All tag results for ‘پیشگامان’

عقاید نوکانتی

خرداد ۷م, ۱۳۸۶

این نخستین بار است که پس از ۶-۷ سال موسیقی می‌شنوم که بسیار علاقه مند به زمزمه کردنش هستم. خیلی عجیب با برخی از کارهای محسن نامجو اربتبط برقرار می‌کنم و دوستشان دارم ترانه‌ی زیر یکی از ترانه‌هایی است که او اجرا کرده است همچنین من از آهنگ ترنج هم بسیار خوشم می‌آید

عقاید نوکانتی از آن من
شقایق نرماندی از آن تو

حلاوت و بی‌صبری از آن من
عشق پانزده سانتی از آن تو
ماکارونی، تمبر هندی از آن ما
خیابان شهید قندی از آن ما
قبری که بهش می‌خندی از آن ما
ذکاوت و رندی از آن ما

ز سفره چه می‌جویی
حاتم من با خودت چه می‌گویی
خاتم من دیگه واسه چی می‌جویی
ماتم من بابا تو چه پر رویی
خاتم من

اسبتو کجا می‌بندی
بوبوی من به چی تو دل می‌خندی
کوبوی من آقا به مویی بندی
سرور من خانوم به چی پابندی
شربر من

کوکوی دو شب مانده از آن ما
کپی پدر خوانده از آن ما
خلقت ناخوانده از آن ما
کپی پدر خوانده از آن ما

دولت شرمنده از آن ما
کلفتی پرونده از آن ما
ملی‌پوش بازنده از آن ما
دولت شرمنده از آن ما

انتخاب سازنده از آن ما
شاید که آینده از آن ما

حلاوت بی صبری از آن من
هر چی تو دلت خواندی از آن تو

بهرام داهی

اسفند ۲۶م, ۱۳۸۵

هر کسی که از ۴-۵ سال پیش توی وب و وب‌نامه نویسی و وب‌نامه خونی بوده باشه، لامپ رو می‌شناسه جز اولین‌ها و بهترین وب‌نامه نویس‌های فارسی بود که یک‌هو تنگستنش رو خواست عوض کنه که رفت که رفت! اما ویرایشگر (ادیتورش) رو نگه داشت. بله «ادیتور لامپ» خیلی معروف بود. اون زمانی که توی بلاگر نمی‌تونستی مستقیم فارسی بنویسی و باید کدهای یونیکد رو تولید می‌کردی و با هزار زحمت می‌انداختی توی بلاگر که پابلیش بشه، شما خاطرتون نیست می‌دونم اون موقع این ادیتور لامپ تنها ادیتوری بود که وجود داشت و همه‌ی قدیمی‌ها می‌دونن که دست کم دو سال اول وب‌نامه‌نویس‌ها هر چی نوشتن توی این ادیتور نوشتن حالا اسم ادیتورش رو عوض کرده و گذاشته «آریانویس» من هر روز لامپ رو می‌خوندم تنها وب‌نامه‌ای بود که هر روز می‌خوندمش و خیلی باحال بود تا چند وقت پیشا بایگانی مطالبش بود ولی نمی‌دونم چرا برش داشته. اما امروز که البته خیلی هم دیره فهمیدم که یک‌سالی هست دوباره بهرام داهی به همراه یک نفر دیگه شروع کرده به وب‌نامه نویسی و رادیو هم زده ۴۰ قسمت هم برنامه درست کرده اسمش رو هم گذاشتند «دیدی گفتم» که به دو زبان فارسی و انگلیسی هستش. من واقعا خوش‌حال شدم یه ۲-۳ سالی هست که فضای وب‌نامه‌نویسی فارسی همش من رو غم‌ناک می‌کنه و حس نوستالژیک شگفتی رو توی من بوجود میاره امروز با دیدن این‌که بهرام دوباره می‌نویسه این حس یکمی کمرنگ‌تر شد. درباره‌ی حس غم‌ناکم هم باید بگم که فکر می‌کنم بکارت وب‌نامه‌نویسی توسط هجمه‌ای از تازه به دوران رسیده‌ها کلا از بین رفته و من می‌دونم و می‌شناسم کسایی رو که ترجیح دادن دیگه توی این فضا نباشند و چه آدم‌های درست و حسابی بودند و چه فکرهای تمیزی داشتند.

حالا بگذریم… اگه احیانا بهرام این‌جا رو بخونه خواهشم ازش اینه که بایگانی نوشته‌های لامپ رو دوباره بگذاره البته حتما دلیل داشته برای برداشتنشون ولی من شخصا خوش‌حال می‌شم که یه جایی توی وب خیالم راحت بشه که همیشه این لامپ وجود داره


Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!