All tag results for ‘پیشنهاد’

رای منفی یا گزارش تخلف

اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۶

وقتی داشتم نوشته‌ی نشان دادن رای منفی و کمک کنید تا قوانین را بهتر کنیم در بالاترین را می‌خواندم، به نظرم رسید که چقدر این فکری که خودم همیشه داشتم می‌تواند درست عمل کند؛ من همیشه معتقد بودم که شفاف‌سازی بهترین روش برای مدیریت است، الان در بالاترین رای‌های منفی نشان داده می‌شود، آن‌قدر برای من مسلم بود که باید این کار شود که چون بدیهی بود نمی‌توانستم دلایل خود را مدون بیان کنم.

نوشته‌ی زیر هم با این پیش‌فرض نوشته شده که همه‌ی کاربران با روش پیشنهادی من در تدوین و تصویب قوانین نقش مستقیم داشته‌اند…

دو نظریه وجود دارد: رای منفی با کارکرد گزارش تخلف، رای منفی با کارکرد مخالفت با نوشته

الف) رای منفی با کارکرد گزارش تخلف

اما چیزی که باعث شده است نشان دادن رای‌های منفی خود مشکل‌ساز باشد همان دلیل است که موجب اعتراض من به تازگی در بالاترین شده است، یعنی درگیر نبودن افراد به صورت مستقیم در فرآیند تدوین و تصویب قوانین و شفاف نبودن قوانین موجود که باعث می‌شود هر کسی برداشت خاص خود را از قانون داشته باشد. برای نمونه:

اگر از لینکی خوشتان آمد به آن رای مثبت بدهید. اگر لینکی برخلاف قوانین بالاترین پست شده(مثلا تجاری است) یا لینک چرندی است به آن رای منفی بدهید.
اما اگر با نظر ارایه شده در مطلب لینک مخالفید بهتر است رای ندهید.

همانطور که می‌بینید«چرند» بودن می‌تواند به گونه‌های مختلف تعبیر شود. فکر می‌کنید آیا بجای کلمه «چرند» تعبیرهای روشنتری می‌شود گذاشت

و این باعث می‌شود که رضا چنین استدلال کند:

من چون از نزدیک سیستم کار کردن ابطحی و مدل مدیریت دوستان و فامیل اش رو دیدم که با تهدید و ارعاب با مخالفین اش برخورد می کنه و به هر نحوی که بتوانند رانت می خورند (برای نمونه از دولت وام می گرفتند برای خرید و کشاورزی زمینهای کشاورزی اطراف بهشت زهرا. سپس انها را رو تغییر کاربری می دادند برای ساختمان سازی) در نتیجه هر جا ببینیم پستی از ابطحی طرفداری کرده باشه منفی میدم. این کار من هم خلاف قوانین بالاترین نیست

مورد دیگر روزنه داشتن قانون کنونی است به طور مثال دلایلی که یک کاربر می‌تواند به یک پیوند رای منفی بدهد، زمینه‌ساز تعابیر متفاوت و باز گذاشتن میدان برای اعمال سلیقه‌ی کاربران و احیانا برخوردهای شخصی با یکدیگر باشد

خوب به این لینک و کاربرانی که رای منفی داده‌اند و دلایلشان نگاه کنید!: ثبت نام در «صبحانه» باز شده است

گزینه‌هایی که در حال حاضر برای دادن رای منفی مجاز است به صورت زیر است:

  • وقت تلف کنی: این گزینه خوشبختانه حذف شده است اما یکی از گزینه‌هایی بود که سلیقه‌ی کاربر را به جای اعمال قانون درگیر می‌کرد
  • خبر غیر واقعی: این گزینه‌ی خوبی است اگر باز تعریفش مشخص شود که گویا کاربران توجیه نشده‌اند هنوز به همان دلیل ضعفی که گفته‌ام:
  • این پیوند را ببینید و به رای‌های منفی و دلایلش نگاه کنید که چگونگی برداشت کاربران را از خبر واقعی بهتر بدانید!:

تناقض کلیدی در افکار اکبر گنجی

  • ممکن است یک خبر با تحلیل‌های متفاوتی از چند خبرگزاری عنوان شود و همچنین چندین وب‌نامه (وب‌لاگ) درباره‌اش چیزی بنویسند، حتی در حد یک جمله و در چنین موردی پیوند تکراری مصداق ندارد.
    • اگر هم منظور لینک تکراری است که خود سیستم آن‌را تشخیص می‌دهد
    • تعدد لینک خودش چیز مهمی است و نشان‌دهنده‌ی این است که این موضوع در این بازه‌ی زمانی برای بسیاری در فضای سایبر مهم و مورد توجه است
    • اگر موضوع حساس بر انگیز باشد ممکن است بسیاری از منابع اصلی در همان لحظه یا بعدها فیلتر شوند و در این صورت حتی کپی عین عبارات در دراز مدت بسیار مفید است

بنابراین این گزینه، خوب نیست چرا که اگر موضوعی برای کاربرانی تکراری باشد تنها با ندادن رای، می‌توانند از اهمیتش کم کنند

این دو پیوند را نگاه کنید:

آگهی‌های ضدایرانی، ایران خطرناک است، آن را بیشتر تحریم کنید: آگهی ضد ایران شورای روابط خارجی آمریکا آگهی‌های ضدایرانی

در پیوند اول به سایت دیگری ویدئو را فرستاده شده که فیلتر است و پیوند دوم به سایتی دیگر که آن هم فیلتر است، این ویدئو rare resource قلمداد می‌شود اما پیوند دوم به دلایل گفته شده حذف شده است

  • توهین آمیز: این هم از همان گزینه‌ةایی است که بسیار قابل برداشت و قابل تعبیر است و خیلی شخصی است؛ توهین به چه کسی منظور است؟ توهین به من کاربر؟ یا به شخص سومی دیگر؟ یا این‌که محتوای نوشته حکایت از کاری می‌کند که کار توهین آمیزی است؟

مثلا برخورد نیروی انتظامی با بدحجابان به نظر من کاری توهین آمیز است اما آیا باید به پیوندی که حاوی چنین خبری است منفی بدهم؟ با مثبت؟ با این تعریف باید منفی بدهم اگر منفی داده شد خبر و نوشته شانسش برای در معرض دید قرار گرفتن کاربران دیگر کم می‌شود، اگر هم مثبت دهم که توهین آمیز داستانش چه می‌شود

اگر توهین به شخص سومی است، بسیار خوب نباید به آن نوشته رای داد و با نوشتن نظر خود نویسنده و فرستنده‌ی پیوند را آگاه کرد.

اگر هم توهین مستقیم به من کاربر است که دوباره نباید به آن رای داد و با نوشتن نظر آن‌را توهین آمیز قلمداد کرد

  • تیتر یا توضیح نامناسب: این هم شفاف نیست و سلیقه‌ایست و میدان می‌دهد برای نشان دادن دشمنی و بسیاری از این کاربران با استناد به این‌که این نوشته توضیحش نا مناسب است به آن رای منفی می‌دهند در صورتی‌که دلیل اصلیشان دشمنی دیرینه‌ایست که با نویسنده‌ی مطلب دارند! در صورتیکه اگر با آن نوشته موافق نیستید خوب رای ندهید و زیرش هم نظر بنویسید. گاهی هم پیش آمده که شخصی مطلبی را عینا نقل قول کرده اما به آن رای منفی داده‌اند در صورتیکه از مسئولیتی متوجه نقل قول کننده‌ی مطلب نیست و این قانون خواستگاهش این بوده که با نوشتن عنوان و توضیح نامناسب جذابیت الکی برای پیوند درست نشود که می‌بینید با چه برداشت‌هایی این قانون اشتباه شده و از آن سواستفاده می‌شود.
  • نقض کپی رایت: این گزینه‌ی خوبی است به شرطی که همه بدانند کپی رایت چیست که نمی‌دانند، به طور مثال وب‌نامه‌ای یا وب‌سایتی که خود تولید کننده‌ی خبر و محتواست بازنشر الکترونیکی نوشته‌اش را مجاز اعلام کرده و مشکلی با این کار ندارد، شخصی در وب‌نامه یا وب‌سایتش آن نوشته را بازنشر می‌دهد و پیوند نوشته‌ی خود را در بالاترین می‌فرستد که از نظر قانونی هیچ مشکلی ندارد اما کاربران به آن رای منفی می‌دهند چرا که کپی رایت را رعایت نکرده است! اصلا نوشته کپی رایت نداشته که بخواهد نقض شود اما…

بنابراین من رای منفی را به ۴ گزینه محدود می‌کنم: خبر غیر واقعی، تیتر نامناسب (با توضیحات شفاف و مصداق‌های روشن)، نقض کپی‌رایت (به معنای واقعی آن نه تغییر کارکردش برای مطالب اصطلاحا زرد!)، پیوند پورنو (اگر قانونش تصویب شود)
بنابراین به صورت خلاصه ۳ دلیل زیر باعث شده است که رای منفی در بالاترین کارکردهای متفاوتی پیدا کند:

۱) شفاف نبودن قانون‌های موجود برای دادن رای (منفی، مثبت، خنثی)
۲) عدم مشارکت مستقیم کاربران در تدوین و تصویب قوانین
۳) عدم وجود قانونی برای نظارت و کنترل و تنبیه کاربرانی که دلایلشان برای دادن رای منفی، کافی نبوده و غیر قانونی عمل کرد‌ه‌اند

وجود رای منفی یک نعمت است اگر:

۱) شفاف نبودن قانون‌های موجود برای دادن رای (منفی، مثبت، خنثی)

همه بدانند که رای منفی برای چیست؟ رای منفی در واقع تفویض اختیار به همه‌ی کاربران در کنترل پیوندهایی است که خلاف قوانین مصوب در بالاترین است. چرا که واضح است، یک تیم نمی‌تواند نظارت و کنترل کافی بر همه‌ی پیوندها داشته باشد و باید به کاربران این کار تفویض شود، روشن‌تر بگویم دادن رای منفی نباید سلیقه‌ای باشد چرا که رای منفی دادن گزارش تخلف یک پیوند از سوی کاربر به مدیر سایت است. برای همین هم هست که دادن رای منفی دلیل می‌خواهد. به صورت خلاصه روش به کارگیری رای‌ها به صورت زیر است:

رای مثبت: اگر از مطلب پیوندی خوشم آمد رای مثبت می‌دهم
رای خنثی: اگر از مطلبی خوشم نیامد رای نمی‌دهم
رای منفی: تنها در صورتی‌که پیوند مورد نظر بر خلاف قوانین مصوب بود، آن‌را با دادن رای منفی به مدیران گزارش می‌دهم.

۲) عدم مشارکت کاربران باعث می‌شود که اولا قانون موجود پخته نباشد و دوم آن‌که کاربران قدیمی در نتوانند قوانین موجود را به کاربران تازه وارد عملا منتقل کنند و سوم آن‌که چون قانون موجود بر اساس نظر اکثریت تصویب یا تدوین نشده از ضمانت اجرایی کامل نیز برخوردار نخواهد بود

۳) با تعریف بالا از رای‌های مثبت منفی و خنثی، باید ترتیبی اتخاذ شود که رای دهند مسئول رای منفی (گزارش تخلف) خود باشند و در صورتیکه رای منفی بی دلیل و غیر قابل قبول بر اساس قوانین مصوب داده شده باشد باید با کاربر خاطی برخورد شود، برخورد باید درجات مختلفی داشته باشد، هر کاربر باید پرونده‌ای از عملیات داشته باشد که تاریخچه‌ی تخلفاتش در آن ثبت شود و به سادگی در دسترس باشد. درجات مختلف برخورد می‌تواند تذکر همراه با بازگرداندن رای منفی وی به پیوند، بازداشت موقت به مدت ۲۴ ساعت که در آن حق رای دادن نداشته باشد، بازداشت ۴۸ ساعته و محروم بودن از فرستادن پیوند و دادن رای، بازداشت ۷۲ ساعته و محروم شدن از فرستادن پیوند، رای دادن و نظر دادن باشد رویه‌ی مجازات نباید منجر به سرخوردگی یا ایجاد انگیزه برای خراب‌کاری بیشتر کاربر خاطی باشد. که در این‌صورت نتایج معکوسی به دنبال خواهد داشت

ب) رای منفی با کارکرد مخالفت با نوشته

که بعدا می‌نویسم

چند کلمه حرف حساب

اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۶

کی می‌گه که حرف حساب جواب نداره؟ این همه حرف حساب رو یک‌جا پخته و تر و تمیز نوشتن و با لحن مناسب ارایه دادن یک هنره من به شخصه از این نوشته‌ی خردمندانه لذت بردم و این‌ها تعارف نیست چون من اهل تعارف نیستم از چیزی خوشم بیاید می‌گویم و بدم بیاید نقدش می‌کنم :) پیشنهادهای تو عمق نظرات من را نشانه گرفته و به اصل موضوع پرداخته حرف حساب گرامی من چون براساس تصمیمی که گرفته‌ام نمی‌توانم در موضوعات و بحث‌ها از این پس شرکت کنم و هم به دلایل منطقی، دیگر نمی‌توانم در بالاترین باشم چون قوانینش برایم روشن نیست و با برخی از آن‌ها مشکل دارم و نباید از بالاترین به عنوان یک کاربر استفاده کنم بنابراین چیزی که می‌خواستم انجام دهم پاسخ نوشته‌هایت در مورد من بود:

مورد جالب دیگه اینکه اگه دقت کرده باشی مزدک که پیشنهاد های مختلفش رو تمام جاها می شد دید و بقول تو در وبلاگش ننوشت ناراضی بود. فکر می کنی چرا؟

من هم توی بخش پیشنهادهای بالاترین و هم توی وب‌نامه‌ام پیشنهادهایم رو نوشتم: چند پیشنهاد برای بهتر شدن بالاترین و دعوت بالاترین به تعاملی شدن بیشتر در بخش پیشنهادها و پاسخ به دیدگاه‌های آن و چند دفعه هم اتفاقی توی کامنت‌ها همون‌جا چیزی به ذهنم رسید که نوشتم، اما چیزی که ناراضی‌ام کرد در مورد این بخش کافی نبودن امکانات نرم‌افزاری بود که اتفاقا همین هم جز پیشنهاداتم بود مثلا اینکه امکان رای دادن به هر پیشنهاد باشه که هم از پیشنهادهای تکراری جلوگیری بشه هم این‌که ۵ تا پیشنهاد برتر که توسط خود کاربران برگزیده شده، مستقیم در دستور کار تیم گسترش بالاترین قرار بگیره بدون حرف و حدیث و تایید. همجنین امکان بحث کردن و نظر دادن به صورت مفصل برای هر پیشنهاد باشد.
شما خودت چه چیزی باعث شد که توی بخش پیشنهادات ننویسی این مطلب رو؟ من یقین می‌دونم به این دلیل که می‌خواستی روی نظراتت بحث بشه و رای بقیه رو هم بدونی خوب، حالا توی بخش پیشنهادات بالاترین چی نوشته؟
به دیگران جواب ندهید و بحث نکنید (دست به سینه بنشینید تا آقا معلم بیاد :) ) من مثال هم زدم و مثال موفقی هم زدم مقایسه کردم وردپرس رو با جوملا در صورتیکه چیزی که الان برای سیستم بالاترین هست فقط یک‌جور باگ ریپورتر هست گزارش خطا نه دادن پیشنهاد.

اون موقع من فکر کردم که خوب سرشون شلوغه و زیاد گیر ندم و راهی که به ذهنم رسید کاری بود که الان شما کردید، توی وب‌نامه‌ام نظرات رو می‌نوشتم و توی بخش پیشنهادات هم کپی می کردم و هم لینک نوشته رو! که هم بقیه پیشنهادها رو ببینند و هم اگر بحثی خواست بشه بیایند تو وب‌نامه‌ی من، که قانون بالاترین رعایت بشه، حالا چرا از وب‌نامه خودم لینک نفرستادم یا کم فرستادم به بالاترین، چون‌که اگر چه قانون صریحی وجود نداره ولی روح حاکم بر بالاترین این طوریه که هرکی از وب‌نامه یا وب‌سایت خودش لینکی داد درپیته و داره برای خودش تبلیغ می‌کنه!

بالاترین جای تبلیغ شما نیست.

بنابراین برای خودم هرباری که من یک مطلبی از وب‌نامه یا سایت خودم می‌فرستادم، زهرمار می‌شد و معذب بودم.

همونطور که گفتم فکر می‌کردم که اون موقع نباید گیر داد و به مرور درست می‌شه هرچند چون خودم تو کار develop هستم با خودم فکر می‌کردم که بابا این که کار عجیبی نیست کافیه که عین اسکریپت فرستادن لینک رو با کمی دست‌کاری برای اون قسمت گذاشت و انرژی خاصی نمی‌بره خاصه ان‌که مهدی و عزیز و تیم بالاترین از من با سوادتر هم هستند. و اگر هم نه این همه فوروم و سیستم voting هستش. اما جریان پریشب و جوابی که گرفتم از مهدی یکدفعه دلیل کم توجهی به گسترش بخش پیشنهادها و … رو برام معنی‌دار کرد یک جای دیگه توی همون شب بتا از ناظران منصوب شده‌ی بالاترین نوشته بود بالاترین جای بحث نیست، لینک بگذارید و رای بدهید. جای دیگری در همان شب در اولین نظرها پرهام یکی از کسانی که اعتبارش خیلی زیاده به نقدی که شده بود صریح نوشت لوس بازی بسه! و هی پشت سرهم منفی دادند و اگر من همون لحظه به اون لینک مثبت نداده بودم همون‌جا در نطفه خفه می‌شد لینک! من یکدفعه یک زنگ خطر احساس کردم با خودم گفتم پادشاه خوب بسیار خوب است اما اگر همه‌ی اختیارات را نهایتا پادشاه داشته باشد، و از قضای روزگار پادشاهی بد نصیب جامعه شود، فتحه‌ی آن کشور را باید خواند کشوری (جامعه‌ای) که مردمش آن‌را ساخته‌اند و حق حاکمیت برای همه‌ی ان‌ها محفوظ است.

احساس تعلقم شکست و نا امید شدم به خصوص که من در جامعه‌ای زندگی می‌کنم که در آن ترس از واگذاری و سپردن تصمیم‌گیری به مردم یک تابوست و من آن‌را در بالاترین با تمام تلاشی که می‌کردم که نادیده‌اش بگیرم آن‌شب احساس کردم. اما بر اساس تجاربم خواستم که یک تنه به قاضی نرفته باشم و به خودم گفتم که ممکن است تصمیمی هیجانی گرفته باشم بهتر است که نظرات دیگران را هم بشنوی چرا که همه چیز را همگان دانند و چنین کردم و خلاصه‌ای از مطالب را سریع جمع کرده و در وب‌نامه با عنوان حدانگهدار بالاترین نوشتم و در بالاترین فرستادم.

روز بعد دوباره نوشته‌هایم را مرور کردم و ردپایی از حرکت احساسی و تصمیمی هیجانی و واکنشی از خودم ندیدم، اما دیدم که در پاسخ نقد من نوشته‌هایی واکنشی ایجاد شد:

به نظرم دارید بی خودی انرژی خودتون رو تلف می‌کنید و گرد و خاک به پا می‌کنید. روی سخنم با دوستانم امیر و مزدک و آشپرباشی است بیشتر.

و بنده به مغلطه کردن متهم شدم در صورتی‌که با آن‌که فضا، توان و بهانه‌ی حتی اتهام به بالاترین را داشتم چنین کاری نکردم اما:

کی گفته قوانین بالاترین تغییر ناپذیره؟ کی گفته کاربرها در تعیین قوانین نقشی ندارند؟ چرا مغلطه می‌کنید.

تنها نگاهی به نوشته‌ی مهدی در همان شب کافی است که عزیز گرامی پاسخ دو سوال خود را گرفته باشد:

این تصور انتزاعی که بعضی ها دارند که دموکراسی یعنی فقط رای دادن غلط است. دموکراسی به چهارچوب و ضوابط نیاز دارد. بالاترین در این حد دموکراسی است که لینکها براساس رای شما به صفحه اول می روند.

اینجا بگویم بالاترین یک کشور دموکراتیک نیست(یعنی مقایسه اش با یک کشور اشتباه است). در یک کشور همه افراد حق مالکیت بر آن کشور دارند و برای قوانین آن و برای انتخاب حاکمان رای می دهند. در بالاترین قوانین بوسیله تیم بالاترین تعیین می شوند

و وعده‌ای بدون زمان داده می‌شود:

شاید یک روزی برسد که آنقدر از نظر فنی نیرو و وقت داشته باشیم که مکانیزم برای برای گذاشته شدن قوانین بالاترین را نیز درست کنیم. ولی تا زمانی که آنروز برسد بالاترین تنها در حد رای دادن به لینکها دموکراتیک است و لینکها هم باید مطابق با قوانین بالاترین باشند.

مزدک جان؛ بالاترین یک کشور نیست. دموکراتیک هست تنها به معنی بالا. قیاس با کشور اشتباه است

همانطور که گفتم بالاترین را با کشور نمی توانید مقایسه کنید. بالاترین کشور نیست. بالاترین یک وبسایت است.

حالا نوبت من است که از عزیز بپرسم که چه کسی مغلطه می‌کند؟ کدام یک از سخنان صادقانه‌ی مهدی شفاف نیست و قابل تعبیر است؟

و در واقع علاوه بر این سخنان سوگیری و عملکرد بالاترین نیز آن‌را تایید می‌کند واگر چیزی جز این نیست می توان در مواضع بالاترین نسبت به درنظرگرفتن تغییرات پیشنهادی کاربران از جمله پیشنهادهای زیر، نمود واقعی دموکراسی حداکثری و پایان بخشیدن به بدفهمی (سو تفاهم) احتمالی را شاهد بود

۱) انتخاب مدیران بالاترین بر اساس رای متناسب کاربران و به صورت دوره‌ای و نه پادشاهی! صورت بپذیرد
۲) بخش پیشنهادات از حالت تک‌سویی به حالت تعاملی تبدیل شود و در آن ?میزان رای ملت باشد!? نه اینکه شما بنویسید ما می‌خوانیم و اگر موافق بودیم اجرایش می‌کنیم و اگر هم مخالف بودیم اجرایش نمی‌کنیم و مهم نیست که نظر چند نفر و در خواست چنیدن نفر چه باشد (شورای نگهبان برایم تداعی می‌شود این چند روزه)
۳) فرآیند تدوین و تصویب قوانین از نخستین بند تا بند پایانی آن باید با رای‌گیری و نظر کاربران (اعضای جامعه‌ی مجازی) باشد بدون واسطه و مستقیم و بر اساس خرد جمعی، همچنین قوانین باید بر اساس مدل برد - برد (Win - Ein) طراحی شود که هر دو سر ماجرا، کاربر و بنیانگذارو گرداننده احساس باخت نکنند. و بر اساس مکانیزم گفته شده پیاده سازی شود. این گفته که
به نظر شما هر کجای قوانین ایراد دارد در قسمت پیشنهاد ها یا با ایمیل مطرح کنید تا بهش رسیدگی بشه. اگر چه بسیار مثبت است اما به هیچ عنوان کافی نیست! چرا که غیر مستقیم به ما می‌گوید قوانین را ما تایید می‌کنیم حتی اگر نظر اکثریت این نباشد. استدلال من بر روی دموکراتیک بودن و در معنی بهتری آریستوکراسیک بودن فرایند تصویب قوانین نقش آشکار کاربران در اعتبار چنین سایتی است پیش از این هم گفته بودم که اگر این سایت یک موتور جست‌وجو بود اگر خدمات دهنده‌ی ایمیل بود اگر هر چیزی بود که در آن کمترین نقش را کاربران برای مطرح شدن سایت داشتند و زحمت اکثریت کاربران به اندازه‌ی ۵۰٪ تلاش‌های بنیان‌گذاران سایت نبود چنین چیزی را مطره نکرده و عنوان کردنش را نیز غیر منطقی می‌دانستم.
بنابراین فرآیند تصویب با صورت کاملا مشخص بدون حق وتو و به صورت دموکراتیک باید باشد واز طرفی باید امکان بازبینی همیشگی با ظوابطی خاص در همان قانون نیز گنجانده شود (در گفت‌وگو ونقد همیشه باز است، قوانین وحی منزل نیست، ایه‌ی خدا نیست قران نیست و هیچ‌کس نیز پیامبر نیست) و اگر چنین شود اجرایی شدن قانون و هزینه‌ی اجرای قانون مصوب اکثریت در این جامعه تضمی می‌شود و همه ناظر یکدیگر می‌شوند و نیاز به صرف انرژی عجیبی برای کنترل نیست. مشارکت همه در بالاترین سطه ممکنه بوده و حس تعلق روز به روز بیشتر خواهد شد.
تبصره: تمامی حقوق مادی برای همیشه برای بنیانگذاران بالاترین بدون قید و شرط به عنوان سپاسگزاری همیشگی محفوط خواهد بود و کاربران تنها قوانینی که این مورد را زیر سوال نبرد تدوین و تصویب می‌کنند
مورد سه باید به وضوح به صورت نرم‌افزاری اجرا و پیاده‌سازی شود.
۴) قوانین پس از تصویب، بسیار واضح و روشن با بیان مصداق‌ها و آوردن مثال‌های آشکار باید همواره در دسترس کاربران باشد و به عنوان سند داوری به کار گرفته شود، قوانین به گونه‌ای باید باشند که کمترین برداشت ممکن از ان صورت گیرد، شفاف و دقیق
۵) انتقاد و دادن پیشنهاد به عنوان کاری ارزشمند در روح و کالبد جامعه‌ی بالاترین دمیده شود به صراحت می‌گویم که سپاسگزاری و تمجید، کم‌ترین کار و سوال برانگیزترین رفتار یک عضو جامعه‌ی مردم سالار است و نقد سخت‌ترین و چالش براگیزترین آن‌. جامعه‌ای که در ان تعداد چاپلوسانش بیشتر از دلسوزانش باشد، محیطی که در آن نقد پر هزینه باشد و فرهنگ حاکم بر آن بر پایه‌ی خفه کردن صدای مخالف باشد و سر آخر جایی که حساس بودن و سخت‌گیر بودن و نکته سنج بودن ارزشش ناچیز و کم اهمیت باشد و در برابر، بی‌خیالی، سخت نگرفتن، عدم پذیرش مسئولیت، تلاش برای خاتمه دادن بحث اگر چه حتی به جایی نرسیده باشد!، ارزشمند جلوه داده شود، محکوم به فناست، و من از چنین فرهنگی، همچون میهنی که در آن زندگی می‌کنم از آن گریزان و نگرانم.
انجام شدن موارد فوق پاسخ این پرسش را می‌دهد که آیا واقعا بالاترین جامعه‌ای دموکرات است؟ یا کاربران بالاترین حکم کارمندانی را دارند که در سود معنوی و (نه مادی) آن جایگاهی ندارند و شهروند درجه‌ی دو حساب می‌شوند. آیا در بالاترین برخی از برخی دیگر بالاترند؟ چرا در بالاترین نقدی منصفانه واکنش‌های تندی با زدن برچسب‌هایی همچون: اتهام به مغلطه، لوس بازی، به پا کردن گرد و خاک، وقت تلف کردن، مسخره‌بازی، عدم تحمل، قدر نشناسی، براندازی، توطئه، آشوب، نق زدن، شلوغ‌بازی ، جنجال آفرینی ، جوسازی و … را در بر دارد؟ آیا این رفتار، نشنیدن صدای یک منتقد نیست؟ و دموکراسی حداکثری با چنین فضایی چگونه تعبیر می‌شود؟ و پیش‌نیازهای پایداری مردم‌سالاری چیست؟

بازتاب رخداد بالا در بالاترین:

خدانگهدار بالاترین

اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۶

خوب من به دلایلی که دیشب پیش اومد توی بالاترین و توضیحات شفاف مدیران بالاترین تصمیم به عدم مشارکت در بالاترین گرفتم. قضیه به طور خلاصه این بود که یک قانون عجیبی هست توی بالاترین مبنی بر حذف لینک که من خیلی مخالف این قانون بودم و هستم و دیشب وقعیتی پیش آمد که این قانون رو عملا به چالش بکشیم، تصور کنید در حال بحث روی یک مطلبی هستید که حدود ۳۲ تا نظر توش هست و یک دفعه کل لینک و نظرات حذف بشه به دلیل رعایت نکردن قوانین بالاترین، قوانینی که کاربران اون رو تعیین نکردند و تدوینش نکردند.

گزیده‌ای از نظرات من و مخالفین این حذف به شرح زیر است:

امیر: ببين عزيز من لينكي كه در مورد اون داره بحث ميشه خيلي زشت هست كه حذف بشه…قبول نداري؟ من قصد نوشتن هم چين مطلبي نداشتم ولي وقتي ديدم لينك حذف شده واقعآ حس بدي نسبت به بالاترين پيدا كردم…يه جورايي از خودم هم بدم اومد. من واقعآ احساس كردم تحقير شدم در اون لحظه. بحث اين هست كه همه بياد حق مساوي در راي دادن داشته باشند. اگه يه لينك مشكل داره چرا نبايد اجازه داده بشه كاربرها اون قدر راي منفي بدن تا حذف بشه؟ ببينيد ما مشغول بحث كردن روي لينك بوديم…داشتيم حرف مي زديم…اين غير از گفتن “خفه شو نيست…باور كنيد…گه ما توي يك فضاي مجازي نتونيم دموكراسي رو برقرار كنيم واي به حالمون…پس با كشورمون چه جور مي خوايم رفتار كنيم؟

مزدکم: کجای خبر غیر واقعی بوده که منفی غیر واقعی خورده!! عجیبه‌ها به حای این‌که این نقدها رو جدی بگیریرد و کاری کنید که روش بحث بشه در نطفه خفه‌اش می‌کنید که چه بشود؟!

من موافق این گفته نیستم جو سازی چیه؟ جو سازی مال موقعیه که اتفاقی نیفتاده باشه، چرا به خود انتقاد توجه نمی‌کنید:
داره می‌گه این خیلی بده که داری درباره‌ی چیزی صحبت یا بحث می‌کنی و دیگه نتونی حالا چرا چون منفی گرفته! آقا جان منفی گرفته باشه چرا حذف بشه بگذارید اصلا منفی‌ها هم باشند شاید ۳ ماه دیگه سه ساله دیگه نظرها عوض شد اصلا من علاقه دارم بدونم که چه لینک‌هایی منفی گرفته‌اند هر کی هم حال نکرد خوب منفی‌ةا رو نمی‌بینه همین منفی گرفتن کافیه که کاربری رو نکشونه دنبال خود لینک حذف کردنش اضافیه
ممکنه که توی اون ۳۲ تا نظر چیزهای مفیدی بوده باشه چرا باید نظرها حذف می‌شدند؟

اول انقلاب هم ول کردند خیلی‌ها که بویش داره همه‌ی ما رو اذیت می‌کنه در مورد همه چیز باید حساس بود!

آیا منفی گرفتن یک لینک یا امتیاز نیاوردنش برای داغ نبودن لینک کافی نیست؟ چرا باید یک لینکی اصلا حذف بشه؟ یا امتیاز نیاورده یا منفی گرفته به هر حال تو صفحه‌ی موضوعات داغ نمی‌ره، با حذف نشدن این جور لینک‌ها در گفت‌وگو همیشه باز می‌مونه شاید یک روزی نظر کاربران دیگه تغییر کنه، اصلا هدف از حذف چیه؟ من نمی‌فهمم (من با این نوشته عملا قانون بالاترین رو به چالش کشیده‌ام و در مورد این‌که اصلا حذف لینک قانونی بوده یت نوبده بحث نمی‌کنم)
در ضمن در نظر بگیرید که اون لینک ۳۲ تا نظر داشت که به ملکوت رفته با همین قانون

من که می‌فهمم چرا نمی‌تونیم خوب بحث کنیم خیلی عجیبه برام! نه صلوات بفرستید نه موضوع رو بدون این‌که نتیجه‌ای داشته باشه ول کنید نه این‌که بحث رو با کامنت‌های بی‌ربط پرت کنید.
در مورد بحث حذف شدن لینک به دلیل کپی رایت هم این‌جا رو نگاه کنید

واحه: من هم با امیر از این نظر که اون لینک در اون موقع نباید حذف می‌شد موافق

کیانوش: با امير موافقم و صد در صد نظرش رو تاييد ميكنم. اتفاقا ميخواستم بگم اگه از اين كارها شروع بشه فكر كنم ديگه بايد با بالاترين خداحافظي كرد.

ابهام: فکر کنم شامل همه اونا بشه چون لینکایی که من ساعتها وقت میذارم و پیدا می کنم در زمره همه این موارد باشه. تازه یه چیز دیگه اگر بنا به تعریف شما باشه ابهام عکس در زمره کدومشه؟ یعنی کدوم یک از مواردی که شما گفتین رو بنده سرقت می کنم. چند تا عکسه که من به دلیل سکسی بودن سایت مورد نظر در ابهام عکس میذارم.

عبدلعلی: امیر بحثش منطقي هست, دفاع الکی نکنین.

مهدی: وقتي بالاترين تحمل حرف مخالف رو نداشته باشه توقع دارين حكومت داشته باشه.از ماست كه بر ماست

چنین گفت گنارهکارِ خسته

فروردین ۲۹م, ۱۳۸۶

دو مقاله‌ی خوب دکتر محمود سریع‌القلم نوشته سال ۱۳۷۷! با عنوان‌های «آفات متدولوژیک تفکر در ایران» و «مبانی عشیره‌ای فرهنگ سیاسی در ایران» در یکی از این دو تحقیق ۷ آفت برای شیوه‌ی تفکر ایرانیان بر می‌شمارد:

  1. اصل تخیلی بودن تفکر
  2. اصل سلیقه‌ای بودن تفکر
  3. اصل ضعف در دستیابی به اجماع
  4. اصل ضعف در برخورد با ایهام
  5. اصل ضعف در توجه به زمان
  6. اصل ضعف در مواجه‌ی فکری
  7. اصل انتخاب میان کنترل اندیشه و مدیریت اندیشه

می‌‌خواستم بگم که من هم اگه جای گناهکار بودم می‌بستم اعترافات رو، نه به این خاطر که فکر من درسته و کار گناهکار را تایید می‌کنم نه! اگه زورم بیشتر بود یا از همه جا رونده و از ایران مونده نشده بودم و کلا مودم بالا بود ادامه‌اش می‌دادم به قول کنفوسیوس:

به جایی که به تاریکی نفرین کنی، شمعی روشن کن! ولی من اصلا دیگه روشنایی رو دوست ندارم! شاید کبریت ندارم و دارم بهونه میارم اما خوب می‌فهممش.

من هم تو دوگانگی‌های خودم می‌مونم می‌گم که: خوب اگه بخواهی آتیش روشن کنی اولش خیلی سخته، بعد که گرفت همه میان خودشون رو گرم می‌کنن، فکر کنم دارم دری وری می‌گم، اما واقعا این کلمه‌هار تو ذهنم هی می‌چرخه، جهان سوم، فرهنگ، فقر، بدبختی، شعور و با خودم می‌گم که ایرانی‌های امروز ارزش وقت گذاشتن و انرژی گذاشتن رو ندارن، حیف وقت و انرژی، دستت رو تا آرنج بکنی توی عسل، بگذاری تو دهنشون گازت

اگه اعترافات بسته نمی‌شد من مطمئن بودم که کل دومین فیلتر می‌شد برای همین هم حق می‌دهم به گناهکار که مایه برای کسانی که ارزشش رو ندارند نگذاره!

با همه‌ی این احوال استاد گناهکار بیا یک دومین بگیریم و با هاست جدا و اون‌جا یک‌بار دیگه اعترافات رو درستش کنیم،  نظرت چیه؟ برای اون مشکلاتی هم که پیش می‌آیند راه حل هست‌ها. خلاصه من پایه‌ام

یک شعر هم انتخاب کردم با عنوان جاده، آن سویِ پُل برای گناهکار از استاد شاملو

مرا ديگر انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

مرا ديگر هواي ِ سفري به سر نيست .

قطاري که نيم‌شبان نعره‌کشان از دِه ِ ما مي‌گذرد

آسمان ِ مرا کوچک نمي‌کند

و جاده‌ئي که از گُرده‌ي ِ پُل مي‌گذرد

آرزوي ِ مرا با خود

به افق‌هاي ِ ديگر نمي‌برد .

آدم‌ها و بوي‌ناکي‌ي ِ دنياهاشان  
  يک‌سر

دوزخي‌ست در کتابي

که من آن را  
  لغت‌به‌لغت  
  از بَر کرده‌ام
تا راز ِ بلند ِ انزوا را  
  دريابم ــ

راز ِ عميق ِ چاه را

از ابتذال ِ عطش .

بگذار تا مکان‌ها و تاريخ به خواب اندر شود

در آن سوي ِ پُل ِ دِه

که به خميازه‌ي ِ خوابي جاودانه دهان گشوده است

و سرگرداني‌هاي ِ جُست‌وجو را  
  در شيب‌گاه ِ گُرده‌ي ِ خويش

از کلبه‌ي ِ پابرجاي ِ ما

به پيچ ِ دوردست ِ جاده  
  مي‌گريزاند .

مرا ديگر

انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

حقيقت ِ ناباور

چشمان ِ بيداري‌کشيده را بازيافته است :

روياي ِ دل‌پذير ِ زيستن

در خوابي پادرجاي‌تر از مرگ،

از آن پيش‌تر که نوميدي‌ي ِ انتظار

تلخ‌ترين سرود ِ تهي‌دستي را باز خوانده باشد .

و انسان به معبد ِ ستايش‌هاي ِ خويش

فرود آمده است .

انساني در قلم‌رو ِ شگفت‌زده‌ي ِ نگاه ِ من

در قلم‌رو ِ شگفت‌زده‌ي ِ دستان ِ پرستنده‌ام .

انساني با همه ابعادش ــ فارغ از نزديکي و بُعد ــ

که دست‌خوش ِ زواياي ِ نگاه نمي‌شود .

با طبيعت ِ همه‌گانه بيگانه‌ئي

که بيننده را  
  از سلامت ِ نگاه ِ خويش  
  در گمان مي‌افکند

چرا که دوري و نزديکي را

در عظمت ِ او  
  تاءثير نيست

و نگاه‌ها

در آستان ِ رويت ِ او

قانوني ازلي و ابدي را

بر خاک  
  مي‌ريزند …

انسان

به معبد ِ ستايش ِ خويش بازآمده‌است .

انسان به معبد ِ ستايش ِ خويش

بازآمده‌است .

راهب را ديگر

انگيزه‌ي ِ سفر نيست .

راهب را ديگر

هواي ِ سفري به سر نيست .

خلاصه من انرژی‌اش رو دارم یکمی رویش وقت بگذاریم خبرم کن

دعوت بالاترین به تعاملی شدن بیشتر در بخش پیشنهادها و پاسخ به دیدگاه‌های آن

فروردین ۲۷م, ۱۳۸۶

خوب بحث خوبی بازه شده توی بخش پیشنهادهای بالاترین و پیشنهادهایی هم من اون جا دادم روی یکیش مفصل بحث شده که چون نمیشه اونجا بحث کرد من این‌جا چند تا از اون‌ها و پاسخ‌های داده شده رو بررسی می کنم. پیشنهادهایی رو هم که در این‌جا بررسی نمی‌کنم معنی‌اش اینه که یا توسط تیم پذیرفته شده و دارند رویش کار می‌کنند یا این‌که با جواب آن‌ها من قانع شده‌ام. پس چیزهایی که این زیر می‌نویسم یعنی این‌که جای بحث داره یا جوابی داده نشده هنوز:

در یک جمله بخش پیشنهادهای بالاترین تعاملی نیست یعنی من به شخصه زیاد توش راحت نیستم جایی که داره نظر رو می‌گیره خیلی باید بازتر رو راحت‌تر عمل کنه. من تو گروه جوملا خیلی راحتم توی وردپرس هم همین‌طور، کاری که وردپرس کرده خیلی خوبه به نظرم، یک بخش جمع کردن ایده درست کرده که

• هم توش می‌شه بحث کرد،

• هم می‌شه رای داد،

• هم می‌شه جست‌وجو کرد.

• Rss برای هر نوشته،

• آگاهی با نامه

درواقع به نظر من بخش پیشنهادهای بالاترین باید شبیه کار وردپرس باشه بسته به approach و دیدگاه تیم بالاترین داره. این پیشنهادها هم که در زیر می‌آورم سر همین موضوع کلی صحبت کرده، یعنی دیدگاه و فرض من این بوده که این بخش به سمت تعاملی شدن حرکت کنه و اگر بخش پیشنهادها تبدیل به چیزی که پیشنهاد کردم بشه پیشنهادهای زیر ور هم شامل خواهد بود:

پیشنهاد شماره‌ی ۲- با زیاد شدن پیشنهادها و انتقادها فکر کنم یه دسته بندی موضوعی هم بخواهد این‌جا و گر نه شیر تو شیر می‌شه

پاسخ بالاترین: این پیشنهاد را ما می‌خوانیم و فیلتر می‌کنیم در سیستم کنترل پروژه خود وارد می‌کنیم . برای همین بهبود این قسمت زیاد اولویتی ندارد

پاسخ تازه‌ی من: ولی برای من نوعی که می‌خواهم پیشنهاد یا انتقاد تکراری نکنم، خیلی مفیده و کاربرپسندتره

پیشنهاد شماره‌ی ۳- اگر هم بشه چیزهایی که دوستان می‌نویسند به عنوان پیشنهاد یا انتقاد بهش رای داد یا امتیاز داد خیلی خوبتر خواهد بود به نظرم

پاسخ بالاترین: درسته این صفحه جای پیشرفت زیاد داره ولی همونطور که گفتم بهتره انرژیمون رو در جای بهتری صرف کنیم

پاسخ تازه‌ی من: ببین این پیشنهاد فقط من نیست‌ها ۲-۳ نفر دیگه هم گفتند، اگر اجرا بشه برای خود شما هم بهتره تعداد نظرات کمتر ولی موثرتری خواهید داشت

پیشنهاد شماره‌ی ۴- در کنار این صفحه‌ی پیشنهاد یک road map مانندی درست بشه از طرف تیم اجرایی بالاترین و هر پیشنهادی که خواست اجرایی بشه و تو دستور کار قرار گرفت بقیه هم بفهمند که دیگه تکرار نکنند درخواست رو و از طرفی با که آیکونی یا یه چیزی اون پیشنهاد مشخص بشود که داره رویش کار می‌شه. یک جود bug tracker فکر کنم بخواهد.

پاسخ بالاترین: ما در سیستم کنترل پروژة هم bug tracker‌ داریم و هم roadmap و هم برنامه بلند مدت یک ساله. ولی فکر نمی کنم دلیلی داشته باشه اون مسايل فنی رو اینجا بذاریم .

پاسخ تازه‌ی من: اصل موضوع اینه که ما هم الویت‌ها رو بدونیم که انرژی پیشنهاد دهی! رو اون‌جا صرف کنیم و از پیشنهادهای تکراری هم جلوگیری بشه

پیشنهاد شماره‌ی ۵- ارسال پیشنهاد آژاکس بشه فرمش بهتره : -

پاسخ بالاترین: ا‌جاکس همه جا هم خوب نیست. چیزی هنوز در وب فارسی درست جا نیفتاده

پاسخ تازه‌ی من: من قانع نشدم ها! الان تو بخش نظردهی خود بالاترین آژاکس استفاده شده دیگه، چطور اون‌جا خوبه این‌جا نیست؟

پیشنهاد شماره‌ی ۶- فرم این‌جا بعضی از تگ‌های html رو مثل a href و b که خطرناک نیستند، پشتیبانی کنه که مثلا بشه پیوندها -لینک‌ها- رو با یک کلیک دید الان کاربرپسند نیستش یه جور rich text کوچیک بد نیستش

پاسخ بالاترین: پشتیبانی می‌کند، فقط دکمه اش را نداریم. باید خودتان کد را بنویسید.

پاسخ تازه‌ی من: بله درسته پشتیبانی می‌کنه ولی قبول داری که کاربرپسند نیستش؟ همه که مثل من و شما html بلد نیستند.

پیشنهاد شماره‌ی ۱۱ - بخش پ‍یگیری با ایمیل هم برای این‌جا بگذارید که اگر چیز تازه‌ای افزوده شد ما آگاه بشویم

پاسخ بالاترین: پاسخی داده نشده هنوز

گفتمان فارسی‌سازی:

پیشنهاد شماره‌ی ۳۰- رفع مشکل ی و ک فارسی و ي و ك عربی در همه‌ی سایت به خصوص در بخش ابرچسب که خیلی از کلمه‌های تکراری رو سبب شده: برای حل این مشکل هم مطالعه‌ی این نوشته

بررسی تاریخچه‌ی مشکل ی و ک و ارایه راه‌کار پیشنهاد می‌شود

پاسخ بالاترین: ما حروف را اصلاح نمی‌کنیم و دلیلش هم اینه که هنوز کلمات را به شکل‌های مختلف می‌نویسند و یکنواخت نشده. اگه ما همه ی ها و ک ها رو به یک نوع تبدیل کنیم به این معنی است که داریم نصف جستجوهای فارسی را از دست می‌دهیم. پس باید از هر دو نوع داشته باشیم .

پاسخ تازه‌ی من: دوستان این فکر یک اشتباه تاریخی است، بگذارید که کمی مطلب رو باز کنم اگر مساله ذخیره و بازیابی داده در دیتابیس خود بالاترین است که با توجه به توضیحاتی که در پیوند بالا نوشته‌ام، هیج مشکلی با این راه‌کار پیش نخواهد آمد. اما اگر از الان به فکر نباشید، برای جست‌وجویی که درحال ساختنش هستید، دچار دردسر خواهید شد و نتایج جست‌وجو هم مطلوب نخواهد بود.

اما اگر منظورتان جست‌وجوی کاربران اینترنت در موتورهای جست‌وجوی دیگری چون گوگل است، باز هم اشتباه فکر می‌کنید، مثال می‌زنم فرض کنید در بالاترین مطلبی نوشته شده باشد که کلمه‌ی «كارآفريني» در آن به کار رفته باشد، یعنی با حروف ک و ی عربی، و کسی در گوگل «کارآفرینی» با حروف ک و ی فارسی را جست‌و‌جو کند مسلم است که چیزی در بالاترین پیدا نمی‌کند. می‌بینید؟ در هر ۲ حالت برخی جست‌وجوها از دست می‌رود، پس این استدلال به یقین نادرست است. مگر این‌که همه‌ی ترکیب‌های واژه‌هایی که در آن‌ها، این دو حرف به کار رفته است را بسازید که هیچ جست‌وجویی را از دست ندهید. مثلا برای «کارآفرینی» می‌شود ۱۲ جایگشت! که منطقی نیست و نشدنی است.

از سوی دیگر طبق استاندارد نهایی utf-۸ و استاندارد ملی ISIRI ۶۲۱۹ به کاربردن حروف ي و ك عربی در نوشته‌های فارسی اکیدا نهی شده است. با این توضیحات یکدست شدن دیتاببس نه تنها به موتور جست‌وجوی خود سایت بالاترین در بهتر یافتن مطالب کمک می‌کند بلکه با رعایت کردن استانداردهای تهیه شده یک گام برای فرهنگ‌سازی کاربرد درست نویسه‌ها برداشته و با توجه به حذف حروف ی و ک در کدپیج سیستم‌عامل‌های از ۲۰۰۰ win به بعد که احتمال جست‌وجوی با این حروف روز به روز درحال کاهش است، چیز زیادی از دست نمی‌دهد.

پیشنهاد شماره‌ی ۶ - یکمی هم به فارسی‌سازی نگاه کنیم: «ارسال پیشنهاد» بشود —> « فرستان پیشنهاد »پیشنهاد شماره‌ی ۶ - ارسال فکر کنم ساده‌تر و روان‌تر و زیباتر است. زیادی هم پان ایرانیست بازی در آوریم از اون طرف بوم می‌افتیم

پاسخ تازه‌ی من- سر این بحث نمی‌کنم چون خیلی پیچیده می‌کنه و کلا هم سلیقه‌ای هستش. پس هیچی

پیشنهاد شماره‌ی ۷ - درباره‌ی معادل Tag cloud من یک‌بار چند وقت پیش یک پیشنهادی کردم که واژه‌ی «اُبرچسب» به کار بره به جای ابر برچسب چون تو دهن نمی‌چرخه و جا نمی‌افته

پاسخ بالاترین: خوب تا این عبارت جدید شما جا بیفته فکر کنم بهتره ما از همون عبارت ساده ابر برچسب استفاده کنیم. چون خیلی ها معنی همین رو هم نمی دونن چه برسه به ابرچسب

پاسخ تازه‌ی من: این هم به همون دلیل بالا، نمی‌شه بحث کرد ولی منطقا «بر» به مرور حذف می‌شه و ای کاش هم عقیده بودیم که این واژه رو جا بندازیم، چون اونایی که نمی‌دونن ابرچسب یا ابر برچسب چیه tagcloud ‌هم نمی‌دونن هر چی ماها بگیم جا می‌افته مثل دنبالک برای Track back

پیشنهاد شماره‌ی ۱۸- برای بخش زنده همونطور که گفتم علاوه بر امکان انتخاب نمایش تعداد نوشته‌ها امکان انتخاب و نمایش پیوندها بر اساس موضوع یا حتی تگ‌ها! برای هر کاربر وجود داشته باشه، چون هر کسی به چند تا موضوع خاص علاقه داره نه همه‌ی موضوعات

پاسخ بالاترین ۱۸- بخش زنده در حال حاضر اونقدر فعالیت نداره که اگه بخواییم به دسته ها و تگ ها محدودش کنیم دیگه بشه واقعا اسمش رو زنده گذاشت. هر ۳ دقیقه یک فعالیت دیگه خیلی هم زنده نیست. ولی شخصی سازی هایی برای بهبود بخش زنده حتما در آینده اضافه خواهیم کرد

پاسخ تازه‌ی من: صفحه‌ی اصلی بخش زنده که همونطور که گفتی باید همه رو بیاره، من نگفتم محدودش کنید که من منظورم دقیقا دادن امکان به کاربر بود برای گزینش یک جور category filtering و tag filtering در کنار این قضیه

پیشنهاد شماره‌ی ۲۷- ایجاد یک گزینه برای مدیریت لینک‌هایی که درحال پیگیری شدن هستند با نامه چون با زیاد شدن، لینک‌هایی که یک کاربر داره پیگیری می‌کنه ممکنه که ترجیح بده که تو یک صفحه‌ای مدیریت کنه این لینک‌ها رو: حذف کنه یا اضافه کنه

پاسخ بالاترین ۲۷ - پیچیدگی بیش از حد! چیزی که وب ۲.۰ را وب ۲.۰ می‌کند سادگی و دوری از چیزهای زائد است. هدف اینجا چیه؟ اینکه بیایم و مطالب مفید رو یک جا و راحت بخونیم و در شناسایی محتوای خوب و باارزش به هم کمک کنیم. همیشه باید هدف اصلی رو در نظر بگیریم تا زیاد از اون دور نیفتیم .

پاسخ تازه‌ی من: به نظر من که اصلا پیچیده نیست، در بخش کاربری همون‌طور که لینک‌های ارسال‌شده، لینک‌های ستاره‌دار، لینک‌های نظرداده و لینک‌های رای‌داده وجود داره یک بخش باشه به نام پیوندهایی که پیگیری می‌کنم، خیلی پیچیده نیست، کاربر راحت‌تر می‌تونه پیگیریش رو حذف کنه که براش نامه بیاد یا نه.

پیشنهاد شماره‌ی ۲۲ - امکان blog it برای هر پیوند در بالاترین: یعنی زیر هر نوشته یه آیکونی باشه که با کلیک کردن روش هر کاربری بتونه تو وب‌نامه‌اش درباره‌ی اون مطلب چیزی بنویسه و بخشی از متن مطلب همراه با لینک پینگ بشه تو بالاترین

پاسخ بالاترین: پاسخ داده نشده هنوز

تایپ فارسی و عوض شدن تراز نوشته در هنگام عوض کردن زبان

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۶

حتما توی بعضی از فرم‌های نظردهی (Comment) در وب‌نامه‌ها (وب‌لاگ‌ها) یا بعضی از سایت‌ها متوجه شدید که بدون داشتن تخته کلید (کیبورد) فارسی هم می‌تونید فارسی بنویسید. و احتمالا آیکونی وجود دارد مثل که با کلیک کردن دکمه زبان نوشتن عوض می‌شه از فارسی به انگلیسی و از انگلیسی به فارسی این خیلی امکان خوبیه برای فارسی زبان‌ها و کمابیش همه‌ی سیستم‌های خدمات وب‌نامه (وبلاگ) فارسی این قابلیت رو دارند.

به تازگی من دیدم که با زدن دکمه‌ی عوض کردن زبان جهت نوشتن رو هم عوض می‌کنند، یعنی مثلا اگر فارسی دارید می‌نویسید، تراز از راست هستش و اگر زبان رو انگلیسی کنید تراز از چپ! این خیلی کار خوبی نیست!

  • ما برای تراز از راست و چپ دکمه‌های جا افتاده‌ای داریم توی ویرایشگرهای معروفی مثل مایکروسافت ورد که این دکمه‌ها هستند:
  • ممکنه که ما در حال نوشتن متنی به زبان فارسی باشیم و تنها بخواهیم چند کلمه انگلیسی به اون اضافه کنیم، با عوض شدن تراز هنگام نوشتن حروف انگلیسی، نمایش لحظه‌ای متن ممکنه بهم بریزه و کاربر رو اذیت کنه مثلا فکر کنه که اشتباهی کرده
  • این روش اصلا کاربرپسند نیست
  • این روش استاندارد هم نیست و تنها زبان نوشته باید با دکمه تغییر زبان عوض بشه و نه تراز و جهت نوشته

یک کار دیگه‌ای هم تو بعضی کدها دیدم که انجام می‌دهند اینه که اگر سیستم شما خودش کیبورد فارسی داشته باشه وقتی دارید فارسی می‌نویسید یک پیام هشدار (alert message) جاوااسکریپتی ظاهر می‌شود که: «لطفا زبان سیستم خود را بر روی انگلیسی بگذارید» این کار هم خوب نیست؛

  • بهتره که اصلا پیام هشداری داده نشود؛ خیلی‌ها مثل خود من به محض این‌که بخواهن فارسی بنویسند، سریع alt+shift می‌گیرند و بعد توی فرم تایپ می‌کنند و خوب اگر اولین حرف رو تایپ کنند، پیام هشدار رو می‌بینند، که کاربرپسند نیست
  • اگر هم به دلایلی اصرار هست که پیام هشدار داده بشه، باید به کاربر امکان گزینش داد نه اینکه چیزی رو بهش زور کرد (Force)، شاید یکی خواست با کیبورد خودش، که باهاش راحت‌تره بنویسه مثلا یک چک مارکی گذاشت کنار فرم، که کیبورد فارسی رو فعال یا نافعال کنه

من این مطلب رو توی گروه فارسی‌سازی وردپرس و بخش پیشنهادهای سایت بالاترین نوشتم چون جفتشون این کارهایی رو که نوشتم خوب نیست انجام دادند

پ.ن.

ببینید من اون کارایی که گفتم و تغییرات رو انجام دادم برای خودم در مورد فارسی تایپ، فقط آیکون RTL و LTR نداره این نسخه هم برای ارایه پیشنهاد هستش یک نگاهی بندازین بد نیست. تغییراتی که انجام شده ایناست:
۱) افزودن چک مارک
۲) تیک داشتن چک مارک به صورت پیش‌فرض به معنی فعال بودن (نه نا فعال بودن) فارسی تایپ
۳) تغییر استایل آیکون Fa/EN موقعی که نا فعاله
۴) برداشتن عمل rtl و ltr با عوض شدن زبان

دریافت فارسی تایپ

چند پیشنهاد برای بهتر شدن بالاترین

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۶

من به دلایلی که فردا شاید کامل بنویسم از بالاترین خیلی خوشم اومده و بر عکس صبحانه و بلاگ‌نیوز و هفتان و وب‌نا و دودردو با این‌که تو همشون جساب دارم و جز نفرهای اول هم بودم،  تصمیم گرفتم که به طرز خوبی تو بهتر شدن بالترین کمک کنم.

برای شروع چند تا پیشنهاد نوشتم توی بخش پیشنهادها که به شما هم که این نوشته رو می‌خونید شدیدا پیشنهاد می‌کنم که برای بهتر شدن این سایت مشارکت کنید و اما پیشنهادها:

۱)‌ نخستین پیشنهادم اینه که برای همین صفحه یه کاری بکنید که بشه برگه‌ةا رو سریع مرور کردش که کاربرپسندتر بشه مثلا من برای اینکه اولین پیشنهادها رو ببینم ۲۰ - ۳۰ تا کلیک اضافه کردم در صورتیکه می‌شد شماره‌ی صفحات رو زیر این صفحه گذاشت که بشه پرید مثلا از صفحه‌ی ۴ به ۱۸
۲) در ضمن با زیاد شدن پیشنهادها و انتقادها فکر کنم یه دسته بندی موضوعی هم بخواهد این‌جا و گر نه شیر تو شیر می‌شه
۳) اگر هم بشه چیزهایی که دوستان می‌نویسند به عنوان پیشنهاد یا انتقاد بهش رای داد یا امتیاز داد خیلی خوبتر خواهد بود به نظرم
۴) در کنار این صفحه‌ی پیشنهاد یک road map مانندی درست بشه از طرف تیم اجرایی بالاترین و هر پیشنهادی که خواست اجرایی بشه و تو دستور کار قرار گرفت بقیه هم بفهمند که دیگه تکرار نکنند درخواست رو و از طرفی یا یه آیکونی یا یه چیزی اون پیشنهاد مشخص بشه که داره روش کار می‌شه این بخشش یه حور bug tracker فکر کنم بخواهد البته یکمی ساده‌تر از اون

۵) ارسال پیشنهاد آژاکس بشه فرمش بهتره :)
۶) یکمی هم به فارسی‌سازی نگاه کنیم: «ارسال پیشنهاد» بشود —> «فرستان پیشنهاد»
۷) درباره‌ی معادل Tag cloud من یک‌بار چند وقت پیش یک پیشنهادی کردم که واژه‌ی «اُبرچسب» به کار بره به جای ابر برچسب چون تو دهن نمی‌چرخه و جا نمی‌افته
برای این‌که تکراری نشه اگه اجازه بدید لینکش رو این‌جا بگذارم چون پیشنهاده

http://www.mazdakam.com/weblog/archives/۱۷

۸) من از این قانون که مطالب وب‌نامه (وب‌لاگی) که بازنشر می‌کنه بسته بشه انتقاد دارم خیلی از وب‌لاگ‌ها هستند که گلچین می‌کنند مطالب رو و منبعش هم می‌نویسند زیرش یکی دو خط هم ممکنه درباره‌اش بنویسند یا نه اگه اجازه بدید می‌خواهم بگم که حذف به هر دلیلی کار خطرناکیه و حذف به دنبال میاره، تو این قضیه هم بگذارید کاربرها با رای‌هایی که می‌دهند انتخاب کنند و ارزش یک لینک رو بالا و پایین ببرند. ایجاد محدودیت‌های غیر ضروری در جامعه‌ی دموکراتیک موجب دلسردی و پایین اودن احساس تعلق بقیه می‌شه-توجه این چون انتقاد بود نوشتم قصد بحث نیستش-

۹) فرم این‌جا بعضی از تگ‌های html رو مثل a href و b که خطرناک نیستند، پشتیبانی کنه که مثلا بشه پیوندها (لینک‌ها) رو با یک کلیک دید الان کاربرپسند نیستش یه جور rich text کوچیک بد نیستش

۱۰) توی بخش زنده کاربر بتونه نمایش تعداد پیوندها (لینک‌ها) رو به صورت پویا (داینامیک) خودش تعیین کنه

بررسی تاریخچه‌ی مشکل ی و ک و ارایه راه‌کارها

فروردین ۵م, ۱۳۸۶

من زمانی‌که توی فرا مدیر پروژه‌ی bekhan.com و fara.ir شدم و وقتی persianwizard رو درست کردم و بعدش که توی بانک مدیر R& D شدم، همیشه اولین چیزی که بهش فکر می‌کردم چاره‌اندیشی به روش‌ها مختلفی برای حل مساله‌ی ی و ک بود. یه کدهایی هم درست کردم و دارمشون یک‌سری‌هاش هم ندارم و از دست دادمشون ولی توی ذهنم همشون هست من یقین می‌دونم که اگه روش‌هایی رو که آخر این نوشته آمده به کار ببریم تاثیر بسیار زیادی روی حل این مشکل خواهیم داشت. مانی منجمی هم که توی فارسی‌سازی رودپرس بسیار کوشا و فعال هست یک نظرخواهی مطرح کرده که بهانه‌ی این نوشته شد
برای شروع مجبور هستم که یک پیش‌گفتاری رو برای آشنایی بگم – اگر داستان ی و ک عربی و فارسی رو می‌دونید و راه حل‌ها رو می‌خواهید ببینید این بخش رو نخونید و برید به پایین صفحه-؛

به ستون الف و ۱۲ واژه‌ی زیرش نگاه کنید؛

 

ستون الف

ستون ب

۱ کارآفرینی ک ارآفری نی
۲ کارآفریني ک ارآفری ني
۳ کارآفرينی ک ارآفري نی
۴ کارآفريني ک ارآفري ني
۵ كارآفرینی ك ارآفری نی
۶ كارآفریني ك ارآفری ني
۷ كارآفريني ك ارآفري ني
۸ كارآفريني ك ارآفري ني
     
۹ کمک ک مک
۱۰ کمك ک مك
۱۱ كمک ك مک
۱۲ كمك ك مك

باور می‌کنید که این ۱۲ واژه برای یک جست‌جوگر، ۱۲ عبارت کاملا متفاوت باشد؟ دقیق‌تر بگویم یعنی این‌که اگر شما یا دیگری نوشته‌ای نوشته باشید که در آن برای نمونه واژه‌ی « كارآفريني» به کار رفته باشد و بخواهید با موتور جست‌وجویی آن را با جست‌وجوی واژه‌ی « کارآفرینی» بیابید. هرگز موفق نمی‌شوید و موتور جست‌وجوگر چیزی به عنوان نتیجه به شما نشان نمی‌دهد. همچنین اگر نوشته باشید « كمك» و « کمک» را جست‌وجو کنید

شاید اگر کمی دقت کنید بتوانید تفاوت ظاهری بین شماره‌های ۱، ۳، ۵ (گروه یک) و ۲، ۴، ۶، ۷، ۸ (گروه دو) بشوید. بله شکل حرف «ی» آخرِ تنها در گروه یک و گروه دو فرق دارد، در گروه یک «ی» و در گروه دو «ي» است. اما نمی‌توانید با چشم تفاوت دیگری در این ۸ واژه ببینید در صورتیکه هیچکدامشان شبیه به هم نیستند تا زمانی‌که به «ستون ب» نگاه کنید؛ می‌بینید شکل «ک» و «ی» هم در اول و وسط واژه‌ها با یکدیگر فرق دارد و این تفاوت تا زمانی‌که «ی» و «ک» به صورت تنها در آخر واژه‌ها نباشند دیده نمی‌شود‌

اگر به شماره‌های ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲ هم نگاهی بیندازید، در نگاه اول تنها تفاوت ۹، ۱۱ (گروه سه) را با ۱۰، ۱۲ (گروه چهار) می‌توانید تشخیص دهید و تنها زمانی‌که به «ستون ب» نگاه کنید می‌فهمید که دو جور «ک» و «ك» در اول واژه‌ی کمک به کار رفته است.

موضوع چیست؟

موضوع این است ما از ترکیب ۴ نوع حرف متفاوت «ی»، «ي»، «ک» و «ك» برای نوشتن واژه‌های «کارآفرینی» و «کمک» استفاده کرده‌ایم.

اجازه بدهید تا آخر این نوشته، واژه‌ی «نویسه» که برگردان واژه‌ی انگلیسی « character » است را به جای واژه‌ی «حرف» به کار ببرم.

خوب اگر کمی هم ریاضی بدانیم؛ می‌توانیم محاسبه کنیم که به چند حالت می‌توان واژه‌ی «کمک» را با نویسه‌های ک، ك، م بدون تکرارنوشت؟

پاسخ: خوب جای نویسه‌ی اول می‌شود ۲ تا نویسه‌ی ک و ك را به کار برد و در جای نویسه‌ی آخر هم ۲ تا

بنابراین ۲×۲=۴ پس به ۴ گونه می‌توان واژه‌ی کمک را نوشت که در جدول بالا هم آمده است.

با همین روش می‌توان حساب کرد که به ۸ گونه می‌توان واژه‌ی کارآفرینی را نوشت؛

 

نویسه

ک

ا

ر

آ

ف

ر

ی

ن

ی

پاسخ

ضرب جایگشت‌ها

۲

۱

۱

۱

۱

۱

۲

۱

۲

۸

کمی وحشتناک است! اما چرا این دو نویسه دو به دو با هم شبیهند؟ و کدام را باید به کار برد؟ چه شده است که ما برای یک حرف دو نویسه‌ی متفاوت داریم؟ چرا «ي» دو نقطه زیرش دارد و «ك» همزه دارد و سرکش هم ندارد؟

چون نویسه‌های ي و ك فارسی نیستند و عربی هستند و در خط‌های عربی باید به کار برده شوند. بنابراین روشن است که باید شبیه حروف عربی باشند که هستند

اما این دو نویسه بنابر جایگاهی که در یک واژه پیدا می‌کنند - اول وسط و آخر- شکل‌های متفاوتی را به خود می‌گیرند به جدول زیر نگاه کنید؛

نویسه/جایگاه

اول

وسط

چسبان آخر

تنها

ي

يک

آفرين

آفریني

آشناي

ك

كم

نمكار

كمك

درك

 

 

 

 

 

ی

یک

آفرین

آفرینی

آشنای

ک

کم

نمکار

کمک

درک

همان‌گونه که می‌بینید نویسه‌ی عربی «ي» در دو جایگاه اول و وسط کاملا مانند شکل نویسه‌ی «ی» در همان جایگاه است و نویسه‌ی عربی «ك» در سه جایگاه اولع وسط و چسبانِ آخر مانند نویسه‌ی فارسی «ک» در همان جایگاه است.

به همین دلیل است که واژه‌هایی که با نویسه‌ی «ي» عربی و نویسه‌ی «ك» عربی نوشته شده باشند در جایگاه‌های گفته شده از نظر ظاهری شبیه به نویسه‌های «ی» و «ک» فارسی بوده و قابل تشخیص نیستند.

اما یک برنامه‌ی کامپیوتری این تفاوت را می‌فهمد چرا که همان‌گونه که احتمالا می‌دانید در کامپیوتر همه چیز به صورت اعداد ۰ و ۱ تبدیل می‌شوند تا برای آن قابل فهم باشد. بنابراین شکل ظاهری یکسان یک نویسه ابدا اثری در شناسایی آن برای کامپیوتر ندارد، از آن‌جا که هر نویسه در استاندارد یونیکد، کد (شماره‌ی) یکتایی دارد و با ان شماره است که به کامپیوتر یا یک برنامه‌ی نرم‌افزاری شناسانده می‌شود، این تفاوت برای موتورهای جست‌وجو به آسانی قابل تشخیص است به جدول زیر نگاه کنید؛

نویسه یونیکد کدهگزا
ی ۰۶CC ۱۷۴۰
ک ۰۶A۹ ۱۷۰۵
ي ۰۶۴A ۱۶۱۰
ك ۰۶۴۳ ۱۶۰۳

این جدول به روشنی نشان می‌دهد که برای یک برنامه‌ی نرم‌افزاری این ۴ نویسه مانند ۴ نویسه (حرف) کاملا متفاوت است و روشن است که واژه‌هایی هم که از ترکیب این ۴ نویسه بوجود آیند اگرچه برای انسان (ما ها) در ظاهر تفاوتی ندارد اما برای کامپیوتر و نرم‌افزارها متفاوت است.

و به همین دلیل است که برای نمونه هنگام جست‌وجوی «کمک» تنها واژه‌هایی که در آن‌ها نویسه‌ی فارسی«ک» وجود دارد به عنوان نتیجه‌ی جست‌جو نمایش می‌یابند و اگر واژه‌هایی مانند «كمك» در متن مورد جست‌وجو باشند نمایش داده نمی‌شوند چون موتور جست‌وجو این دو واژه را یکی نمی‌داند که درست هم هست!

اما چه شده است که این دو نویسه در تخته (صفحه) کلید فارسی آمده است؟

سیستم عامل‌های ویندوز۹۸ اساسا برای زبان فارسی درست نشده بودند، شرکت‌هایی مانند برنا رایانه و … با ایجاد تغییرات کوچکی روی ویندوزهایی که هسته‌ی آن‌ها عربی بود وبندوزهایی را ارایه دادند که قابلیت نوشتن به زبان فارسی را دارا بود. آن‌ها نویسه‌های پ، ژ، گ و چ را به صفحه کلید فارسی افزودند اما حساسیتی بر روی ی و ک فارسی نشان ندادندو احتمالا در نظر نگرفتند که ي و ك، عربی هستند و نیاز به افزودن ی و ک فارسی همچون «گچ پژ» وجود دارد. پس از مدتی آن‌ها برای پوشاندن اشتباه خود دست به اشتباه بزرگ‌تری زدند و فونت‌هایی را طراحی کردند که اگر از آن‌ها در نوشتن ي و ك استفاده می‌شد ظاهر فونت را به شکل ی و ک نشان می‌داد! در صورتی‌که کد نویسه همچنان متفاوت بود.

این اشتباه از سوی کسی جدی گرفته نمی‌شد تا زمانی که ویندوز ۲۰۰۰ به بازار آمد و در آن صفحه کلید فارسی این‌بار از سوی سرکت مایکروسافت و نه شرکت‌های داخلی گنجانده شده بود و جای ي و ك عربی با ی و ک فارسی عوض شده بود. این رخداد بسیار مهم و خوب بود تنها یک اشتباه فاحش از سوی مایکروسافت اتفاق افتاده بود؛ فونت‌هایی که یونیکد بود و فارسی را پشتیبانی می‌کرد مانند Tahoma یا Times new roman و …برای نویسه‌ی «ی» فارسی از ۴ حالتی که در جدول بالا بررسی شد و باید می‌داشت تنها یک حالت داشت . آن هم «ی» تنهایِ آخر بود.

این مشکل باعث می‌شد که نتوان از ی فارسی در بیشتر واژه‌ها استفاده کرد چرا که عملا خوانایی متن را بسیار دشوار می‌کرد. اما ک فارسی چنین مشکلی را نداشت. بنابراین بسیاری تصمیم گرفتند که از ک فارسی استفاده کنند اما از ي عربی به جای ی فارسی استفاده کنند در حقیقت دونقطه‌ی زیر ي عربی را به نمایش ی فارسی تنهای آخر ترجیح دادند. برخی هم برای ی وسط از ي عربی استفاده می‌کردند اما برای آن‌که دو نقطه‌ی ي عربی در حالت تنها نمایش نیابد از ی فارسی استفاده می‌کردند! مانند: کارآفري ن ی

اگر چه پس از آن فونت‌ها اصلاح شد و دلیلی برای استفاده از ي عربی نبود اما به دلیل زیاد بودن محتوی فارسی تولید شده مخصوصا در وب تا آن زمان بسیاری برای جست‌وجوی واژه‌ها از ي عربی استفاده می‌کردند و نتایج جست‌وجو بهتر بود.

با توضیحاتی که دادم و دو مثال بالا عمق دشواری جست‌وجوی یک واژه را که در آن هم ی و ک باشد خواهید فهمید!

قلم و صفحه‌کلید استاندارد را هم برای اطلاعات بیشتر ببینید.

اما اکنون زمان تغییر است، باید شیوه‌هایی را طراحی و توصیه کرد تا تولید محتوای ناخواسته با نویسه‌های ي و ك به کم‌ترین حد خود برسد. و از طرفی واکشی داده‌ها در هنگام جست‌وجو نیز نتایج بهتری را ارایه دهد.

روش‌ها:

باید به این مراحل فکر کرد:

  • زمانی که متنی نوشته می‌شود
  • زمانی که متن فرستاده می‌شود
  • زمانی که متن ذخیره می‌شود
  • زمانی که متن واکشی شده و نمایش پیدا می‌کند

۱) در این مرحله دو حالت

  • همان فرم شروع به نوشتن کند
  • از ویرایشگری خارجی برای نوشتن استفاده کند مانند Word و … و سپس متن نوشته شده را در فرم وبی کپی کند

برای حالت اول راه حل ساده است؛ می‌توان با قرار دادن یک جاوااسکریپت، صفحه کلید فارسی برای فرم گذاشت که در چیدمانش اولا ی و ک در جای درست خود هستند و ثانیا هر ي و ك که تایپ شود در جا به ی و ک تبدیل شود
برای حالت دوم هیچ‌کاری با روش جایزگینی درجا (Real-Time Replacing) نمی‌شه انجام داد. چون وقتی شما متن رو از جایی کپی کنید Client نمی‌تونه پردازشی داشته باشه

نتیجه ۱: این روش جامع و مانع نیست و نمی‌تونه روشی برای رفع مشکل ی و ک باشه با توضیحاتی که دادم اما ایده‌ی گذاشتن یک کیبورد فارسی که مستقل از سیستم عامل بشه فارسی تایپ کرد ایده‌ی خیلی خوبیه که اولین بار در گروه فارسی‌وب شریف و بعد در پرشین‌بلاگ استفاده شد. بنابراین پیشنهاد می‌شه این ادیتور فارسی باشه ولی بدونیم که برای رفع مشکل ی و ک نیست و از اون‌جایی‌که ممکنه کسی بخواهد از «ي» و «ك» هم استفاده کنه جایگزینی اتفاق نیفته و فقط چیدمان استاندارد رعایت شده باشه. (من این روش رو توی سایت خودم به کار بردم)

۲) زمانی که متن فرستاده می‌شود، یعنی قبل از این‌که توی پایگاه داده (database) ذخیره بشه در این مرحله می‌شه پیش از این‌که چیزی توی دیتابیس ذخیره بشه ی و ک رو با یک تابع (Function) درست کرد و بعد ذخیره انجام بشه. تنها مشکلی که این روش داره اینه که باید حتما replace کردن به عنوان گزینه برای کاربر قابل انتخاب باشه چون که در برخی مواقع کاربر می‌خواهد که از نویسه‌ی «ي» و «ك» آگاهانه استفاده کنه مثل همین نوشته و ابنابراین همه‌ی متن‌ها بدون گزینش کاربر هنگام ذخیره شدن نباید جایگزین شوند.
نتیجه‌ی ۲: پیشنهاد می‌شود که به صورت پیش‌فرض برای هر نوشته این قابلیت فعال باشد ولی امکان انتخاب برای کاربر وجود داشته باشد (این روش رو هم توی بانک کارآفرین به کار بردم)

۳) زمانی که متن ذخیره شده است:
پس از این‌که نوشته‌ها ذخیره شد با تابعی کل دیتابیس Seek شده و جایگزینی صورت بگیرد
این روش به عنوان یک راه حل کلی منسوخ شده تقریبا ولی یه جاهایی کاربرد داره هنوز و خوبه که این تابع هم وجود داشته باشه. حالا بگم کجا کاربرد داره: فرض کنید که شما ۶ ساله دارید می‌نویسید و کلی مطلب وجود داره که ی و ک اون عربی نوشته شده با روش‌های گفته شده در بالا باید هر نوشته‌ای رو مستقل باز کرد و ویرایش کرد که کاری است بی دشوار و کاربرپسند (User-friendly) هم نیست. این تابع یه همچین جاهایی کاربرد داره که معمولا هر از چندگاهی مورد استفاده قرار می‌گیره فقط قبل از این‌که جایگزین کنه باید همه‌ی پست‌هایی رو که داره جایگزینی توش انجام می‌شه توی یک فهرست بیاره که Confirm بشه توسط کاربر و البته پیش‌فرضش باید چک مارک خورده باشند همه (این رو توی بخوان.کام انجام دادیم)

۴) زمانی که متن واکشی می‌شود: منظور همون جست‌وجو هست بیشتر با فرض این‌که همه‌ی کارهای بالا انجام شده باشه با این‌حال شدیدا پیشنهاد می‌کنم که تابعی نوشته بشه برای جست‌وجو که ی و ي – و ک و ك دو بدو با هم Or بشوند و همه‌ی نتایج نشان داده بشه که کاملا مستقل از این‌که کاربر چی تایپ می‌کنه هوشمندانه جست‌وجو انجام بشه به صورت پیش‌فرض و گزینه بده باز به کاربر که با تیک بتونه نا فعال کنه اون رو (من این روش رو برای گوگل اون موقع که بتا تستر جی‌میل بودم فرستادم که فکر کنم خوششون هم اومد سایت علیرضا هم تو سایت پارسییک تقریبا همچین کاری رو انجام داده)
روش دادن گزینه تایپ ي و ك توی فرم جست‌وجو هم پیشنهاد نمی‌شه و همینی که بالا گفتم بهتر و کامل‌تر است.

دست‌آوردهای پایانی:
• یک جاوا اسکریپت برای textarea که به صورت کاربرپسندی بشه لودش کرد مثل ایده‌ی htmlarea یا تگ id lang=fa من دیدم بعضی جاها برای صفحه کلید فارسی مستقل از یسیتم عامل rtl هم که باشه
• یک جاوا اسکریپت برای input form ها مثلا برای جست‌وجو یا فیلد نام و … که دوباره خودش لود بشه و مستقل بشه فارسی نوشت rtl فراموش نشود(من این دو تا رو بگردم فکر کنم دارم)
• یک عدد تابع با نام مثلاPost ReplaceFa Function پیش از ذخیره‌ی متن که پیش‌فرض تو هر نوشته‌ای فعال باشه ولی همه‌جا با یک Check mark بشه نافعالش کرد توی پست توی کامنت و ….
• یک تابع با نام ReplaceFa Function برای جایگزینی پس از ذخیره شدن
• یک تابع هم برای این‌که فرقی بین ي و ی و ک و ك هنگام ج