هم پرسیدم که خوب آیا به همین قیاس مسلمونها هم حق ندارند ناراحت بشند؟
قضیه به اینجاها هم ختم نشد یکمی که دقیقتر شدم دیدم که اصلا تو اجازه نداری که تحقیقات تاریخی در این زمینه بکنی حق نداری اصلا هولوکاست رو زیر سوال ببری، ۲ ماه پیش هم یک پیشنویسی رو - آمریکا فکر کنم بود دقیق نمیدونم - نوشت و برد سازمان ملل که قانونی رو تصویب کنه در مورد اینکه هیچ کسی یا هیچ گروهی حق زیر سوال بردن یا مسخره کردن رخداد تاریخی هولوکاست رو نداره! شگفتا و غریبا این کار که خودش بنیاد فکنه از این نظر که بت «آزادی بیان» شکسته میشه که یعنی حواسشون نیست؟ اگه نیست من برم بگم بهشون! خیلی مهمهها چون پسفردا هم یه چیزی باید تصویب بشه برای اینکه هیچگروهی حق نداره در مورد پیامبر مسلمونها صحبت کنه بعد اوضاع بیریخت میشه از نظر صور فلکی و نجوم ستاره شناسی قمر در عقرب میشهها حالا من گفتم نگید نگفتی.
آقا خلاصه من هیچ فرق منطقیای ندیدم تو این ۲ تا جریان، به جز اینکه کنفرانس هالوکاست یه کار پژوهشی بوده و هنری نبوده مثلا کاریکاتور نبوده و فیلم هم نبوده همین. فقط یه چیزای بدی دستگیرم شد در مورد آدمهایی که داوری میکردند، من فهمیدم که چند دسته آدم وجود داره؛ یکسریهاشون کلا و انصافا غربزده هستند
یعنی در حدی که دوگانگی به این آشکاری رو نمیتونن ببینن و اگه هم ببینن یا انکار میکنن یا اینکه حنداق میگیرن! به نظرم این دسته کلا فاشیستتر هم هستند -:) شرمندم به خدا ولی نظر من اینه - چون یکسری مقدسات قرن ۲۱ ساختند برای خودشون یادشون رفته اصلا این قضیه از کجا اومده برای چی اومده و … مثلا چند تا بت معروفشون اینهاست: آزادی بیان، عدم خشونت و …بعضی وقتها که بت شکنی پیدا میشه سریع زیر دوخمش رو میخواهن بگیرند و به باد ای حرفها میگیرنش که: نکه جهانسومی هستی من توی جامعهی متمدن هر کسی حق داره هر حرفی رو چه درست چه نادرست بلند بلند داد بزنه و تو حق نداری که بهت بر بخوره این دسته همون بخش از آدمهایی میشه که کلا با نظام جمهوری اسلامی هم مشکلات اساسی دارند بنابراین اصلا برای این دسته کلا منطق داوری معنی نداره فرمول ذهنی برای ایم دسته اینطوریه: «هر کاری که اروپا و آمریکا میکند خوب است و هر کاری که ایران میکند بد است» مستقل از خودِ کار!
حالا اینهایی که گفتم کلا پیشگفتار بود، الان فیلم ۳۰۰ رو بورسه ولی موضوع به نظرم تکراریه من بر اساس قاعدهی طلایی و با همون دلایل بالا میگم که این فیلم ایراد داره چرا چون با توجه به ۵۰۰۰۰ امضا که اینترنتی هستش تازه و مطمئنم که خیلی بیشتر تو کوچه و خیابون.
این فیلم عملا« ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت» کرده - یه ایرادی اینجا وارده من فکر نمیکنم که همهی امضا کنندهها این فیلم رو دیده باشند ولی برای امضا یا اعتراض دلیلی نداره که تو دیده باشی فیلم رو همین کافیه که شرحش رو جایی خونده باشی یا از کسی بپرسی که دیده باشدش- حالا میگید نه این سوالها رو از خودتون بکنید جوابش رو به من بگید:
سوال دقیق اینه که
یک: آیا من یا هر کس دیگهای میتونه که عکس، کاریکاتور، فیلم، داستان و مقاله حتی بنویسه در مورد یک واقعهی تاریخی یا چیزی که برای تودهای از مردم جهان مهمه و حساسیت وجود داره و این حق رو به خاطر اینکه کار یک کار هنری هست و کلا داستان تخیلی هست به خودش بده و داستان رو اینطوری توجیه کنه یا نه؟ مثلا در مورد هولوکاست یه فیلم تخیلی میشه ساخت که برعکس رخدادهایی که تو ذهن اروپاییها وجود داره باشه؟ اگه ساخته بشه مردم اروپای حق اعتراض دارند؟ اگه دارند، به چی دقیقا اعتراض میکنند؟ آزدی بیان چی میشه آخه؟ پس فرقشون با اعتراض مسلمونها و یا الان ایرانیها چیه؟ و در کل این «بت آزادی بیان» به جاییش بر نمیخوره؟ انکار هولوکاست محاکمه داره! داستان چیه؟ آزادی بیان چی شد پس؟ در حد کمیک استریپ و هنر محدود شده؟ نمیشه آخه
آیا من یا هر کس دیگهای اجازه داره یا میتونه یه فیلم یا کارتون بسازه (تخیلی البته!) یا نمایشگاه راه بندازه و ناکازاکی و هیروشیما رو و مردم ژاپن رو و اون ۲ تا بمب رو که خورد توی سر ژاپنیها جور دیگهای نشون بده؟ اشکالی نداره؟
در مورد نسل انگولاساکسون چطور؟ یا ملکهی انگلیس؟ ایرادی نداره شبیه ماده گراز کشیده بشه توی یه کارتونی یا فیلمی؟ و نسل انگولاساکسون هم کلا شبیه آدمیزاد نباشه؟
در مورد قوم یهود چطور؟ اگه کنفرانس نباشه ولی فیلم و عکس و داستان و کارهای هنری باشه مشکلی نداره؟ من بعید میدونما قطعنامه رو خوندی؟
دو: اگه واقعا ساخت فیلم هدف سیاسی نداشته باشه که من مشکوکم ولی الان نمیخواهم وارد بشم و یا ثابتش کنم یه سوال دیگه میمونه: راه دیگهای برای ساخت فیلم و یا اجرای فیلم و یا داستان فیلم نبود که هم جلوههای ویژه رو داشته باشه هم خشونت رو و هم جذابیت رو بدون اینکه انقدر حساسیت بر انگیز بشه؟ واقعا نمیشد؟ آدم مشکوک میشه دیگه حتی اگه نتونه ثابت کنه!
من خیلی دوست دارم که بدونم نظر شما که این چیزا رو تا الان خوندی چیه؟
در کل میخواهم بدونم که میشه یه الگوریتم منطقی پیدا کرد؟ چون من کلی تضاد و دوگانگی توی داوری آدمها میبینم در صورتیکه موقعیتها مشابه و واکنشها هم مشابه بوده. در صورتیکه با توجه همون چیزی که کنوانسیون سازمان ملل میگه الان ساخت این فیلم جرم محسوب میشه. اگر هم نظرتون چیز دیگهایه باشه، خیلی دوست دارم که یه فیلم کمیک استریپ ببینم دربارهی آلمان نازی و یهودیها و هولوکاست که توش یهودیها شبیه آدم نیستند و آلمانها تر و تمیز و درست حسابی و بعد ببینم که واکنشها چیه، تقریبا مطمئنم که دادگاه برای سازندهی فیلم تشکیل میدهند. باور نمیکنی؟ بورش سخته نه؟ دادگاه رو تشکیل دادن قبلا؟ قطعنامه هم صادر کردند، بگردم بازم بیشتر میتونم پیدا کنم. میبینی چیزا از هم جدا نیست فقط بعضی وقتها جدا میشه از هم
البته نباید از ساختن یه فیلم خوب دربارهی تاریخ ایران و چیزی که بوده هم غافل شد. بهترین کار همینه گو اینکه میدونم کار سختیه و این فیلمی که من میگم ساخته نخواهد شد ولی کلا اگه یه فیلم باحال هنری و جذاب و خوب برای ایران ساخته میشد بهترین کار بودش پس ۲ تا فیلم باید ساخت!
به هر حال الان لوگوماهی و چند نفر دیگه پروژهی اعتراض هنری راهاندازی کردن که در نوع خودش موفق بوده به نظرم خیلی ها هم نوشتن یه چیزایی دربارهی این فیلم که پیدا کردم زیر این نوشته میگذارم.
دقت کنید من موضوعم اصلا خود فیلم نیست. من دنبال یه الگوریتم منطقی برای فهم نوع داوری و نشون دادن رفتارهای دوگانه هستم در مورد آزادی بیان به عنوان بارزترین نماد تمدن کنونی غرب و دموکراسی
همونطور که گفتم دیگران هم زودتر از من و البته دربارهی خود فیلم نوشتند:
مخالفان:
- نوشتهها در بالترین در مورد فیلم ۳۰۰
- با سیصد چه کار کنیم؟
- با فیلم ۳۰۰ چگونه برخورد کنیم؟
- سینما علیه صلح!
- اعتراض به فیلم ۳۰۰ به شیوهای جدید !
- مای ایرانی و یک دنیا
- let’s bomb ۳۰۰
- يونانیهای خوشتيپ، ايرانیهای وحشی!
- ما بالاخره آدميم يا نه؟
- نقد فیلم ۳۰۰
- اعتراض نمایندگی ایران در یونسكو به فیلم سیصد
- امضای اعتراضنامهی اینترنتی (۵۰۶۵۸) امضا تا کنون!
- بررسی فیلم ۳۰۰
- فیلم ۳۰۰ تحریف ایران است!!!
- بازهم ۳۰۰
- فيلم ۳۰۰، بهانهای برای حمله فرهنگی هاليوود به ايرانيان جهان
- ۳۰۰ عليه ۷۰ ميليون
- ۳۰۰، همچنان خبرساز است
- ارزيابي تايم: همه خشمگين هستند
- تحريف نژادپرستانه تاريخ
- ۳۰۰؛ تبليغاتي و بدون مبناي تاريخي
- معترضان به فيلم “۳۰۰″ در مقابل دفتر يونسكو تجمع كردند
- از فیلم تخیلی ۳۰۰ تا مستند واقعی شکست هيمنه
- رمزشناسی ۳۰۰
- نقدی بر تمام جوانب فیلم ۳۰۰
- تحریف آمار معترضین به فیلم۳۰۰
موافقان:
- و اما فیلم سیصد…
- یک واکنش احساسی دیگر در وبلاگها
- نامهای به سه دوست بمب گذار
- فیلم ۳۰۰ بزرگترین خدمت به ایرانیان است
- از قضا سرکنگبين صفرا فزود
- از حد گذراندن! (اعتراضات بی دليل به فيلم ۳۰۰)
- ۳۰۰
- ۳۰۰/۳۱۳
همسو با: